حماسِـہ [باحالِمناسب]
بعش هذا حزنك و هذهکتفی .
این اندوه تو این شانهی من !(:
چهخوش صیدِ دلم کردی بنازم #چَشمِمستت را
که کَس #آهویوحشی را از این خوشتر نمیگیرد (:
خدا را رحمی ایمُنْعِم که درویشِسرِکویَت
دری دیگر نمیدانَد ؛ رهی دیگر نمیگیرد
بدین شعرِ ترِ شیرین ز شاهنشَه عجب دارم
که سرتاپایِحافظرا چرا در #زَر نمیگیرد !