🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻
🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻
🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻
🌱🌻🌱🌻🌱🌻
🌻🌱🌻🌱🌻
🌱🌻🌱🌻
🌻🌱🌻
🌱🌻
🌻
🌻#عشق_به_طعم_انتقام
🌱#پارت۳۴۱
✨آرام✨
جلوش دو زانو نشستم روی زمین و با گریه بهش التماس میکردم...التماسام و گریه هام دل سنگ رو هم آب میکرد ولی اراد انگار قلبش از یه تیکه سنگ هم بدتر بود صدای باران به گوشم میخورد بلند شدم میخواستم برم به طرفش که اراد دستمو گرفت و به طرف اتاق میکِشوند گریه ها و التماسام تمومی نداشت...مقاوت میکردم تا منو وارد اتاق خواب نکنه ولی زورش خیلی زیاد بود...منو برد داخل اتاق و به سمت دیوار پرتم کرد که خوردم توی دیوار و افتادم روی زمین نگاه خشمگینی بهم کرد و از اتاق رفت بیرون و درو قفل کرد...با گریه به طرف در قفل شده رفتم و به در میکوبیدم و با گریه به اراد التماس میکردم و یهو شروع کردم به اراد بد و بیراه بگم...دستمو مشت کرده بودم و به در میکوبیدم و به اراد بد و بیراه میگفتم و گریه میکردم...خبری از آراد نبود قلبم درد گرفته بود از این همه فشار...خیر سرم میخواستم خبر بارداریمو به اراد بدم ببین چیشد
تا شب توی اتاق زندانی بودم انقدر گریه کردم و به در کوبیدم و فریاد زدم تا خسته شدم...اخر شب بود که در اتاق باز شد اراد اومد داخل با گریه از جام بلند شدم و به طرفش رفتم و گفتم
_بچمو کجا بردیییی؟؟؟ چیکارش کردییی؟؟ برو بیارش برو بچمو بیار
+دیگه نمیبینیش
یقشو توی دستم گرفتم و گفتم
_کثافتتتتتت بچمو به کی دادیییی؟؟؟ سنگدل بی رحمممممم...بابا اون بچه ی خودتم هست چطور میتونی انقدر سنگدل باشیییییی چیکارش کردییییی؟؟؟ اخه ادم بچشو قمار میکنههههه؟؟
دستشو گذاشت روی دستمو و یقشو از دستم جدا کرد و منو به عقب پرت کرد و گفت
+بسههه دیگهههه اراممممم...تو دیگه اونو نمیبینی خفه شووو انقدر تقلا نکن
_چیجوری انقدر تغییر کردیییی؟؟ چیجوری انقدر بی رحم شدیییی؟؟
اراد به طرفم اومد و چونمو توی دستش گرفت و فشرد...تمام حرصشو ریخته بود توی دستشو داشت چونمو فشاد میداد و من فقط گریه میکردم...مدتی بعد چونمو ول کرد و از اتاق رفت بیرون و باز درو قفل کرد...با تمام توانم فریاد زدمممم
_نمیبخشمت اراااااااد نمیبخشمتتتتتتتتت
🌻نویسنده؛مصباح الهدی
کپی رمان بدون ذکر منبع حرام است🔥https://harfeto.timefriend.net/17232765440029
هدایت شده از فِراق!🫀
ِاِلهۍعَظُمَالْبَلاء ..
ُوَبَرِحَالْخَفآءُ ..
وَانْڪَشَفَالْغِطآء ..
وَانْقَطَعَالرَّجآء ..
ُوَضاقَتِالاَْرْضُ ..
ُوَمُنِعَتِالسَّمآء ..
وَاَنْتَالْمُسْتَعانُ ..
ُوَاِلَیْڪَالْمُشْتَڪۍ ..
وَعَلَیْڪَالْمُعَوَّلُفِۍالشِّدَّةِوَالرَّخآء ..
ِاَللّهُمَّصَلِّعَلۍمُحَمَّدوَالِمُحَمَّد ..
اُولِۍالاَْمْر ..
الَّذینَفَرَضْتَعَلَیْناطاعَتَهُمْ ..
وَعَرَّفْتَنابِذلِڪَمَنْزِلَتَهُمْ ..
فَفَرِّجْعَنّابِحَقِّهِمْفَرَجاًعاجِلاقَریباً ..
ڪَلَمْحِالْبَصَرِاَوهُوَاَقْرَب ..
ُیامُحَمَّدُیاعَلِۍیاعَلِۍُیامُحَمَّدُ ..
اِکْفِیانۍفَاِنَّکُماڪافِیانِ ..
وَانْصُرانۍفَاِنَّکُماناصِرانِ ..
یامَوْلانایاصاحِبَالزَّمان ..
ِالْغَوْثَالْغَوْثَالْغَوْثَ ..
اَدْرِکْنۍاَدْرِکْنۍاَدْرِکْنۍ ..
السّاعَةَالسّاعَةَالسّاعَة ..
الْعَجَلَالْعَجَلَالْعَجَل ..
َیااَرْحَمَالرّاحِمینَ ..
بِحَقِّمُحَمَّدوَالِہالطّاهِرین ..