eitaa logo
فِراق!🫀
1.2هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
3.6هزار ویدیو
15 فایل
«بـِسـم ربــ آرام دل هاحُسـین» • از دل سخـن میگویـیم بآشـد تا یـآر بنگـرد🌱💔 •شـروع‌عـشق‌بازے:بَدوِ خِلقَـتــ✨ •شـروع‌‌مشق‌ِ فراق:1402/3/27 "کپی‌‌!؟حلالت‌‌ خادم⇩ @gharid_tos ادمین‌‌تبلیغ‌وتبادلات⇩ @Shahidch
مشاهده در ایتا
دانلود
🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻 🌱🌻 🌻 🌻 🌱 ✨آرام✨ انقدر گریه کردم تا حالت تهوع گرفتم اولش خواستم بی تفاوت باشم ولی حالم هی بدتر میشد...به سمت دستشویی دویدم و بالا میوردم...حالم خوب نبود و دیگه توان نداشتم از بس بالا اوردم... یه مشت اب به صورتم زدم و از دستشویی اومدم بیرون و بی جون چند قدم جلو رفتم و همونجا نشستم...اراد نمیدونم از کجا پیداش شد به طرفم اومد و کنارم نشست و نگران گفت +آرام چته؟ خوبی؟ بی جون توی چشماش نگاه کردم که ادامه داد +رنگت خیلی پریده...چیزیت شده؟ دوباره حالم بد شد دستمو گرفتم جلوی دهنمو و دوباره رفتم توی دستشویی و باز بالا اوردم...دیگه هیچی توی معدم نبود ولی همچنان حالم بد بود...چند دقیقه بعد بی حال تر از قبل اومدم بیرون اراد نگران پشت در وایساده بود...بی جون باز نشستم روی زمین که اراد رفت توی اشپزخونه و نمیدونم چی درست کرد توی لیوان اب ریخت و اومد بهم داد خوردم یکم بهتر شدم...از بی حالی افتادم توی بغل اراد و سرمو گذاشتم روی سینش...داشت خوابم میبرد که دوباره حالم بد شد و از توی بغلش اومدم بیرون و رفتم توی دستشویی... کمی بالا اوردم و بیشتر عق میزدم انگار همه ی وجودم داشت بالا میومد و حالم خیلی بد بود...بعد از چند دقیقه اومدم بیرون ارادم نگران منو برد نشوند روی مبل و گفت +چته ارام؟ چرا اینجوری شدی؟ _نمیدونم اومد نشست کنارم و دستشو گذاشت روی پیشونیم و بعد از اون دوباره منو کشید توی بغلش تا صبح نه من خوابیدم و نه آراد مدام عق میزدم و دیگه هیچی توی معدم نبود... دیگه هیچ جونی توی بدنم نمونده بود و نمیدونستم چم شده...ساعت حدودا ۷ بود که اراد مانتو و روسریمو اورد و کمک کرد بپوشم با بی حالی پرسیدم _چیکار میکنی؟ +میریم بیمارستان _من بیمارستان نمیام +چرا داری با من لجبازی میکنییی؟؟ از دیشب تا حالا مدام داری بالا بیاری و حالت بده پاشو بریم ببینم چته _عادیه چون باردارم +دیگه اخه چقدر عادی؟؟ یه نگا به خودت بنداز صورتت سفیده سفیده دستمو گرفت و اروم بلندم کرد و کمکم میکرد راه بیام چون واقعا جون نداشتم 🌻نویسنده؛مصباح الهدی کپی رمان بدون ذکر منبع حرام است🔥https://harfeto.timefriend.net/17232765440029 •--------࿐✿࿐---------•
~•بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم•~ ادامــہ‌رمان‌؏شق‌بہ‌طعم‌انتقام🌸 سه پارت‌‌تقدیمتون🪐⚡️
هدایت شده از فِراق!🫀
✩。:•.───── ✨❁✨ ─────.•:。✩ 🌘-شـبـتــون مہـدۅۍ✨ 🌘-نـفــسـتـون حیدࢪۍ✨ 🌘-ذڪࢪتــون یا عݪی✨ 🌘-مہـࢪتــۅن فـاطمۍ✨ 🌘-صݕࢪتـون زیـںْݕۍ✨ 🌘-قــلــبـتـۅن ࢪضایۍ✨ 🌘-عشقـتــون حسیںْۍ✨ 🌘غیࢪتـــتــون عݪـۅۍ✨ 🌘-شبتون متعالی✨ # خاموشی چنل
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد علمدار نیامد:(💔️
،، هر که کوچک شد به پای ِتو بزرگش می‌کنند خادم ِپایین ِمجلس از همه بالاتر است ..
سینه ی ما سینه‌زنا وقف ِ موقوفه ی آقام ابالفضله :)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از فِراق!🫀
ِاِلهۍ‌عَظُمَ‌الْبَلاء .. ُوَبَرِحَ‌الْخَفآءُ .. وَانْڪَشَفَ‌الْغِطآء .. وَانْقَطَعَ‌الرَّجآء .. ُوَضاقَتِ‌الاَْرْضُ .. ُوَمُنِعَتِ‌السَّمآء .. وَاَنْتَ‌الْمُسْتَعانُ .. ُوَاِلَیْڪَ‌الْمُشْتَڪۍ .. وَعَلَیْڪَ‌الْمُعَوَّلُ‌فِۍالشِّدَّةِوَالرَّخآء .. ِاَللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلۍ‌مُحَمَّدوَالِ‌مُحَمَّد .. اُولِۍالاَْمْر .. الَّذینَ‌فَرَضْتَ‌عَلَیْنا‌‌طاعَتَهُمْ .. وَعَرَّفْتَنابِذلِڪَ‌مَنْزِلَتَهُمْ .. فَفَرِّجْ‌عَنّابِحَقِّهِمْ‌فَرَجاًعاجِلا‌قَریباً .. ڪَلَمْحِ‌الْبَصَرِاَوهُوَاَقْرَب .. ُیامُحَمَّدُیاعَلِۍیاعَلِۍُیامُحَمَّدُ .. اِکْفِیانۍ‌فَاِنَّکُماڪافِیانِ .. وَانْصُرانۍ‌فَاِنَّکُماناصِرانِ .. یامَوْلانایاصاحِبَ‌الزَّمان .. ِالْغَوْثَ‌الْغَوْثَ‌الْغَوْثَ .. اَدْرِکْنۍاَدْرِکْنۍاَدْرِکْنۍ .. السّاعَةَالسّاعَةَ‌السّاعَة .. الْعَجَلَ‌الْعَجَلَ‌الْعَجَل .. َیااَرْحَمَ‌الرّاحِمینَ .. بِحَقِّ‌مُحَمَّد‌وَالِہ‌الطّاهِرین ..
وعباس،کفیل دل‌های رنج‌دیده دردنیاست(:💔
ماه من،ابلفضل بمیرم برات :)))💔!