هدایت شده از آثار | صحف مطهرة
▪️صدقه دادن در روز عرفه و پایان آن
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ اَلْحَلَبِيِّ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ وَ حَفْصِ بْنِ اَلْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: فِي اَلرَّجُلِ يُعْتِقُ اَلْمَمْلُوكَ قَالَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُعْتِقُ بِكُلِّ عُضْوٍ مِنْهُ عُضْواً مِنَ اَلنَّارِ قَالَ وَ يُسْتَحَبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَقَرَّبَ إِلَى اَللَّهِ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ وَ يَوْمَ عَرَفَةَ بِالْعِتْقِ وَ اَلصَّدَقَةِ.
📚الکافي، ج6، ص180
از امام صادق (ع) روایت شده است که مستحب است انسان در شامگاه عرفه (یعنی پایان روز عرفه) و روز عرفه با آزاد کردن برده و صدقه دادن به سوی خداوند تقرّب جوید.
@AlAthar
هدایت شده از آثار | صحف مطهرة
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلنا مَنسَكًا لِيَذكُرُوا اسمَ اللّهِ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُم مِن بَهِيمَةِ الأَنعامِ فَإِلٰهُكُم إِلٰهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسلِمُوا وَبَشِّرِ المُخبِتِينَ. (۳۴) الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَت قُلُوبُهُم وَالصّابِرِينَ عَلَىٰ مَا أَصابَهُم وَالمُقِيمِي الصَّلاةِ وَمِمّا رَزَقناهُم يُنفِقُونَ. (۳۵) وَالبُدنَ جَعَلناها لَكُم مِن شَعائِرِ اللّهِ لَكُم فِيها خَيرٌ فَاذكُرُوا اسمَ اللّهِ عَلَيها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَت جُنُوبُها فَكُلُوا مِنها وَأَطعِمُوا القانِعَ وَالمُعتَرَّ كَذٰلِكَ سَخَّرناها لَكُم لَعَلَّكُم تَشكُرُونَ. (۳۶)
و برای هر امتی عبادتی ویژه قرار دادهایم تا نام خدا را بر آنچه كه از دامهای زبان بسته روزی آنان نمودهایم ذكر كنند. پس معبود شما خدای یكتاست؛ بنابراین فقط تسلیم او شوید. و فرمانبرداران فروتن را مژده ده. (۳۴) همانان كه وقتی خدا یاد شود، دلهایشان میهراسد، و بر آنچه به آنان میرسد، شكیبایند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزی آنان نمودیم، انفاق میكنند. (۳۵) شتران قربانی را برای شما از شعایر خدا قرار دادیم، برای شما در آنها سودی است؛ در حالی كه به نظم در خط مستقیم ایستادهاند، نام خدا را بر آنها ذكر كنید، و زمانی كه به پهلو در افتادهاند، از آنها بخورید و به تهیدستانی كه اهل درخواست كردن نیستند و فقیرانی كه اهل درخواست كردن هستند، بخورانید. اینگونه آنها را برای شما مسخّر كردیم تا سپاسگزاری كنید. (۳۶)
📖 الحج، ۳۴-۳۶، ترجمه انصاریان
@AlAthar
«الملك يبقى مع الكفر ولا يبقى مع الظلم»
(زمامداری با کفر باقی میماند، اما با ظلم باقی نمیماند.)
خبر «الملك يبقى مع الكفر ولا يبقى مع الظلم» در قدیمیترین منابع به عنوان امری تجربی از پیشینیان مطرح شده است. (مفيد العلوم ومبيد الهموم، منسوب به خوارزمی م 383ق، ص313). ثعالبی (م 429ق) آن را به عنوان ضرب المثل ذکر کرده است (التمثيل والمحاضرة، ص130). او در جای دیگر، و برخی پسینیان این را گفته نجاشی حاکم حبشه در دوره جاهلی دانستهاند (الإعجاز والإيجاز، ص72؛ ربيع الأبرار ونصوص الأخيار، ج3، ص312). ماوردی (م 450ق) آن را به بعضی حکما منسوب کرده (أدب الدنيا والدين، ص140؛ درر السلوك في سياسة الملوك، ص93. نیز نک: المنهج المسلوك في سياسة الملوك، شیزری، ص362) و نظام الملک طوسی (م485ق) آن را از بعضی علمای دین شمرده است (سير الملوك، ص48).
