#شعر_انقلاب
#دهه_فجر
تصویرِ جذّابیّتِ تو، مُستدام است
مانندِ خورشیدی که گرمایش مُدام است
محصولِ خُردادت که در بَهمن ثمر داد
آغازِ فصلی نو زِ شوقِ یک قیام است
در عینِ کثرت، وحدتی را مشق کردی
کز مصدرش صد نِحله با این یک پیام است:
جمهوریِ اسلامیِ ایران، هماره
ایمانِ عینی گشته ی یک اِنسجام است
یک سو اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار خشم ات
با مؤمنان روی ات ولی مِهر و سلام است
در جذبه ی عرفانی ات خونِ شهیدان
تقدیم با عشق و درود و احترام است
باید تو را از نو مرور و مشق کردن
با آن قلم که فارغ از عنوان و نام است
اندیشه هایِ باورِ آزادگی هات
از جنسِ احرارِ دلیر و خوش مرام است
با اعتقادِ راسخی گفتی که اسلام
بی نقشِ مردم مثلِ حکمی ناتمام است
توحید، جان، ایران، وطن، اسلام، ایمان
هر واژه ات مانندِ شیری در کُنام است
گفتی و ماندی رویِ مبنای ات که: اکنون
اصلی ترین اقدام حفظِ این نظام است
این جرعه را حتی برای خود نوشتی
آنجا که گفتی شوکران را وقتِ جام است
روحِ بلندت آنچنان در پَرنیان شد
که انگار آزاد و رها از هر مقام است
این انقلاب از جنسِ عشق است و هميشه
مدیونِ آن اخلاص و ایمانِ امام(ره) است
#جعفر_شریفی
🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی
@Fadaei_Mazandarani
#شعر_انقلاب
نداشتیم و داشته بزرگ ایل، تجربه
رفیق روزهای سخت و بی بدیل، تجربه
خیانت و مذاکره، شهادت و مقاومت
که خاطرات او پُر است از این قبیل تجربه
به قلب آسمانیاش، به روح بیکرانیاش
و بسته بر نگاه نافذش دخیل، تجربه
که گفته اشعریست صیدِ دام عمروعاص ها؟
که گفته در مذاکره شود ذلیل؟ تجربه!
به هرکسی که گفت بدگمانیات به گرگ چیست؟
بگو دلیل؟ تجربه! ، بگو دلیل؟ تجربه!
#احمد_ایرانی_نسب
🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی
@Fadaei_Mazandarani
#شعر_انقلاب
ای جان من، ای عشق من، ای جاودان میهن
جان میدهم در پای تو ای با شکوه من
چون آرشم، مثل غرور رستم دستان
همچون سیاوش، نقشی از اسطوره ی بهمن
مثل سلیمانی و فخری زاده و چمران
مانند همّت، آتشم بر فرق اهریمن
مثل سهندم، چون دماوند و عَلَم کوه ام
مانند تفتان، مثل یک زیبای روئین تن
هم مثل ذوق رود کارونم پر از امّید
هم مثل خورشید خراسان هستم و روشن
در من شهیدی می تراود مثل لبخندی
چون غنچه های نسترن در باغ و در گلشن
در پای تو یاران هم پیمان، همه حاضر
آماده ی دفع خطر، از مکر هر دشمن
شور جوانمردی و شوق عاشقی هایم
آوازه ای باشد میان کوچه و برزن
اردیبهشتم من که با آذر به هم سازم
با خاطری فرخنده تر، از لاله و سوسن
مثل خلیج فارس ات تا ساحل اروند
از صلح میگوید خزر، ای گُل فِشان دامن
آباد و مانا باشی و پاینده و آزاد
ای جان من، ای عشق من، ای جاودان میهن
#جعفر_شریفی
🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی
@Fadaei_Mazandarani