🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻
🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻
🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻
🌱🌻🌱🌻🌱🌻
🌻🌱🌻🌱🌻
🌱🌻🌱🌻
🌻🌱🌻
🌱🌻
🌻
🌻#عشق_به_طعم_انتقام
🌱#پارت۳۲۶
✨آراد✨
صبح با ماشین ارام از خونه رفتم بیرون چون ماشین خودم خراب بود رفتم شرکت و چند ساعت بعد برای کارهای اونجا از شرکت بیرون زدم و سوار ماشین شدم و داشتم به سمت قراری که داشتم میرفتم...توی راه اوا رو دیدم که داره پیاده جایی میره کنارش ماشینو نگه داشتم و شیشه رو کشیدم پایین نگاهی بهم انداخت و جلو اومد سلام کردیم که من گفتم
_کجا میری؟ میخوای برسونمت؟
انگار هول شده بود فوری گفت
+اره اره
سوار ماشین شد و با تعجب نگاش کردم و داشتم به سمت خونشون میرفتم...نمیدونم چیشد که در داشبورت رو همونجور که پشت چراغ قرمز وایساده بودم باز کردم و یه جواب ازمایش ازش اوردم بیرون...برگه رو باز کردم و داشتم با تعجب بهش نگاه میکردم...جواب ازمایش ارام برای بارداریش بود و مال چند روز پیش بود و جواب مثبت بود...این برگه تاریخش مال چند روز پیش بوده ولی ارام این موضوع رو به من نگفته یه نگاه به اوا کردم...داشت با نگرانی و تعجب بم نگاه میکرد و لب پایینشو به دندون گرفته بود چیزی نگفتم و گوشیمو برداشتم و شماره ارام روگرفتم که جواب نداد...همه ماشینا داشتن پشت سرم بوق میزدن فوری حرکت کردم و یه گوشه خیابون نگه داشتم و چند بار دیگم بهش زنگ زدم میخواستم برم خونه که اوا با صدای لرزون گفت
+آ.آرام خونه نیست
_چی؟ چی میگییی؟ پس کجاست؟؟ اصن این برگه ازمایش چیه؟؟ از کجا اومده؟؟
+اراد بهتره بری به کارت برسی
خواست پیاده شه که دستشو گرفتم و با لحن محکمی گفتم
_تو میدونی ارام کجاست؟ حتما میدونییی بگو کجاس؟؟؟
+م.من نمیدونم
_دروغ نگو اوا اصلا این برگه چیههه؟؟
اوا نفس عمیقی کشید و گفت
+ببین اراد، ارام بارداره الانم رفته بچه رو سقط کنه
شوکه شدم چی داشت میگفت؟ رفته بچه رو سقط کنه؟؟ با صدای نسبتا بلندی گفتم
_چی میگییی؟؟ ینی چی رفته بچه رو سقط کنههه؟؟ چرا به من این موضوع رو نگفتهههه؟؟
+ارام نمیخواست تو این موضوع رو بفهمی چون میترسید مخالفت کنی و نذاری بچه رو سقط کنه برا همین بهت نگفت و الان رفته بچه رو سقط کنه
فریاد زدم
_معلومه که نمیذاشتمممم اون به چه حقی بدون اجازهی من میخواد اون بچه رو بکشهههه...نمیفهمم تویی که این موضوع رو میدونستی نباید به من میگفتیییی؟؟ اون عقل نداره اون دیوونس تو باید بهم میگفتی میخواد چه غلطی بکنههه تازه رفتی کمکش کردی برا سقط بچهههههه
+اروم باش اراد...ارام رفته بچه رو سقط کنه هیچ کاریم دیگه از دست تو بر نمی....
_ببند دهنتووووووووووو...بگو کجاس؟؟؟؟ کدوم قبرستونی رفته بچهی منو سقط کنهههه
اوا از صدام ترسید و سکوت کرد که بلند تر داد زدم
_دِ جواب بدههههههه کدوم خراب شده ای الان ؟؟؟
اروم ادرس اونجارو گفت و پیاده شد عصبی ماشینو روشن کردم و با سرعت بالا به ادرسی که داده بود رفتم
🌻نویسنده؛مصباح الهدی
کپی رمان بدون ذکر منبع حرام است🔥https://harfeto.timefriend.net/17232765440029
•--------࿐✿࿐---------•
~•بسماللهالرحمنالرحیم•~
ادامــہرمان؏شقبہطعمانتقام🌸
پنجپارتنـــوشنگاهتون🪐⚡️
هدایت شده از فِراق!🫀
ِاِلهۍعَظُمَالْبَلاء ..
ُوَبَرِحَالْخَفآءُ ..
وَانْڪَشَفَالْغِطآء ..
وَانْقَطَعَالرَّجآء ..
ُوَضاقَتِالاَْرْضُ ..
ُوَمُنِعَتِالسَّمآء ..
وَاَنْتَالْمُسْتَعانُ ..
ُوَاِلَیْڪَالْمُشْتَڪۍ ..
وَعَلَیْڪَالْمُعَوَّلُفِۍالشِّدَّةِوَالرَّخآء ..
ِاَللّهُمَّصَلِّعَلۍمُحَمَّدوَالِمُحَمَّد ..
اُولِۍالاَْمْر ..
الَّذینَفَرَضْتَعَلَیْناطاعَتَهُمْ ..
وَعَرَّفْتَنابِذلِڪَمَنْزِلَتَهُمْ ..
فَفَرِّجْعَنّابِحَقِّهِمْفَرَجاًعاجِلاقَریباً ..
ڪَلَمْحِالْبَصَرِاَوهُوَاَقْرَب ..
ُیامُحَمَّدُیاعَلِۍیاعَلِۍُیامُحَمَّدُ ..
اِکْفِیانۍفَاِنَّکُماڪافِیانِ ..
وَانْصُرانۍفَاِنَّکُماناصِرانِ ..
یامَوْلانایاصاحِبَالزَّمان ..
ِالْغَوْثَالْغَوْثَالْغَوْثَ ..
اَدْرِکْنۍاَدْرِکْنۍاَدْرِکْنۍ ..
السّاعَةَالسّاعَةَالسّاعَة ..
الْعَجَلَالْعَجَلَالْعَجَل ..
َیااَرْحَمَالرّاحِمینَ ..
بِحَقِّمُحَمَّدوَالِہالطّاهِرین ..
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چهمیـشودبــازهمآقایکریمیایایــرانبخـواند
وتوگوشکنی .