نخستین باز از حدود سدۀ ششم صوفیان این مثل را حدیث نبوی خواندهاند (التبر المسبوك في نصيحة الملوك، غزالی م 505ق، ص44؛ مرصاد العباد، نجم الدین دایه م 654، ص231). این نگاه به صورت تردید آمیز به برخی تفاسیر عامه نیز راه یافت («تفسير فخر رازی م 606ق، ج18، ص410).
با این حال در اندک یادکردهای مصادر امامی، محدثان متأخر این حکمت را به کسی منسوب نمیکردند (جامع الأخبار، شعيري، ص119؛ تفسير الصافي، ج2، ص477؛ بحار الأنوار، ج72، ص331). بیشتر برخی معاصران امامی آن را از رسول الله ص نقل کرده اند (برای نمونه: مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج23، ص733). و عجیبتر اینکه امروزه برخی آن را حکمت امیرالمؤمنین ع میپندارند.
در مقاله «بررسی سندی و محتوایی گزارۀ المُلکَ یَبقَی مَعَ الکُفرِ وَ لا یَبقَی مَعَ الظُّلمِ» (محمدابراهيم روشن ضمير، مطالعات فهم حدیث، ش5، 1395ش) با حکم به بیسندی روایت تلاش کرده که دلالت آن را نیز نقد کند. ولی چندان به منابع متقدم روایت و انتسابهای موازی توجه نداده است. برخی از مفهومگیریهای مقاله از این سخن نیز جای مناقشه دارد. برای نمونه بر خلاف نظر نویسنده (ص16) این سخن بقای هر حکومت عادلانهای را تضمین نکرده است. چنانکه ناهمخوانی این سخن مجمل با آیات هلاک اقوام کافر قطعی نیست. زیرا جای پرسش است که آیا خداوند کافران را فقط برای کفرشان در دنیا عذاب کرد؟ احتمال تأثیر عوامل دیگر مانند ظلم و شرک و فساد از برخی آیات برمیآید (نمونه، النمل: ۵۲؛ الأعراف: ۸۴، ۱۰۳). قرآن عذاب را مشروط به اتمام حجت میداند (القصص: 59) از برخی روایات و تجارب تاریخی نیز به نظر میآید عذاب برخی کافران صرفاً به قیامت واگذار شده است. ضمناً این سخن به طور خاص ناظر به ملک و سلطنت است نه بقا یا هلاک اقوام و ملل.
برای جمله دوم سخن نیز میتوان در روایات شواهدی یافت (نمونه: الأمالی للمفید، ص310). برخی گذشتگان نیز ناظر به روایات نبوی چنین معانی استنباط کردهاند (روضة العقلاء ونزهة الفضلاء، ص269)
#انتسابهای_موازی
@Gholow
هدایت شده از قبسات مددی
قبسات مددی 89.mp3
زمان:
حجم:
1.6M
◀️ روایات با مضمون عرفانی
#مصباحالشریعه
#حسنزاده
#اسماعیلیه
#عامه
#صوفیه
#عرفان
•┈┈••✾🌷✾••┈┈•
🔰 کانال «قبسات مددی»
🌐@qabasat_madadi
هدایت شده از غلوپژوهی | درایات
غدیر در عبقات الأنوار
✍محمدمهدی دلیر
با وجود بحثهای فراوان پیرامون حدیث غدیر در طول تاریخ، پیش از نگارش عبقات الأنوار، نمیتوان اثری یافت که به تفصیل به تمام زوایای این حدیث پرداخته و شبهات گوناگون اهل سنت در سند و دلالت آن را پاسخ گفته باشد؛ چه آنکه تلاشهای علامه میرحامد حسین هندی محدود به پاسخگویی به اشکالات عبد العزیز دهلوی نبوده، بلکه با ریشهشناسی شبهات، عبارات دهلوی را دستمایهای برای طرح و نقد بیانات پیشینیان عامه قرار داده و اثری جامع و متقن از خود به جای گذاشته است.
بحث سندی
وی در بخش سند حدیث، تواتر و فراوانی اسناد حدیث را نشان داده است. او این مهم را از دو راه به سرانجام رسانده است:
نخست: گفتار دانشمندان اهل سنت در اعتراف به تواتر یا تکثر طرق حدیث، از مشاهیری همچون شمس الدین ذهبی، ابن حجر عسقلانی، شمس الدین جزری، جلال الدین سیوطی و…
دوم: برشماری نگاشتههای اختصاصی عالمان مقبول سنی در جمعآوری اسناد حدیث غدیر. کتاب ابن عقده، ابن جریر طبری، حاکم حسکانی، ابومسعود سجستانی، شمس الدین ذهبی و... از این دستهاند.
