هدایت شده از غلوپژوهی | درایات
غدیر در عبقات الأنوار
✍محمدمهدی دلیر
با وجود بحثهای فراوان پیرامون حدیث غدیر در طول تاریخ، پیش از نگارش عبقات الأنوار، نمیتوان اثری یافت که به تفصیل به تمام زوایای این حدیث پرداخته و شبهات گوناگون اهل سنت در سند و دلالت آن را پاسخ گفته باشد؛ چه آنکه تلاشهای علامه میرحامد حسین هندی محدود به پاسخگویی به اشکالات عبد العزیز دهلوی نبوده، بلکه با ریشهشناسی شبهات، عبارات دهلوی را دستمایهای برای طرح و نقد بیانات پیشینیان عامه قرار داده و اثری جامع و متقن از خود به جای گذاشته است.
بحث سندی
وی در بخش سند حدیث، تواتر و فراوانی اسناد حدیث را نشان داده است. او این مهم را از دو راه به سرانجام رسانده است:
نخست: گفتار دانشمندان اهل سنت در اعتراف به تواتر یا تکثر طرق حدیث، از مشاهیری همچون شمس الدین ذهبی، ابن حجر عسقلانی، شمس الدین جزری، جلال الدین سیوطی و…
دوم: برشماری نگاشتههای اختصاصی عالمان مقبول سنی در جمعآوری اسناد حدیث غدیر. کتاب ابن عقده، ابن جریر طبری، حاکم حسکانی، ابومسعود سجستانی، شمس الدین ذهبی و... از این دستهاند.
در خلال هر یک از این مباحث، نسبتسنجی اقوال به علما، درستی انتساب نگاشتهها به صاحبان آن و میزان مقبولیت شخصیت علمی ایشان به تفصیل مورد واکاوی قرار گرفته است.
در دنبالۀ بحث سند حدیث، بررسی اشکالاتی که از سوی مخالفان به درستی و اصالت حدیث وارد شده پیگیری شده است. اشکالهای مطرحشده در حوزه اعتبار حدیث کلی بوده، و اشکالگران خود را با اسناد آن مستقیم درگیر نساختهاند. محور این شبهات عبارتند از: نقل نشدن حدیث در صحیحین و دیگر صحاح عامه، عدم نقل ثقات و بزرگان، قدح چند نفر انگشتشمار از متقدمان اهل سنت در درستی حدیث و ناسازگاری با تاریخ. برخی نیز اصل حدیث را پذیرفته اما تواتر آن را غیرقابلاثبات خواندهاند. در پاسخ به هریک از این اشکالات، علامه به تفصیل از روشهای مختلف بهره برده و خلأ تلاشهای پیشینیان را پر کرده است، بهگونهای که پاسخ به اشکال طعن جاحظ در حدیث غدیر حجمی نزدیک به یک جلد قطور را به خود اختصاص داده است.
بحث دلالی:
تکیهگاه اساسی اهل سنّت در نقد این حدیث دلالت آن بوده است. آنان واژه «مولی» را با معنای «اولی به تصرف» و حاکمیت بیگانه دانسته، و حتی از شواهد گوناگون بر این معنا در آثار خود چشمپوشی کردهاند.
سیر منطقی اثبات دلالت حدیث بر امامت بدین صورت است که نخست باید واژه «مولی» معنا شده و ظرفیت افادۀ معنای امامت یا مفهومی نزدیک به آن در آن اثبات شود. در گام بعد این مهم باید روشن شود که «مولی» در سیاق حدیث غدیر نمیتواند معنایی جز امامت داشته باشد. علّامه میرحامد با معناشناسی دقیق این واژه بر اساس روشهای متنوّع بهنیکی این نکته ر اثبات کرده که معنای اولویت در تصرّف از معانی اصیل و حقیقی «مولی» بوده و انکارهای پیدرپی مخالفان پایۀ استواری ندارد.
گذشته از این، شواهد مختلف درون و برونمتنی حاکی از آن است که تنها همین معنا در متن حدیث مد نظر بوده است. قرائنی همچون: نزول آیات مرتبط با واقعۀ غدیر، سیاق متن حدیث، تلقّی اصحاب و معاصران صدور، گونههای مختلف از متن حدیث، بازشناسی معنای «مولی» در دیگر احادیث غیر از غدیر، فهم اندیشمندان عامّی و... همگی درستی دیدگاه شیعه در تفسیر حدیث غدیر را به کرسی مینشاند.
