▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۷)
ارث و میراث بر پایه برادری در اظله
یکی دیگر از ادله اعتقاد به اظله، سه حدیث است که در آن ادعا شده قائم (عج) پس از قیام، ارث را بر اساس برادری در عالم اظله تقسیم میکند؛ نه بر اساس برادری نسبی و خویشاوندی. این احادیث در آثار شیخ صدوق (الخصال، الفقیه، الهدایة و اعتقادات الإمامیة) و دلائل الإمامة نقل شده است. در کتب غلات، مانند الهفت نیز آمده است.
در این پیوند توضیح داده شده است که این احادیث بر خلاف کتاب و سنت، و به تعالیم باطنی غلات درباره حقوق اخوان، وابسته است:
https://deraayaat.ir/mirath_azellah/
#اظله
#حقوق_اخوان
@Gholow
هدایت شده از میراث امامان
🕋 حدیث حج جابر به روایت امام جعفر صادق (ع)
✍ امیرحسن خوروش
یکی از احادیث جابر بن عبدالله انصاری که به روایت امام جعفر صادق (ع) مشهور شده، حدیث حج است. این حدیث را امام صادق (ع) از پدرشان امام محمد باقر (ع) از جابر بن عبدالله روایت میکنند. این حدیث به تفصیل داستان حج پیامبر (ص) در سال دهم هجری از زمان خروج از مدینه تا پایان مناسک را گزارش میکند.
به نظر میرسد که این حدیث مشهورترین و پرسندترین حدیث امام جعفر صادق (ع) باشد و انتساب آن به ایشان قطعی باشد. در طبقۀ اول بیش از 20 راوی این حدیث را از امام صادق (ع) روایت میکنند و در طبقۀ دوم حدود 100 نفر حضور دارند. همچنین حداقل 13 حلقۀ مشترکی فرعی، این حدیث را مستقیماً از امام صادق (ع) روایت میکنند.
نقل این حدیث در شهرهای مدینه، مکه، بصره، و کوفه شایع بوده و فقهای مهم هر چهار شهر -مانند مالک بن انس، ابن جریج، یحیی بن سعید قطّان، و سفیان ثوری- این حدیث را از امام صادق (ع) روایت میکنند. همچنین در منابع امامیه، اشاره شده به اینکه امام صادق (ع) این حدیث را بر افراد املاء میکردند و در کتاب معاویة بن عمار نیز نقلی از امام صادق (ع) روایت شده که به نظر میرسد شرح این حدیث است.
امام صادق (ع) تنها راوی این حدیث از امام باقر (ع) نیستند و ابن اسحاق (د. 150ق) -سیرهنگار مشهور- نیز این روایت را از امام باقر (ع) نقل میکند؛ همچنانکه عطاء (د. 117ق) و مجاهد (د. 107ق) تحریرهایی از این حدیث را مستقل از امام باقر (ع) از جابر روایت میکنند.
متن کامل یادداشت:
https://deraayaat.ir/hajj/
@Al_Meerath
هدایت شده از غلوپژوهی | درایات
📜 خلاصه فصول کتاب
نصیریه: تاریخ، منابع و عقاید
✍️ عمیدرضا اکبری
مطالعه در سایت درایات:
deraayaat.ir/nusayriyah/
@gholow
غلوپژوهی | درایات
▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۷) ارث و میراث بر پایه برادری در اظله یکی دیگر از ادله اعتقاد به
▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۸)
بررسی تطبیق آیه ۱۶ سوره جن بر عالم اظله
https://deraayaat.ir/jenn_azellah/
#اظله
#تفسیر_باطن
@Gholow
پژوهشی درباره ذیل دعای عرفه، ترابی، میقات حج 51، 1384.pdf
حجم:
1.6M
پژوهشی درباره ذیل دعای عرفه
حسین ترابی، میقات حج 51، 1384
@Gholow
هدایت شده از آثار | صحف مطهرة
▪️صدقه دادن در روز عرفه و پایان آن
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ اَلْحَلَبِيِّ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ وَ حَفْصِ بْنِ اَلْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: فِي اَلرَّجُلِ يُعْتِقُ اَلْمَمْلُوكَ قَالَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُعْتِقُ بِكُلِّ عُضْوٍ مِنْهُ عُضْواً مِنَ اَلنَّارِ قَالَ وَ يُسْتَحَبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَقَرَّبَ إِلَى اَللَّهِ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ وَ يَوْمَ عَرَفَةَ بِالْعِتْقِ وَ اَلصَّدَقَةِ.
📚الکافي، ج6، ص180
از امام صادق (ع) روایت شده است که مستحب است انسان در شامگاه عرفه (یعنی پایان روز عرفه) و روز عرفه با آزاد کردن برده و صدقه دادن به سوی خداوند تقرّب جوید.
@AlAthar
هدایت شده از آثار | صحف مطهرة
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلنا مَنسَكًا لِيَذكُرُوا اسمَ اللّهِ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُم مِن بَهِيمَةِ الأَنعامِ فَإِلٰهُكُم إِلٰهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسلِمُوا وَبَشِّرِ المُخبِتِينَ. (۳۴) الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَت قُلُوبُهُم وَالصّابِرِينَ عَلَىٰ مَا أَصابَهُم وَالمُقِيمِي الصَّلاةِ وَمِمّا رَزَقناهُم يُنفِقُونَ. (۳۵) وَالبُدنَ جَعَلناها لَكُم مِن شَعائِرِ اللّهِ لَكُم فِيها خَيرٌ فَاذكُرُوا اسمَ اللّهِ عَلَيها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَت جُنُوبُها فَكُلُوا مِنها وَأَطعِمُوا القانِعَ وَالمُعتَرَّ كَذٰلِكَ سَخَّرناها لَكُم لَعَلَّكُم تَشكُرُونَ. (۳۶)
و برای هر امتی عبادتی ویژه قرار دادهایم تا نام خدا را بر آنچه كه از دامهای زبان بسته روزی آنان نمودهایم ذكر كنند. پس معبود شما خدای یكتاست؛ بنابراین فقط تسلیم او شوید. و فرمانبرداران فروتن را مژده ده. (۳۴) همانان كه وقتی خدا یاد شود، دلهایشان میهراسد، و بر آنچه به آنان میرسد، شكیبایند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزی آنان نمودیم، انفاق میكنند. (۳۵) شتران قربانی را برای شما از شعایر خدا قرار دادیم، برای شما در آنها سودی است؛ در حالی كه به نظم در خط مستقیم ایستادهاند، نام خدا را بر آنها ذكر كنید، و زمانی كه به پهلو در افتادهاند، از آنها بخورید و به تهیدستانی كه اهل درخواست كردن نیستند و فقیرانی كه اهل درخواست كردن هستند، بخورانید. اینگونه آنها را برای شما مسخّر كردیم تا سپاسگزاری كنید. (۳۶)
📖 الحج، ۳۴-۳۶، ترجمه انصاریان
@AlAthar
«الملك يبقى مع الكفر ولا يبقى مع الظلم»
(زمامداری با کفر باقی میماند، اما با ظلم باقی نمیماند.)
خبر «الملك يبقى مع الكفر ولا يبقى مع الظلم» در قدیمیترین منابع به عنوان امری تجربی از پیشینیان مطرح شده است. (مفيد العلوم ومبيد الهموم، منسوب به خوارزمی م 383ق، ص313). ثعالبی (م 429ق) آن را به عنوان ضرب المثل ذکر کرده است (التمثيل والمحاضرة، ص130). او در جای دیگر، و برخی پسینیان این را گفته نجاشی حاکم حبشه در دوره جاهلی دانستهاند (الإعجاز والإيجاز، ص72؛ ربيع الأبرار ونصوص الأخيار، ج3، ص312). ماوردی (م 450ق) آن را به بعضی حکما منسوب کرده (أدب الدنيا والدين، ص140؛ درر السلوك في سياسة الملوك، ص93. نیز نک: المنهج المسلوك في سياسة الملوك، شیزری، ص362) و نظام الملک طوسی (م485ق) آن را از بعضی علمای دین شمرده است (سير الملوك، ص48).
نخستین باز از حدود سدۀ ششم صوفیان این مثل را حدیث نبوی خواندهاند (التبر المسبوك في نصيحة الملوك، غزالی م 505ق، ص44؛ مرصاد العباد، نجم الدین دایه م 654، ص231). این نگاه به صورت تردید آمیز به برخی تفاسیر عامه نیز راه یافت («تفسير فخر رازی م 606ق، ج18، ص410).
با این حال در اندک یادکردهای مصادر امامی، محدثان متأخر این حکمت را به کسی منسوب نمیکردند (جامع الأخبار، شعيري، ص119؛ تفسير الصافي، ج2، ص477؛ بحار الأنوار، ج72، ص331). بیشتر برخی معاصران امامی آن را از رسول الله ص نقل کرده اند (برای نمونه: مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج23، ص733). و عجیبتر اینکه امروزه برخی آن را حکمت امیرالمؤمنین ع میپندارند.
در مقاله «بررسی سندی و محتوایی گزارۀ المُلکَ یَبقَی مَعَ الکُفرِ وَ لا یَبقَی مَعَ الظُّلمِ» (محمدابراهيم روشن ضمير، مطالعات فهم حدیث، ش5، 1395ش) با حکم به بیسندی روایت تلاش کرده که دلالت آن را نیز نقد کند. ولی چندان به منابع متقدم روایت و انتسابهای موازی توجه نداده است. برخی از مفهومگیریهای مقاله از این سخن نیز جای مناقشه دارد. برای نمونه بر خلاف نظر نویسنده (ص16) این سخن بقای هر حکومت عادلانهای را تضمین نکرده است. چنانکه ناهمخوانی این سخن مجمل با آیات هلاک اقوام کافر قطعی نیست. زیرا جای پرسش است که آیا خداوند کافران را فقط برای کفرشان در دنیا عذاب کرد؟ احتمال تأثیر عوامل دیگر مانند ظلم و شرک و فساد از برخی آیات برمیآید (نمونه، النمل: ۵۲؛ الأعراف: ۸۴، ۱۰۳). قرآن عذاب را مشروط به اتمام حجت میداند (القصص: 59) از برخی روایات و تجارب تاریخی نیز به نظر میآید عذاب برخی کافران صرفاً به قیامت واگذار شده است. ضمناً این سخن به طور خاص ناظر به ملک و سلطنت است نه بقا یا هلاک اقوام و ملل.
برای جمله دوم سخن نیز میتوان در روایات شواهدی یافت (نمونه: الأمالی للمفید، ص310). برخی گذشتگان نیز ناظر به روایات نبوی چنین معانی استنباط کردهاند (روضة العقلاء ونزهة الفضلاء، ص269)
#انتسابهای_موازی
@Gholow
هدایت شده از قبسات مددی
قبسات مددی 89.mp3
زمان:
حجم:
1.6M
◀️ روایات با مضمون عرفانی
#مصباحالشریعه
#حسنزاده
#اسماعیلیه
#عامه
#صوفیه
#عرفان
•┈┈••✾🌷✾••┈┈•
🔰 کانال «قبسات مددی»
🌐@qabasat_madadi
هدایت شده از غلوپژوهی | درایات
غدیر در عبقات الأنوار
✍محمدمهدی دلیر
با وجود بحثهای فراوان پیرامون حدیث غدیر در طول تاریخ، پیش از نگارش عبقات الأنوار، نمیتوان اثری یافت که به تفصیل به تمام زوایای این حدیث پرداخته و شبهات گوناگون اهل سنت در سند و دلالت آن را پاسخ گفته باشد؛ چه آنکه تلاشهای علامه میرحامد حسین هندی محدود به پاسخگویی به اشکالات عبد العزیز دهلوی نبوده، بلکه با ریشهشناسی شبهات، عبارات دهلوی را دستمایهای برای طرح و نقد بیانات پیشینیان عامه قرار داده و اثری جامع و متقن از خود به جای گذاشته است.
بحث سندی
وی در بخش سند حدیث، تواتر و فراوانی اسناد حدیث را نشان داده است. او این مهم را از دو راه به سرانجام رسانده است:
نخست: گفتار دانشمندان اهل سنت در اعتراف به تواتر یا تکثر طرق حدیث، از مشاهیری همچون شمس الدین ذهبی، ابن حجر عسقلانی، شمس الدین جزری، جلال الدین سیوطی و…
دوم: برشماری نگاشتههای اختصاصی عالمان مقبول سنی در جمعآوری اسناد حدیث غدیر. کتاب ابن عقده، ابن جریر طبری، حاکم حسکانی، ابومسعود سجستانی، شمس الدین ذهبی و... از این دستهاند.
در خلال هر یک از این مباحث، نسبتسنجی اقوال به علما، درستی انتساب نگاشتهها به صاحبان آن و میزان مقبولیت شخصیت علمی ایشان به تفصیل مورد واکاوی قرار گرفته است.
در دنبالۀ بحث سند حدیث، بررسی اشکالاتی که از سوی مخالفان به درستی و اصالت حدیث وارد شده پیگیری شده است. اشکالهای مطرحشده در حوزه اعتبار حدیث کلی بوده، و اشکالگران خود را با اسناد آن مستقیم درگیر نساختهاند. محور این شبهات عبارتند از: نقل نشدن حدیث در صحیحین و دیگر صحاح عامه، عدم نقل ثقات و بزرگان، قدح چند نفر انگشتشمار از متقدمان اهل سنت در درستی حدیث و ناسازگاری با تاریخ. برخی نیز اصل حدیث را پذیرفته اما تواتر آن را غیرقابلاثبات خواندهاند. در پاسخ به هریک از این اشکالات، علامه به تفصیل از روشهای مختلف بهره برده و خلأ تلاشهای پیشینیان را پر کرده است، بهگونهای که پاسخ به اشکال طعن جاحظ در حدیث غدیر حجمی نزدیک به یک جلد قطور را به خود اختصاص داده است.
بحث دلالی:
تکیهگاه اساسی اهل سنّت در نقد این حدیث دلالت آن بوده است. آنان واژه «مولی» را با معنای «اولی به تصرف» و حاکمیت بیگانه دانسته، و حتی از شواهد گوناگون بر این معنا در آثار خود چشمپوشی کردهاند.
سیر منطقی اثبات دلالت حدیث بر امامت بدین صورت است که نخست باید واژه «مولی» معنا شده و ظرفیت افادۀ معنای امامت یا مفهومی نزدیک به آن در آن اثبات شود. در گام بعد این مهم باید روشن شود که «مولی» در سیاق حدیث غدیر نمیتواند معنایی جز امامت داشته باشد. علّامه میرحامد با معناشناسی دقیق این واژه بر اساس روشهای متنوّع بهنیکی این نکته ر اثبات کرده که معنای اولویت در تصرّف از معانی اصیل و حقیقی «مولی» بوده و انکارهای پیدرپی مخالفان پایۀ استواری ندارد.
گذشته از این، شواهد مختلف درون و برونمتنی حاکی از آن است که تنها همین معنا در متن حدیث مد نظر بوده است. قرائنی همچون: نزول آیات مرتبط با واقعۀ غدیر، سیاق متن حدیث، تلقّی اصحاب و معاصران صدور، گونههای مختلف از متن حدیث، بازشناسی معنای «مولی» در دیگر احادیث غیر از غدیر، فهم اندیشمندان عامّی و... همگی درستی دیدگاه شیعه در تفسیر حدیث غدیر را به کرسی مینشاند.
البته معنای اولی به تصرّف یکی از معانی «مولی» بوده که مساوی با امامت است و حتّی اگر عالمان اهل سنّت به هر دلیلی این معنا را از معانی حقیقی «مولی» ندانند، با استناد به گفتار منابع پرشماری از اهل سنّت معانی دیگری همچون: ولیّ، سیّد، متصرّف و متولّی برای «مولی» اثباتپذیر است. نکتۀ قابل توجّه در این مسیر آن است که اثبات معانی یادشده در تحقیق میرحامدحسین، منحصر در نگاشتههای رشتهای خاص از دانش مانند لغت نبوده و طیفهای متنوّع منابع تفسیری، حدیثی و… نیز آن را پشتیبانی میکنند.
برخی عالمان اهل سنّت افزودهاند: حتی بر فرض پذیرش معنای «اولی به تصرف» برای اصل واژۀ «مولی»، از جهاتی نمیتوان از حدیث غدیر معنای اولویت در تصرّف و امامت را برداشت کرد. در دیدگاه اینان نهایت فضیلت اثباتپذیر از حدیث برای امیرمؤمنان علیه السلام، ضرورت محبّت ایشان است که با شایستگی برای امامت ارتباطی ندارد. برخی از شواهدی که برای اثبات انحصار معنای محبّت به آن تکیه کردهاند عبارت است از: فقرۀ پایانی حدیث، برداشت اهل بیت علیهم السلام از حدیث و شأن صدور آن.
برخی نیز خارج از این فضاها، در چارچوب تفکّر صوفی_سنی خود، حدیث را ناظر به ولایتی باطنی و صوفیانه دانستهاند که با امامت ظاهری ملازمهای نداشته و با این تأویل، خلفای سهگانه را در جایگاه خود محفوظ داشتهاند.
@gholow
هدایت شده از غلوپژوهی | درایات
توجه به مباحث مرتبط
علّامه میرحامدحسین در هر قدم به ارائۀ گزارش اجمالی بسنده نکرده و هر اشکالی که پیرامون آن قرینه مطرح شده و یا حتّی اشکالات احتمالی و مقدّر را پاسخ گفته است. برای نمونه نزول آیه: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ» در واقعۀ غدیر تنها یکی از مجموع آیات مرتبط با دلالت حدیث غدیر بوده، و تمام آن آیات نیز حجم کمی از مجموع کلّی قرائن دلالت حدیث بر امامت را شامل میشود. از این روی، اگر دست شیعه از استدلال به این آیه کوتاه شود هیچ خللی در معناشناسی حدیث غدیر به وجود نمیآید.
میرحامدحسین مهمترین اشکالات به ارتباط این آیه با غدیر که از سوی ابن تیمیه مطرح شده را بازگو نموده و به پاسخگویی بدان پرداخته است.
در پیچ و تاب این همه چالش و یافتن راههای گوناگون برای برونرفت از آنها است که عبقات الأنوار به موسوعهای بیهمتا بدل گشته است. هرچند با ابزارها و دسترسیهای گسترده امروزی، در بسیاری از جوانب بحث نيازمند تحقیقات تفصیلیتر و با رویکرد تاریخیتر هستیم.
این مختصر که در شرح زحمات این عالم پرتلاش در این حدیث گذشت با واقعیت عینی آن فاصلهای بسیار داشته، و ارج آن جز با مطالعۀ مستقیم و عمیق دسترنجِ خامۀ بدایعنگار وی هویدا نمیشود. جزاه اللّه خير ما جزى المجاهدين الصادقين، وحشره مع أجداده الطاهرین.
@gholow