در خلال هر یک از این مباحث، نسبتسنجی اقوال به علما، درستی انتساب نگاشتهها به صاحبان آن و میزان مقبولیت شخصیت علمی ایشان به تفصیل مورد واکاوی قرار گرفته است.
در دنبالۀ بحث سند حدیث، بررسی اشکالاتی که از سوی مخالفان به درستی و اصالت حدیث وارد شده پیگیری شده است. اشکالهای مطرحشده در حوزه اعتبار حدیث کلی بوده، و اشکالگران خود را با اسناد آن مستقیم درگیر نساختهاند. محور این شبهات عبارتند از: نقل نشدن حدیث در صحیحین و دیگر صحاح عامه، عدم نقل ثقات و بزرگان، قدح چند نفر انگشتشمار از متقدمان اهل سنت در درستی حدیث و ناسازگاری با تاریخ. برخی نیز اصل حدیث را پذیرفته اما تواتر آن را غیرقابلاثبات خواندهاند. در پاسخ به هریک از این اشکالات، علامه به تفصیل از روشهای مختلف بهره برده و خلأ تلاشهای پیشینیان را پر کرده است، بهگونهای که پاسخ به اشکال طعن جاحظ در حدیث غدیر حجمی نزدیک به یک جلد قطور را به خود اختصاص داده است.
بحث دلالی:
تکیهگاه اساسی اهل سنّت در نقد این حدیث دلالت آن بوده است. آنان واژه «مولی» را با معنای «اولی به تصرف» و حاکمیت بیگانه دانسته، و حتی از شواهد گوناگون بر این معنا در آثار خود چشمپوشی کردهاند.
سیر منطقی اثبات دلالت حدیث بر امامت بدین صورت است که نخست باید واژه «مولی» معنا شده و ظرفیت افادۀ معنای امامت یا مفهومی نزدیک به آن در آن اثبات شود. در گام بعد این مهم باید روشن شود که «مولی» در سیاق حدیث غدیر نمیتواند معنایی جز امامت داشته باشد. علّامه میرحامد با معناشناسی دقیق این واژه بر اساس روشهای متنوّع بهنیکی این نکته ر اثبات کرده که معنای اولویت در تصرّف از معانی اصیل و حقیقی «مولی» بوده و انکارهای پیدرپی مخالفان پایۀ استواری ندارد.
گذشته از این، شواهد مختلف درون و برونمتنی حاکی از آن است که تنها همین معنا در متن حدیث مد نظر بوده است. قرائنی همچون: نزول آیات مرتبط با واقعۀ غدیر، سیاق متن حدیث، تلقّی اصحاب و معاصران صدور، گونههای مختلف از متن حدیث، بازشناسی معنای «مولی» در دیگر احادیث غیر از غدیر، فهم اندیشمندان عامّی و... همگی درستی دیدگاه شیعه در تفسیر حدیث غدیر را به کرسی مینشاند.
البته معنای اولی به تصرّف یکی از معانی «مولی» بوده که مساوی با امامت است و حتّی اگر عالمان اهل سنّت به هر دلیلی این معنا را از معانی حقیقی «مولی» ندانند، با استناد به گفتار منابع پرشماری از اهل سنّت معانی دیگری همچون: ولیّ، سیّد، متصرّف و متولّی برای «مولی» اثباتپذیر است. نکتۀ قابل توجّه در این مسیر آن است که اثبات معانی یادشده در تحقیق میرحامدحسین، منحصر در نگاشتههای رشتهای خاص از دانش مانند لغت نبوده و طیفهای متنوّع منابع تفسیری، حدیثی و… نیز آن را پشتیبانی میکنند.
برخی عالمان اهل سنّت افزودهاند: حتی بر فرض پذیرش معنای «اولی به تصرف» برای اصل واژۀ «مولی»، از جهاتی نمیتوان از حدیث غدیر معنای اولویت در تصرّف و امامت را برداشت کرد. در دیدگاه اینان نهایت فضیلت اثباتپذیر از حدیث برای امیرمؤمنان علیه السلام، ضرورت محبّت ایشان است که با شایستگی برای امامت ارتباطی ندارد. برخی از شواهدی که برای اثبات انحصار معنای محبّت به آن تکیه کردهاند عبارت است از: فقرۀ پایانی حدیث، برداشت اهل بیت علیهم السلام از حدیث و شأن صدور آن.
برخی نیز خارج از این فضاها، در چارچوب تفکّر صوفی_سنی خود، حدیث را ناظر به ولایتی باطنی و صوفیانه دانستهاند که با امامت ظاهری ملازمهای نداشته و با این تأویل، خلفای سهگانه را در جایگاه خود محفوظ داشتهاند.
@gholow
هدایت شده از غلوپژوهی | درایات
توجه به مباحث مرتبط
علّامه میرحامدحسین در هر قدم به ارائۀ گزارش اجمالی بسنده نکرده و هر اشکالی که پیرامون آن قرینه مطرح شده و یا حتّی اشکالات احتمالی و مقدّر را پاسخ گفته است. برای نمونه نزول آیه: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ» در واقعۀ غدیر تنها یکی از مجموع آیات مرتبط با دلالت حدیث غدیر بوده، و تمام آن آیات نیز حجم کمی از مجموع کلّی قرائن دلالت حدیث بر امامت را شامل میشود. از این روی، اگر دست شیعه از استدلال به این آیه کوتاه شود هیچ خللی در معناشناسی حدیث غدیر به وجود نمیآید.
میرحامدحسین مهمترین اشکالات به ارتباط این آیه با غدیر که از سوی ابن تیمیه مطرح شده را بازگو نموده و به پاسخگویی بدان پرداخته است.
در پیچ و تاب این همه چالش و یافتن راههای گوناگون برای برونرفت از آنها است که عبقات الأنوار به موسوعهای بیهمتا بدل گشته است. هرچند با ابزارها و دسترسیهای گسترده امروزی، در بسیاری از جوانب بحث نيازمند تحقیقات تفصیلیتر و با رویکرد تاریخیتر هستیم.
این مختصر که در شرح زحمات این عالم پرتلاش در این حدیث گذشت با واقعیت عینی آن فاصلهای بسیار داشته، و ارج آن جز با مطالعۀ مستقیم و عمیق دسترنجِ خامۀ بدایعنگار وی هویدا نمیشود. جزاه اللّه خير ما جزى المجاهدين الصادقين، وحشره مع أجداده الطاهرین.
@gholow
بخشهای برجایماندهٔ کتاب فضائل علی بن ابی طالب (ع) و کتاب الولایة محمد بن جریر بن یزید طبری (۲۲۳-۳۱۰ق)
https://eitaa.com/Al_Meerath/60
نگاهی به راویان حدیث غدیر
https://eitaa.com/Al_Meerath/709
1_27542253366.mp3
زمان:
حجم:
19.7M
▪️نقد غلو
🎙محمدحسین اسفندیاری
00:00 مقدمه
07:35 ریشه عاطفی غلو
09:45 جانشینی پیامبران (ع) و خلافت امیرالمؤمنین (ع)
16:50 لزوم مراجعه به ثقلین و درست نبودن همه روایات
21:15 لزوم نقد ریشهای غلو
24:15 غلو درباره علم امام؛ تفاوت میان علم غیب و اِخبار از غیب؛ ادله نفی علم غیب و رد توجیهات نادرست
30:45 ترکیب افکار غالیان و صوفیان
33:25 انقطاع وحی؛ محدَّث بودن امامان؛ ادله دیگر بر نفی علم غیب
37:05 وارونه شدن نگاه برخی از شیعیان به علم امامان
38:00 غالی بودن رجب برسی و نفوذ افکار وی
43:45 رواج غلو در مجالس مذهبی؛ عدم قدرت امام بر همه امور حتی به صورت غیرمستقل؛ لزوم توجه به عمل؛ درخواست مستقیم از خداوند
1:04:40 نفی علم غیب
1:07:20 ملاک تمییز درست از نادرست
1:09:35 محدود بودن معجزات؛ حکایات دروغ عارفان
1:13:10 خاطرهای از دعاوی بیاساس درباره چشم برزخی آیت الله بهجت
1:17:50 نفی غلو در نهج البلاغة
1:19:30 ادعاهای نادرست عرفا؛ نقد علامه حسنزاده آملی؛ بدعت شهادت رابعه
1:25:00 استناد به مکاشفه در فقه از انحرافات شیخیه
1:27:00 سیره اهل بیت (ع) در توجه دادن مردم به خداوند
1:31:30 نقد آقای فاطمینیا بر حدیث مفاخره
1:33:50 آفت مداحی
✍ با وجود این که کلیت این سخنرانی مفید است و نکات مهم زیادی دربردارد، در برخی موارد، قابل نقد به نظر میرسد. بعضی از احادیث مورد استناد، ضعیف است یا به دقت نقل نشده است. همچنین برخی نقدها و نظراتی که مطرح میشود، دقیق به نظر نمیرسد؛ با این حال، صوت کامل بدون تقطیع و تغییر در کانال قرار داده شد.
#توافق_المشیئتین
#چشم_برزخی
#علم_غیب
#تفویض
#برسی
@Gholow
غلوپژوهی | درایات
▪️نقد غلو 🎙محمدحسین اسفندیاری 00:00 مقدمه 07:35 ریشه عاطفی غلو 09:45 جانشینی پیامبران (ع) و خلافت ا
چنان که قبلا گفته شد در این سخنرانی به موضوعاتی اشکال شده که به نظر ما وارد نیست؛ ولی به جهت نکات مثبت سخنرانی، آن را منتشر کردیم. مثلا در اواخر آن به صله دادن اهل بیت (ع) به شاعرانی مانند کمیت که مدح ایشان کردهاند، اشکال شده؛ در حالی که به نظر ما این موضوع هیچ اشکالی ندارد. درباره این موضوع نک:
eitaa.com/Al_Meerath/575
در نقل برخی روایات در این سخنرانی، اشتباهاتی صورت گرفته است:
1. در دقیقه 37:00 حدیثی به کافی نسبت داده شده است که ظاهراً مقصود حدیث زیر از رجال کشی است:
حَمْدَوَيْهِ، قَالَ: حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ، عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنِ اِبْنِ اَلْمُغِيرَةِ، قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَا وَ يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ يَحْيَى: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّكَ تَعْلَمُ اَلْغَيْبَ ؟ فَقَالَ: سُبْحَانَ اَللَّهِ سُبْحَانَ اَللَّهِ ضَعْ يَدَكَ عَلَى رَأْسِي، فَوَ اَللَّهِ مَا بَقِيَتْ فِي جَسَدِي شَعْرَةٌ وَ لاَ فِي رَأْسِي إِلاَّ قَامَتْ. قَالَ، ثُمَّ قَالَ: لاَ وَ اَللَّهِ مَا هِيَ إِلاَّ وِرَاثَةٌ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. (رجال الکشی، ج4، ص587، مؤسسة آل البیت)
که احتمالاً با حدیث معمر بن خلاد یا عمار ساباطی خلط شده است. (الکافی، ج1، ص256، 257) بعضی جملات نیز ظاهراً توضیحاتِ مزجی خودِ گوینده است.
2. در دقیقه 45:00 نیز حدیث دیگری به کافی نسبت داده شده که به این شکل یافت نشد و احتمالاً مقصود حدیث زیر در رجال کشی است:
حَدَّثَنِي اَلْحُسَيْنُ بْنُ اَلْحُسَيْنُ بْنُ بُنْدَارَ اَلْقُمِّيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي سَعْدُ ابن عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ اَلْقُمِّيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ وَ اَلْحَسَنُ بْنُ مُوسَى، عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ، قَالَ: دَخَلَ حُجْرُ بْنُ زَائِدَةَ ، وَ عَامِرُ بْنُ جُذَاعَةَ اَلْأَزْدِيُّ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالاَ له: جعلنا فِدَاكَ، إِنَّ اَلْمُفَضَّلَ بْنَ عُمَرَ يَقُولُ إِنَّكُمْ تَقْدِرُونَ أَرْزَاقَ اَلْعِبَادِ. فَقَالَ: وَ اَللَّهِ مَا يَقْدِرُ أَرْزَاقَنَا إِلاَّ اَللَّهُ، وَ لَقَدِ اِحْتَجْتُ إِلَى طَعَامٍ لِعِيَالِي فَضَاقَ صَدْرِي وَ أَبْلَغْتُ إِلَى اَلْفِكْرَةِ فِي ذَلِكَ حَتَّى أَحْرَزْتُ قُوتَهُمْ فَعِنْدَهَا طَابَتْ نَفْسِي، لَعَنَهُ اَللَّهُ وَ بَرِئَ مِنْهُ، قَالاَ: أَفَتُلْعِنُهُ وَ تَتَبَرَّأُ مِنْهُ؟ قَالَ: نَعَمْ فَالْعَنَاهُ وَ اِبْرَءَا مِنْهُ بَرِئَ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْهُ. (رجال الکشی، ج4، ص614، مؤسسة آل البیت)
3. در دقیقه 1:06:00 نیز به حدیثی در کافی اشاره میکند که نقل به معنا شده و ظاهراً مقصود حدیث زیر است:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ اَلْخَطَّابِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ وَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْقَاسِمِ اَلْبَطَلِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَيُّ إِمَامٍ لاَ يَعْلَمُ مَا يُصِيبُهُ وَ إِلَى مَا يَصِيرُ فَلَيْسَ ذَلِكَ بِحُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ. (الکافی، ج1، ص258)
@Gholow