البته معنای اولی به تصرّف یکی از معانی «مولی» بوده که مساوی با امامت است و حتّی اگر عالمان اهل سنّت به هر دلیلی این معنا را از معانی حقیقی «مولی» ندانند، با استناد به گفتار منابع پرشماری از اهل سنّت معانی دیگری همچون: ولیّ، سیّد، متصرّف و متولّی برای «مولی» اثباتپذیر است. نکتۀ قابل توجّه در این مسیر آن است که اثبات معانی یادشده در تحقیق میرحامدحسین، منحصر در نگاشتههای رشتهای خاص از دانش مانند لغت نبوده و طیفهای متنوّع منابع تفسیری، حدیثی و… نیز آن را پشتیبانی میکنند.
برخی عالمان اهل سنّت افزودهاند: حتی بر فرض پذیرش معنای «اولی به تصرف» برای اصل واژۀ «مولی»، از جهاتی نمیتوان از حدیث غدیر معنای اولویت در تصرّف و امامت را برداشت کرد. در دیدگاه اینان نهایت فضیلت اثباتپذیر از حدیث برای امیرمؤمنان علیه السلام، ضرورت محبّت ایشان است که با شایستگی برای امامت ارتباطی ندارد. برخی از شواهدی که برای اثبات انحصار معنای محبّت به آن تکیه کردهاند عبارت است از: فقرۀ پایانی حدیث، برداشت اهل بیت علیهم السلام از حدیث و شأن صدور آن.
برخی نیز خارج از این فضاها، در چارچوب تفکّر صوفی_سنی خود، حدیث را ناظر به ولایتی باطنی و صوفیانه دانستهاند که با امامت ظاهری ملازمهای نداشته و با این تأویل، خلفای سهگانه را در جایگاه خود محفوظ داشتهاند.
@gholow
هدایت شده از غلوپژوهی | درایات
توجه به مباحث مرتبط
علّامه میرحامدحسین در هر قدم به ارائۀ گزارش اجمالی بسنده نکرده و هر اشکالی که پیرامون آن قرینه مطرح شده و یا حتّی اشکالات احتمالی و مقدّر را پاسخ گفته است. برای نمونه نزول آیه: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ» در واقعۀ غدیر تنها یکی از مجموع آیات مرتبط با دلالت حدیث غدیر بوده، و تمام آن آیات نیز حجم کمی از مجموع کلّی قرائن دلالت حدیث بر امامت را شامل میشود. از این روی، اگر دست شیعه از استدلال به این آیه کوتاه شود هیچ خللی در معناشناسی حدیث غدیر به وجود نمیآید.
میرحامدحسین مهمترین اشکالات به ارتباط این آیه با غدیر که از سوی ابن تیمیه مطرح شده را بازگو نموده و به پاسخگویی بدان پرداخته است.
در پیچ و تاب این همه چالش و یافتن راههای گوناگون برای برونرفت از آنها است که عبقات الأنوار به موسوعهای بیهمتا بدل گشته است. هرچند با ابزارها و دسترسیهای گسترده امروزی، در بسیاری از جوانب بحث نيازمند تحقیقات تفصیلیتر و با رویکرد تاریخیتر هستیم.
این مختصر که در شرح زحمات این عالم پرتلاش در این حدیث گذشت با واقعیت عینی آن فاصلهای بسیار داشته، و ارج آن جز با مطالعۀ مستقیم و عمیق دسترنجِ خامۀ بدایعنگار وی هویدا نمیشود. جزاه اللّه خير ما جزى المجاهدين الصادقين، وحشره مع أجداده الطاهرین.
@gholow
بخشهای برجایماندهٔ کتاب فضائل علی بن ابی طالب (ع) و کتاب الولایة محمد بن جریر بن یزید طبری (۲۲۳-۳۱۰ق)
https://eitaa.com/Al_Meerath/60
نگاهی به راویان حدیث غدیر
https://eitaa.com/Al_Meerath/709
1_27542253366.mp3
زمان:
حجم:
19.7M
▪️نقد غلو
🎙محمدحسین اسفندیاری
00:00 مقدمه
07:35 ریشه عاطفی غلو
09:45 جانشینی پیامبران (ع) و خلافت امیرالمؤمنین (ع)
16:50 لزوم مراجعه به ثقلین و درست نبودن همه روایات
21:15 لزوم نقد ریشهای غلو
24:15 غلو درباره علم امام؛ تفاوت میان علم غیب و اِخبار از غیب؛ ادله نفی علم غیب و رد توجیهات نادرست
30:45 ترکیب افکار غالیان و صوفیان
33:25 انقطاع وحی؛ محدَّث بودن امامان؛ ادله دیگر بر نفی علم غیب
37:05 وارونه شدن نگاه برخی از شیعیان به علم امامان
38:00 غالی بودن رجب برسی و نفوذ افکار وی
43:45 رواج غلو در مجالس مذهبی؛ عدم قدرت امام بر همه امور حتی به صورت غیرمستقل؛ لزوم توجه به عمل؛ درخواست مستقیم از خداوند
1:04:40 نفی علم غیب
1:07:20 ملاک تمییز درست از نادرست
1:09:35 محدود بودن معجزات؛ حکایات دروغ عارفان
1:13:10 خاطرهای از دعاوی بیاساس درباره چشم برزخی آیت الله بهجت
1:17:50 نفی غلو در نهج البلاغة
1:19:30 ادعاهای نادرست عرفا؛ نقد علامه حسنزاده آملی؛ بدعت شهادت رابعه
1:25:00 استناد به مکاشفه در فقه از انحرافات شیخیه
1:27:00 سیره اهل بیت (ع) در توجه دادن مردم به خداوند
1:31:30 نقد آقای فاطمینیا بر حدیث مفاخره
1:33:50 آفت مداحی
✍ با وجود این که کلیت این سخنرانی مفید است و نکات مهم زیادی دربردارد، در برخی موارد، قابل نقد به نظر میرسد. بعضی از احادیث مورد استناد، ضعیف است یا به دقت نقل نشده است. همچنین برخی نقدها و نظراتی که مطرح میشود، دقیق به نظر نمیرسد؛ با این حال، صوت کامل بدون تقطیع و تغییر در کانال قرار داده شد.
#توافق_المشیئتین
#چشم_برزخی
#علم_غیب
#تفویض
#برسی
@Gholow
غلوپژوهی | درایات
▪️نقد غلو 🎙محمدحسین اسفندیاری 00:00 مقدمه 07:35 ریشه عاطفی غلو 09:45 جانشینی پیامبران (ع) و خلافت ا
چنان که قبلا گفته شد در این سخنرانی به موضوعاتی اشکال شده که به نظر ما وارد نیست؛ ولی به جهت نکات مثبت سخنرانی، آن را منتشر کردیم. مثلا در اواخر آن به صله دادن اهل بیت (ع) به شاعرانی مانند کمیت که مدح ایشان کردهاند، اشکال شده؛ در حالی که به نظر ما این موضوع هیچ اشکالی ندارد. درباره این موضوع نک:
eitaa.com/Al_Meerath/575
در نقل برخی روایات در این سخنرانی، اشتباهاتی صورت گرفته است:
1. در دقیقه 37:00 حدیثی به کافی نسبت داده شده است که ظاهراً مقصود حدیث زیر از رجال کشی است:
حَمْدَوَيْهِ، قَالَ: حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ، عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنِ اِبْنِ اَلْمُغِيرَةِ، قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَا وَ يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ يَحْيَى: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّكَ تَعْلَمُ اَلْغَيْبَ ؟ فَقَالَ: سُبْحَانَ اَللَّهِ سُبْحَانَ اَللَّهِ ضَعْ يَدَكَ عَلَى رَأْسِي، فَوَ اَللَّهِ مَا بَقِيَتْ فِي جَسَدِي شَعْرَةٌ وَ لاَ فِي رَأْسِي إِلاَّ قَامَتْ. قَالَ، ثُمَّ قَالَ: لاَ وَ اَللَّهِ مَا هِيَ إِلاَّ وِرَاثَةٌ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. (رجال الکشی، ج4، ص587، مؤسسة آل البیت)
که احتمالاً با حدیث معمر بن خلاد یا عمار ساباطی خلط شده است. (الکافی، ج1، ص256، 257) بعضی جملات نیز ظاهراً توضیحاتِ مزجی خودِ گوینده است.
2. در دقیقه 45:00 نیز حدیث دیگری به کافی نسبت داده شده که به این شکل یافت نشد و احتمالاً مقصود حدیث زیر در رجال کشی است:
حَدَّثَنِي اَلْحُسَيْنُ بْنُ اَلْحُسَيْنُ بْنُ بُنْدَارَ اَلْقُمِّيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي سَعْدُ ابن عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ اَلْقُمِّيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ وَ اَلْحَسَنُ بْنُ مُوسَى، عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ، قَالَ: دَخَلَ حُجْرُ بْنُ زَائِدَةَ ، وَ عَامِرُ بْنُ جُذَاعَةَ اَلْأَزْدِيُّ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالاَ له: جعلنا فِدَاكَ، إِنَّ اَلْمُفَضَّلَ بْنَ عُمَرَ يَقُولُ إِنَّكُمْ تَقْدِرُونَ أَرْزَاقَ اَلْعِبَادِ. فَقَالَ: وَ اَللَّهِ مَا يَقْدِرُ أَرْزَاقَنَا إِلاَّ اَللَّهُ، وَ لَقَدِ اِحْتَجْتُ إِلَى طَعَامٍ لِعِيَالِي فَضَاقَ صَدْرِي وَ أَبْلَغْتُ إِلَى اَلْفِكْرَةِ فِي ذَلِكَ حَتَّى أَحْرَزْتُ قُوتَهُمْ فَعِنْدَهَا طَابَتْ نَفْسِي، لَعَنَهُ اَللَّهُ وَ بَرِئَ مِنْهُ، قَالاَ: أَفَتُلْعِنُهُ وَ تَتَبَرَّأُ مِنْهُ؟ قَالَ: نَعَمْ فَالْعَنَاهُ وَ اِبْرَءَا مِنْهُ بَرِئَ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْهُ. (رجال الکشی، ج4، ص614، مؤسسة آل البیت)
3. در دقیقه 1:06:00 نیز به حدیثی در کافی اشاره میکند که نقل به معنا شده و ظاهراً مقصود حدیث زیر است:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ اَلْخَطَّابِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ وَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْقَاسِمِ اَلْبَطَلِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَيُّ إِمَامٍ لاَ يَعْلَمُ مَا يُصِيبُهُ وَ إِلَى مَا يَصِيرُ فَلَيْسَ ذَلِكَ بِحُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ. (الکافی، ج1، ص258)
@Gholow
غلوپژوهی | درایات
▪️نقد غلو 🎙محمدحسین اسفندیاری 00:00 مقدمه 07:35 ریشه عاطفی غلو 09:45 جانشینی پیامبران (ع) و خلافت ا
📜 پیشینه قول به علم غیب [فراگیر] برای اهل بیت ع نزد غالیان
امامه از دیرباز علم وحیانی امام را پذیرفته، و علم فراگیر غیب را رد میکردند، و باور مردود علم غیب امام را باور غالیان میدانستند. (نمونه: مفید، أوائل المقالات، ص67؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج25، ص346؛ مرآة العقول، ج6، ص131).
نمونه روایات:
حمدويه، قال حدثنا يعقوب بن يزيد، عن ابن أبي عمير، عن ابن المغيرة، قال: كُنتُ عِندَ أَبِي الحَسَنِ (ع) أَنا وَ يَحيَى بنُ عَبدِ اللهِ بنِ الحَسَنِ (ع) فَقالَ يَحيَى جُعِلتُ فِداكَ إِنَّهُم يَزعُمونَ أَنَّكَ تَعلَمُ الغَيبَ فَقالَ: سُبحانَ اللهِ سُبحانَ اللهِ ضَع يَدَكَ عَلَى راسِي فَوَ اللهِ ما بَقِيَت فِي جَسَدِي شَعرَةٌ وَ لا فِي راسِي إِلّا قامَت، قالَ، ثُمَّ قالَ: لا وَ اللهِ ما هِيَ إِلّا وِراثَةٌ عَن رَسولِ اللَّهِ (ص).
🔸یحیی بن عبدالله بن حسن به امام کاظم ع گفت: فدایت شوم، آنان ادّعا می کنند شما غیب می دانید. فرمود: سبحان الله! دست خود را بر سرم بگذار. به خدا سوگند هیچ مویی در سر و بدنم نیست مگر آن که سیخ شد! سپس فرمود: نه به خدا سوگند. آن نیست مگر علمی که از رسول خدا ص به ارث رسیده است.
📚رجال كشی، ص298 باب ابوالخطاب. الأمالي مفید، ص23
عن عنبسة بن مصعب، قال: قالَ لِي أَبو عَبدِ اللهِ (ع) أَيُّ شَيءٍ سَمِعتَ مِن أَبِي الخَطّابِ قالَ سَمِعتُهُ يَقولُ… قلت له… إِنَّكَ تَعلَمُ الغَيبَ… قال: لا و الله… اَمّا قَولُهُ إِنِّي قُلتُ أَعلَمُ الغَيبَ: فَوَ اللهِ الَّذِي لا إِلَهَ إِلّا هو ما أَعلَمُ الغَيبَ، وَ لا آجَرَنِي اللَّهُ فِي أَمواتِي وَ لا بارَكَ لِي فِي أَحيائِي إِن كُنتُ قُلتُ لَهُ…
🔸از عنبسة بن مصعب نقل است که گفت: امام صادق ع به من فرمود: از ابوالخطاب چه شنیدی؟ گفتم: شنیدم که میگفت... شما گفتهاید... غیب میدانید! امام فرمود: نه به خدا سوگند... به الله که جز او خدایی نیست؛ من غیب نمیدانم و خداوند بر مردگانم اجر و در زندگانم برکت ندهد؛ اگر چنین چیزی به او گفته باشم...
📚رجال الكشي، ص291
سپس در این روایت امام به قضایایی استناد میکنند که در آن مسائلی را نمیدانستند که مؤید به آیه شریفه «وَ لَو كُنتُ أَعلَمُ الْغَيبَ لَاسْتَكثَرتُ مِنَ الْخَيْرِ» است.
🔸بخشی از توقیع منسوب به امام عصر عج به محمد بن علی بن هلال در رد بر غلات:
«من تو را و هر که خبرِ نامه ی مرا بشنود؛ شاهد می گیرم بر این که بیزارم به سوی خدا و رسولش (ص) از کسی که بگوید ما علم غیب داریم… و شما را شاهد می گیرم بر این که هر کس ما از او بیزاری جوییم؛ خداوند و ملائکه و رسولان و اولیاءش نیز از او بیزارند و من این توقیع را که در این نامه است؛ امانتی قرار دادم بر گردن تو و گردن هر کس که آن را بشنود؛ تا آن را از هیچ از یک موالی و شیعیان ما مخفی نکند؛ تا همه ی موالی از این توقیع مطلع شوند؛ شاید که خدا آنان را دریابد و به دین خدا که حق است باز گردند... پس هر کس نامه مرا بفهمد و به آن چه امر و نهی کردم باز نگردد؛ لعنت خدا بر او فرود آید…»
📚الإحتجاج، طبرسی، ج2، ص473
👌 قول به علم غیب امام از غالیان مغیری و بشیری نیز گزارش شده است (كمال الدين، ج1، ص106؛ مسائل الإمامة، ص199). غالیان بیانیه نیز اخبار امام از ملاحم را شاهد علم غیب او میدانستند (الملل والنحل، ج1، ص176).
مصطلح علم غیب، در منابع عام نصیریه و دیگر متهمان به غلو نیز فراوان برای ائمه ع به کار رفته است (برای نمونه: خصیبی، الهداية، 1419ق، ص161، 301، 334؛ 2007م، ص393؛ نیز نک: دلائل الإمامة، ص273؛ ابن مقاتل، المجالس النمیرية، ص41-42؛ طبرانی، المرشدة، 2016م، ص6؛ رداد، المناظرة، ص264). هرچند غالیان روایاتی در رد آن نیز دارند (نمونه: الهداية، ص304)
در کتاب نصیری الرسالة المصریة به آیات آخر سوره لقمان که در مورد علم الهی است، بر الوهیت امیر المومنین ع استدلال کرده است؛ زیرا معتقد است این علوم مختص خدا است و طبق روایاتی که آورده حضرت علی ع هم آن علوم را داشته است، پس او خدا است (الرسالة المصریة، ص82).
بعد از سران غلات نخستین، در دوران بعدی نیز قول به علم غیب برای ائمه ع نزد برخی از غلات و صوفیه و البته برخی مکاتب فلسفی اشراقی رایج شده است (نادم، علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه، امامتپژوهي6، 1391ش. البته در این مقاله تعبیر علم غیب با تسامح به کار رفته است). برخلاف اجماع عالمان متقدم امامی -که از ایشان کلمات بسیاری در رد علم غیب و نامحدودیت علم امام وجود دارد- متأسفانه، امروزه حتی در جامعه امامی نیز برخی از مشاهیر سخنان غلات و صوفیه در نامحدودیت علم امام را تکرار مینمایند. هرچند بسیاری از مؤمنین تعبیر #علم_غیب را فقط برای اشاره به الهی بودن و اطلاع امام بر امور نهان به کار میبرند، و تصوری از بیحدواستثنا بودن یا نبودنش ندارند (مطلب مرتبط).
@Gholow
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادامه غلوها و زمینهسازی برای همسانشماری شهیدان با معصومان با سوء استفاده از شرایط دشوار ایران و محور مقاومت
@Gholow
درباره خلافتِ آدم 1.2.pdf
حجم:
341.5K
دربارهی خلافتِ آدم و تعلیمِ اسماء
پژوهشی در آیاتِ ۳۰ و ۳۱ سورهی مبارکهی بقره
حسین کامکار
🌐eitaa.com/hossein_kamkar
بررسی انتساب کتاب «اخبار الامام زید بن علی» به ابی مخنف
https://deraayaat.ir/akhbar_zaid/
@Gholow