eitaa logo
فدایی مازندرانی ؛ کانون شعر و نغمه
269 دنبال‌کننده
3 عکس
11 ویدیو
0 فایل
کانون شعر و نغمه میرزا محمود فدایی مازندرانی مرکز حفظ و نشر آثار شاعران آئینی مازندران لینک ارسال شعر @fadaeimazandarani
مشاهده در ایتا
دانلود
تصویرِ جذّابیّتِ تو، مُستدام است مانندِ خورشیدی که گرمایش مُدام است محصولِ خُردادت که در بَهمن ثمر داد آغازِ فصلی نو زِ شوقِ یک قیام است در عینِ کثرت، وحدتی را مشق کردی کز مصدرش صد نِحله با این یک پیام است: جمهوریِ اسلامیِ ایران، هماره ایمانِ عینی گشته ی یک اِنسجام است یک سو اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار خشم ات با مؤمنان روی ات ولی مِهر و سلام است در جذبه ی عرفانی ات خونِ شهیدان تقدیم با عشق و درود و احترام است باید تو را از نو مرور و مشق کردن با آن قلم که فارغ از عنوان و نام است اندیشه هایِ باورِ آزادگی هات از جنسِ احرارِ دلیر و خوش مرام است با اعتقادِ راسخی گفتی که اسلام بی نقشِ مردم مثلِ حکمی ناتمام است توحید، جان، ایران، وطن، اسلام، ایمان هر واژه ات مانندِ شیری در کُنام است گفتی و ماندی رویِ مبنای ات که: اکنون اصلی ترین اقدام حفظِ این نظام است این جرعه را حتی برای خود نوشتی آنجا که گفتی شوکران را وقتِ جام است روحِ بلندت آنچنان در پَرنیان شد که انگار آزاد و رها از هر مقام است این انقلاب از جنسِ عشق است و هميشه مدیونِ آن اخلاص و ایمانِ امام(ره) است ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
ای جان من، ای عشق من، ای جاودان میهن جان می‌دهم در پای تو ای با شکوه من چون آرشم، مثل غرور رستم دستان همچون سیاوش، نقشی از اسطوره ی بهمن مثل سلیمانی و فخری زاده و چمران مانند همّت، آتشم بر فرق اهریمن مثل سهندم، چون دماوند و عَلَم کوه ام مانند تفتان، مثل یک زیبای روئین تن هم مثل ذوق رود کارونم پر از امّید هم مثل خورشید خراسان هستم و روشن در من شهیدی می تراود مثل لبخندی چون غنچه های نسترن در باغ و در گلشن در پای تو یاران هم پیمان، همه حاضر آماده ی دفع خطر، از مکر هر دشمن شور جوانمردی و شوق عاشقی هایم آوازه ای باشد میان کوچه و برزن اردیبهشتم من که با آذر به هم سازم با خاطری فرخنده تر، از لاله و سوسن مثل خلیج فارس ات تا ساحل اروند از صلح می‌گوید خزر، ای گُل فِشان دامن آباد و مانا باشی و پاینده و آزاد ای جان من، ای عشق من، ای جاودان میهن ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
ای همسفر نسیم و مهتاب بیا ای ساده ترین رباعی ناب بیا قندیل زده نگاهمان بی خورشید ای فصل بهار و چشمه‌ی آب بیا ____ بی تاب نکن قرار را جاری کن آرامش بر مدار را جاری کن بر تشنگی زمین و بر خشکی عشق باران بزن و بهار را جاری کن ____ ای آینه دار هل اتی ادرکنی افتاده گره به کارها ادرکنی در حنجره ها صدای آزادی نیست ای دست عدالت خدا ادرکنی ____ ای حُسن تو را جلوه ی حق داده برات و از نام قشنگ تو به ما داد حیات باشد که خدا عنایتی خاص کند بر صاحب ما امام مهدی(عج) صلوات انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
  السّلام ای مهد خوبی پروری السّلام ای حجّت ابن العسکری السّلام ای حق ز نامت منجلی السّلام ای معنیِ اسم علی السّلام  ای  جلوه‌ی  ایمان و عشق مظهر زیبایی عرفان و عشق السّلام ای معدن پاک  نبی السّلام  ای سقف افلاک نبی هر که استاد سخن یا شاعر است پیش توصیف تو حتما قاصر است وصف تو  یا  حجّت ابن  العسکری اینکه: یک مو  از خدایی کمتری نام زیبای تو بر لب زمزمه در نماز مرتضی و فاطمه بوی جنّت از تو احمد برده است ای که نازت را محمّد(ص) برده است ای که از نامت طراوت میچکد و از لسان الغیب، حکمت میچکد آسمان، فرش هزاران شانه ات کهکشان، بی ادعا پروانه ات سرمه‌ی چشمت شب دیجور ما هر نگاهت، استوای نور ما از زلالت، قطره ها سامان گرفت سینه های تب زده باران گرفت آمدی با ابتدای حرف نور می‌نشینم زیر ابرت تا ظهور می‌سپارم اختیارم را به اشک هر چه دارم یا ندارم را به اشک بر کویرم ابر ایمان را بگو آیه های فصل‌ باران را بگو منتظرهای بهارت میروند سروهای بی قرارت میروند کم نکن از شور شیرین ریشه را سینه های تشنه ی اندیشه را آمدی تا مژده ی باران دهی سیزده معصوم را عنوان دهی ای وجودت آخرین خورشید حق می‌دمد از مطلعت  توحید  حق مهدیا! ما را  دچار نور کن با ظهورت  تیرگی را دور کن با حضورت ای امیرالمومنین ای شُکوه مستدام  متّقین برق‌ شادی نزد سبط الهادی است سامرا امروز غرق شادی است از دل و جانم، دل و جان می‌بری جان به قربان  تو یابن العسکری انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
چون شوکران در کام خصم امروز نصرالله همچون لهیب داغ دشمن سوز نصرالله در هر غروب سرخ شورانگیز می‌تابد شوق طلوعی گرم و جان افروز نصرالله جانهای عاشق از حقیقت مست می‌گردد وقتی که شد ساقی عشق آموز نصرالله دارد هزاران از شقایق ها در این صحرا مانند چشم نرگس اش دلسوز نصرالله نَصْرٌ مِنَ اللَّه است و وَالْفَتْحی که در فردا سر می‌رسد با لشگری پیروز نصرالله انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani