eitaa logo
غلوپژوهی | درایات
1.2هزار دنبال‌کننده
86 عکس
16 ویدیو
129 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: t.me/gholow2 سایت مجموعه: deraayaat.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
بخش‌های برجای‌ماندهٔ کتاب فضائل علی بن ابی طالب (ع) و کتاب الولایة محمد بن جریر بن یزید طبری (۲۲۳-۳۱۰ق) https://eitaa.com/Al_Meerath/60 نگاهی به راویان حدیث غدیر https://eitaa.com/Al_Meerath/709
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1_27542253366.mp3
زمان: حجم: 19.7M
▪️نقد غلو 🎙محمدحسین اسفندیاری 00:00 مقدمه 07:35 ریشه عاطفی غلو 09:45 جانشینی پیامبران (ع) و خلافت امیرالمؤمنین (ع) 16:50 لزوم مراجعه به ثقلین و درست نبودن همه روایات 21:15 لزوم نقد ریشه‌ای غلو 24:15 غلو درباره علم امام؛ تفاوت میان علم غیب و اِخبار از غیب؛ ادله نفی علم غیب و‌ رد توجیهات نادرست 30:45 ترکیب افکار غالیان و صوفیان 33:25 انقطاع وحی؛ محدَّث بودن امامان؛ ادله دیگر بر نفی علم غیب 37:05 وارونه شدن نگاه برخی از شیعیان به علم امامان 38:00 غالی بودن رجب برسی و نفوذ افکار وی 43:45 رواج غلو در مجالس مذهبی؛ عدم قدرت امام بر همه امور حتی به صورت غیرمستقل؛ لزوم توجه به عمل؛ درخواست مستقیم از خداوند 1:04:40 نفی علم غیب 1:07:20 ملاک تمییز درست از نادرست 1:09:35 محدود بودن معجزات؛ حکایات دروغ عارفان 1:13:10 خاطره‌ای از دعاوی بی‌اساس درباره چشم برزخی آیت الله بهجت 1:17:50 نفی غلو در نهج البلاغة 1:19:30 ادعاهای نادرست عرفا؛ نقد علامه حسن‌زاده آملی؛ بدعت شهادت رابعه 1:25:00 استناد به مکاشفه در فقه از انحرافات شیخیه 1:27:00 سیره اهل بیت (ع) در توجه دادن مردم به خداوند 1:31:30 نقد آقای فاطمی‌نیا بر حدیث مفاخره 1:33:50 آفت مداحی ✍ با وجود این که کلیت این سخنرانی مفید است و نکات مهم زیادی دربردارد، در برخی موارد، قابل نقد به نظر می‌رسد. بعضی از احادیث مورد استناد، ضعیف است یا به دقت نقل نشده است. همچنین برخی نقدها و نظراتی که مطرح می‌شود، دقیق به نظر نمی‌رسد؛ با این حال، صوت کامل بدون تقطیع و تغییر در کانال قرار داده شد. @Gholow
غلوپژوهی | درایات
▪️نقد غلو 🎙محمدحسین اسفندیاری 00:00 مقدمه 07:35 ریشه عاطفی غلو 09:45 جانشینی پیامبران (ع) و خلافت ا
چنان که قبلا گفته شد در این سخنرانی به موضوعاتی اشکال شده که به نظر ما وارد نیست؛ ولی به جهت نکات مثبت سخنرانی، آن را منتشر کردیم. مثلا در اواخر آن به صله دادن اهل بیت (ع) به شاعرانی مانند کمیت که مدح ایشان کرده‌اند، اشکال شده؛ در حالی که به نظر ما این موضوع هیچ اشکالی ندارد. درباره این موضوع نک‍: eitaa.com/Al_Meerath/575 در نقل برخی روایات در این سخنرانی، اشتباهاتی صورت گرفته است: 1. در دقیقه 37:00 حدیثی به کافی نسبت داده شده است که ظاهراً مقصود حدیث زیر از رجال کشی است: حَمْدَوَيْهِ‌، قَالَ‌: حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ، عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنِ اِبْنِ اَلْمُغِيرَةِ‌، قَالَ‌: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ أَنَا وَ يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ فَقَالَ يَحْيَى: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّكَ تَعْلَمُ اَلْغَيْبَ‌ ؟ فَقَالَ‌: سُبْحَانَ اَللَّهِ سُبْحَانَ اَللَّهِ ضَعْ يَدَكَ عَلَى رَأْسِي، فَوَ اَللَّهِ مَا بَقِيَتْ فِي جَسَدِي شَعْرَةٌ وَ لاَ فِي رَأْسِي إِلاَّ قَامَتْ‌. قَالَ‌، ثُمَّ قَالَ‌: لاَ وَ اَللَّهِ مَا هِيَ إِلاَّ وِرَاثَةٌ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌. (رجال الکشی، ج4، ص587، مؤسسة آل البیت) که احتمالاً با حدیث معمر بن خلاد یا عمار ساباطی خلط شده است. (الکافی، ج1، ص256، 257) بعضی جملات نیز ظاهراً توضیحاتِ مزجی خودِ گوینده است. 2. در دقیقه 45:00 نیز حدیث دیگری به کافی نسبت داده شده که به این شکل یافت نشد و احتمالاً مقصود حدیث زیر در رجال کشی است: حَدَّثَنِي اَلْحُسَيْنُ بْنُ اَلْحُسَيْنُ بْنُ بُنْدَارَ اَلْقُمِّيُّ‌، قَالَ‌: حَدَّثَنِي سَعْدُ ابن عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ اَلْقُمِّيُّ‌، قَالَ‌: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ‌ وَ اَلْحَسَنُ بْنُ مُوسَى، عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ‌، قَالَ‌: دَخَلَ حُجْرُ بْنُ زَائِدَةَ‌ ، وَ عَامِرُ بْنُ جُذَاعَةَ اَلْأَزْدِيُّ‌ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ فَقَالاَ له: جعلنا فِدَاكَ‌، إِنَّ اَلْمُفَضَّلَ بْنَ عُمَرَ يَقُولُ إِنَّكُمْ تَقْدِرُونَ أَرْزَاقَ اَلْعِبَادِ. فَقَالَ‌: وَ اَللَّهِ مَا يَقْدِرُ أَرْزَاقَنَا إِلاَّ اَللَّهُ‌، وَ لَقَدِ اِحْتَجْتُ إِلَى طَعَامٍ لِعِيَالِي فَضَاقَ صَدْرِي وَ أَبْلَغْتُ إِلَى اَلْفِكْرَةِ فِي ذَلِكَ حَتَّى أَحْرَزْتُ قُوتَهُمْ فَعِنْدَهَا طَابَتْ نَفْسِي، لَعَنَهُ اَللَّهُ وَ بَرِئَ مِنْهُ‌، قَالاَ: أَفَتُلْعِنُهُ وَ تَتَبَرَّأُ مِنْهُ؟ قَالَ‌: نَعَمْ فَالْعَنَاهُ وَ اِبْرَءَ‌ا مِنْهُ بَرِئَ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ‌ مِنْهُ‌. (رجال الکشی، ج4، ص614، مؤسسة آل البیت) 3. در دقیقه 1:06:00 نیز به حدیثی در کافی اشاره می‌کند که نقل به معنا شده و ظاهراً مقصود حدیث زیر است: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ اَلْخَطَّابِ‌ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ‌ وَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْقَاسِمِ اَلْبَطَلِ‌ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ : أَيُّ إِمَامٍ لاَ يَعْلَمُ مَا يُصِيبُهُ وَ إِلَى مَا يَصِيرُ فَلَيْسَ ذَلِكَ بِحُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ‌. (الکافی، ج1، ص258) @Gholow
غلوپژوهی | درایات
▪️نقد غلو 🎙محمدحسین اسفندیاری 00:00 مقدمه 07:35 ریشه عاطفی غلو 09:45 جانشینی پیامبران (ع) و خلافت ا
📜 پیشینه قول به علم غیب [فراگیر] برای اهل بیت ع نزد غالیان امامه از دیرباز علم وحیانی امام را پذیرفته، و علم فراگیر غیب را رد می‌کردند، و باور مردود علم غیب امام را باور غالیان می‌دانستند. (نمونه: مفید، أوائل المقالات، ص67؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج‌25، ص346؛ مرآة العقول، ج‌6، ص131). نمونه روایات: حمدويه، قال حدثنا يعقوب بن يزيد، عن ابن أبي عمير، عن ابن المغيرة، قال: كُنتُ عِندَ أَبِي الحَسَنِ (ع) أَنا وَ يَحيَى بنُ عَبدِ اللهِ بنِ الحَسَنِ (ع) فَقالَ يَحيَى جُعِلتُ فِداكَ إِنَّهُم يَزعُمونَ‌ أَنَّكَ‌ تَعلَمُ‌ الغَيبَ‌ فَقالَ: سُبحانَ اللهِ سُبحانَ اللهِ ضَع يَدَكَ عَلَى راسِي فَوَ اللهِ ما بَقِيَت فِي جَسَدِي شَعرَةٌ وَ لا فِي راسِي إِلّا قامَت، قالَ، ثُمَّ قالَ: لا وَ اللهِ ما هِيَ إِلّا وِراثَةٌ عَن رَسولِ اللَّهِ (ص). 🔸یحیی بن عبدالله بن حسن به امام کاظم ع گفت: فدایت شوم، آنان ادّعا می کنند شما غیب می دانید. فرمود: سبحان الله! دست خود را بر سرم بگذار. به خدا سوگند هیچ مویی در سر و بدنم نیست مگر آن که سیخ شد! سپس فرمود: نه به خدا سوگند. آن نیست مگر علمی که از رسول خدا ص به ارث رسیده است. 📚رجال كشی، ص298 باب ابوالخطاب. الأمالي مفید، ص23 عن عنبسة بن مصعب، قال: قالَ لِي أَبو عَبدِ اللهِ (ع) أَيُّ شَي‌ءٍ سَمِعتَ مِن أَبِي الخَطّابِ قالَ سَمِعتُهُ يَقولُ… قلت له… إِنَّكَ تَعلَمُ الغَيبَ… قال: لا و الله… اَمّا قَولُهُ إِنِّي قُلتُ أَعلَمُ الغَيبَ: فَوَ اللهِ‌ الَّذِي لا إِلَهَ إِلّا هو ما أَعلَمُ الغَيبَ، وَ لا آجَرَنِي اللَّهُ فِي أَمواتِي وَ لا بارَكَ لِي فِي أَحيائِي إِن كُنتُ قُلتُ لَهُ… 🔸از عنبسة بن مصعب نقل است که گفت: امام صادق ع به من فرمود: از ابوالخطاب چه شنیدی؟ گفتم: شنیدم که می‌گفت... شما گفته‌اید... غیب می‌دانید! امام فرمود: نه به خدا سوگند... به الله که جز او خدایی نیست؛ من غیب نمی‌دانم و خداوند بر مردگانم اجر و در زندگانم برکت ندهد؛ اگر چنین چیزی به او گفته باشم... 📚رجال الكشي، ص291 سپس در این روایت امام به قضایایی استناد می‌کنند که در آن مسائلی را نمی‌دانستند که مؤید به آیه شریفه «وَ لَو كُنتُ أَعلَمُ الْغَيبَ‌ لَاسْتَكثَرتُ مِنَ الْخَيْرِ» است. 🔸بخشی از توقیع منسوب به امام عصر عج به محمد بن علی بن هلال در رد بر غلات: «من تو را و هر که خبرِ نامه ی مرا بشنود؛ شاهد می گیرم بر این که بیزارم به سوی خدا و رسولش (ص) از کسی که بگوید ما علم غیب داریم… و شما را شاهد می گیرم بر این که هر کس ما از او بیزاری جوییم؛ خداوند و ملائکه و رسولان و اولیاءش نیز از او بیزارند و من این توقیع را که در این نامه است؛ امانتی قرار دادم بر گردن تو و گردن هر کس که آن را بشنود؛ تا آن را از هیچ از یک موالی و شیعیان ما مخفی نکند؛ تا همه ی موالی از این توقیع مطلع شوند؛ شاید که خدا آنان را دریابد و به دین خدا که حق است باز گردند... پس هر کس نامه مرا بفهمد و به آن چه امر و نهی کردم باز نگردد؛ لعنت خدا بر او فرود آید…» 📚الإحتجاج، طبرسی، ج‌2، ص473 👌 قول به علم غیب امام از غالیان مغیری و بشیری نیز گزارش شده است (كمال الدين، ج‌1، ص106؛ مسائل الإمامة، ص199). غالیان بیانیه نیز اخبار امام از ملاحم را شاهد علم غیب او می‌دانستند (الملل والنحل، ج‌1، ص176). مصطلح علم غیب، در منابع عام نصیریه و دیگر متهمان به غلو نیز فراوان برای ائمه ع به کار رفته است (برای نمونه: خصیبی، الهداية، 1419ق، ص161، 301، 334؛ 2007م، ص393؛ نیز نک‍: دلائل الإمامة، ص273؛ ابن مقاتل، المجالس النمیرية، ص41-42؛ طبرانی، المرشدة، 2016م، ص6؛ رداد، المناظرة، ص264). هرچند غالیان روایاتی در رد آن نیز دارند (نمونه: الهداية، ص304) در کتاب نصیری الرسالة المصریة به آیات آخر سوره لقمان که در مورد علم الهی است، بر الوهیت امیر المومنین ع استدلال کرده است؛ زیرا معتقد است این علوم مختص خدا است و طبق روایاتی که آورده حضرت علی ع هم آن علوم را داشته است، پس او خدا است (الرسالة المصریة، ص82). بعد از سران غلات نخستین، در دوران بعدی نیز قول به علم غیب برای ائمه ع نزد برخی از غلات و صوفیه و البته برخی مکاتب فلسفی اشراقی رایج شده است (نادم، علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه، امامت‌پژوهي6، 1391ش. البته در این مقاله تعبیر علم غیب با تسامح به کار رفته است). برخلاف اجماع عالمان متقدم امامی -که از ایشان کلمات بسیاری در رد علم غیب و نامحدودیت علم امام وجود دارد- متأسفانه، امروزه حتی در جامعه امامی نیز برخی از مشاهیر سخنان غلات و صوفیه در نامحدودیت علم امام را تکرار می‌نمایند. هرچند بسیاری از مؤمنین تعبیر را فقط برای اشاره به الهی بودن و اطلاع امام بر امور نهان به کار می‌برند، و تصوری از بی‌حدواستثنا بودن یا نبودنش ندارند (مطلب مرتبط). @Gholow
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادامه غلوها و زمینه‌سازی برای همسان‌شماری شهیدان با معصومان با سوء استفاده از شرایط دشوار ایران و محور مقاومت @Gholow
درباره خلافتِ آدم 1.2.pdf
حجم: 341.5K
درباره‌ی خلافتِ آدم و تعلیمِ اسماء پژوهشی در آیاتِ ۳۰ و ۳۱ سوره‌ی مبارکه‌ی بقره حسین کامکار 🌐eitaa.com/hossein_kamkar
بررسی انتساب کتاب «اخبار الامام زید بن علی» به ابی مخنف https://deraayaat.ir/akhbar_zaid/ @Gholow
⚠️در باب بی‌اعتباری رساله اخبار الزینبات ✍️احمد خامه‌یار اخبار الزینبات رساله‌ای است منسوب به یحیی بن حسن علوی عقیقی (درگذشته 277ق) که موضوع آن، گزارش‌های تاریخی مربوط به شماری از زنان موسوم به زینب در سده اول و دوم هجری، همچون زینب دختر رسول خدا (ص) و زینب دختر امیر مؤمنان (ع) و زینب‌های دیگر است. این رساله را برای نخستین بار، نویسنده‌ای مصری به نام حسن محمد قاسم، در ضمن کتابی که درباره حضرت زینب نگاشته، در نیمه اول سده بیستم میلادی در قاهره منتشر کرده است. شهرت رساله اخبار الزینبات در جامعه علمی شیعه، به خاطر گزارش‌های منحصر به‌فرد آن درباره حضرت زینب کبری است که در هیچ منبع تاریخی دیگری نظیر آن وجود ندارد. بنا بر این گزارش‌ها، حضرت زینب چندی پس از بازگشت به مدینه، به مصر مهاجرت کرده و از سوی والی اموی آنجا مورد استقبال قرار گرفته و سرانجام در این سرزمین از دنیا رفته و به خاک سپرده شده است. با استناد به این گزارش‌ها، شماری از پژوهشگران و نویسندگان شیعه در دوره اخیر، انتساب زیارتگاه حضرت زینب در قاهره را به آن حضرت (در مقابل زیارتگاه منسوب به ایشان در جنوب دمشق) پذیرفته‌اند. با این حال، تحقیقاتی که در چند دهه اخیر از سوی برخی از پژوهشگران درباره رساله اخبار الزینبات نشر یافته، به خوبی نشان داده است که این رساله، متنی مجعول و ساختگی است. شاید برای نخستین بار، محمد حسنین سابقی پنجابی، در کتاب خود مرقد العقیلة زینب، که در اثبات انتساب زینبیه شام به حضرت زینب کبری نگاشته است، به مجعول بودن این متن پی برده و شواهد متعددی بر این مسئله ارائه داده و به بررسی تفصیلی ضعف و بی‌اعتباری گزارش‌های تاریخی آن پرداخته است. به عنوان تحقیق نسبتاً مناسبی در این باره به زبان فارسی نیز می‌توان به مقاله «بررسی اعتبار کتاب اخبار الزینبات»، نوشته فاضل ارجمند آقای سید حسن فاطمی اشاره کرد که در شماره 21 فصلنامه کتابهای اسلامی (تابستان 1384) منتشر شده است. چنانکه ایشان نیز اشاره کرده‌اند، احتمالاً هدف و انگیزه اصلی حسن قاسم از جعل این رساله، اثبات انتساب و تعلق زیارتگاه حضرت زینب در قاهره به ایشان بوده است. شواهد درون متنی و برون متنی متعددی برای بی‌اعتباری گزارش‌های اخبار الزینبات و ساختگی بودن آن وجود دارد. شواهد درون متنی شامل ضعف و سستی اسانید روایی اخبار نقل شده در این رساله و ناشناختگی برخی از راویان آنها و تناقض و تعارض محتوای این اخبار با سایر گزارش‌های منابع تاریخی است؛ و شواهد برون متنی، عدم اشاره مورخان به وجود چنین رساله‌ای برای یحیی بن حسن عقیقی و ابهامات مربوط به نسخه خطی این اثر و چگونگی شناسایی و محل نگهداری آن را شامل می‌شود. البته نگارنده در اینجا قصد سخن گفتن دوباره در این زمینه و ارائه تفصیلی شواهد و دلایل جعلی بودن اخبار الزینبات را ندارد و خوانندگان محترم را به تحقیقات قبلی ارجاع می‌دهد و در اینجا تنها به این نکته اکتفا می‌کند که از آنجایی که جاعلان غالباً نشانه‌ای از جعل خود به‌جا می‌گذارند، مصحّح کتاب در بیان مشخصات تنها نسخه خطی آن که خود موفق به یافتن آن شده، چنین ادعا کرده است که این نسخه به قلم «حاج محمد بلتاجی طائفی» که مجاور حرم نبوی شریف بوده، در سال 676ق، از روی نسخه‌ای کتابت شده در سال 483ق به خط سید محمد حسینی واسطی الاصل و ساکن حیدرآباد، کتابت شده است! (السیدة زینب، حسن محمد قاسم، ص10-11) در حالی که می‌دانیم شهر حیدرآباد در حدود سال 1000ق، یعنی بیشتر از پانصد سال از زمان کتابت این نسخه، احداث شده است و در سده پنجم هجری شهر حیدرآبادی وجود نداشته که کاتب یاد شده در آن اقامت داشته و نسخه خود را کتابت کرده باشد! با همه این احوال، از زمان انتشار اخبار الزینبات تا کنون، متأسفانه شماری از پژوهشگران و علمای بعضاً سرشناسِ جهان تشیع، بدون تحقیق و توجه کافی به سستی و بی‌اعتباری گزارش‌های این کتاب و ابهامات موجود در چگونگی شناسایی نسخه خطی آن، اقدام به استنساخ و تهیه دست‌نویس‌هایی از ر‌وی نسخه چاپی این کتاب و سپس انتشار چند باره آن کرده‌اند و در تحقیقات خود نیز به گزارش‌های این کتاب استناد نموده‌اند. اگرچه قطعاً بخشی از آگاهی‌های مهم موجود درباره حضرت زینب کبری، دخت والامقام امیر مؤمنان علی (ع)، همچون خطبه آن حضرت در مجلس یزید در شام، در منابع کهن و معتبر تاریخی نقل شده است؛ اما برخی از مطالبی نیز که در کمتر از یکصد سال اخیر درباره آن حضرت در میان عموم شیعیان رواج یافته، صرفاً مبتنی بر رساله اخبار الزینبات است و در منبع تاریخی معتبری وجود ندارد. از این‌رو، لااقل از اهل علم و پژوهش انتظار می‌رود که به ترویج این مطالب دامن نزنند! کانال گنجینه http://ganjineh.kateban.com/post/3503 @Gholow
بررسی اعتبار کتاب اخبار الزینبات، سید حسن فاطمی، کتابهای اسلامی، ش21، 1384.pdf
حجم: 343.1K
بررسی اعتبار کتاب اخبار الزینبات سید حسن فاطمی، کتابهای اسلامی، ش21، 1384 نویسنده با شواهدی نشان داده انتساب آن به یحیی بن حسن بن جعفر عبیدلی عقیقی درست نیست و احتمالاً ساختۀ طرفداران مزار مصری زینب (س) است: نویافتگی: هیچ‌یک از منابع رجالی و تاریخی از جمله شرح‌حال‌نویسان خاندان عبیدلی (مانند ابن‌شدقم)، نامی از این کتاب نیاورده‌اند. اولین بار در سال ۱۳۳۳ق توسط حسن محمد قاسم مصری معرفی شده است [که او را برخی محققان متهم به جعل و تحریف می‌دانند؛ مانند سابقی، مرقد العقیله زینب ع؛ میرحسینی، تحقیقی پیرامون مزار حضرت زینب.] راویان ناشناخته: بسیاری از مشایخ در اسناد کتاب، در هیچ منبع رجالی یا حدیثی یافت نمی‌شوند (مانند: ابراهیم بن محمد حریری، زهران بن مالک، مهنا بن سیبع قرشی و…)، و فضای مشایخ کتاب با مشایخ عبیدلی ناسازگاری دارد. تناقض با سایر آثار عبیدلی: مثلاً در المعقبین، نام فرزندان عبدالله بن محمد بن عمر بن علی با آنچه در اخبارالزینبات آمده (پسری به نام موسی) مغایرت دارد. مضامین نادرست تاریخی: منابع تاریخی کهن مصر، مانند سخاوی و مقریزی، ورود نخستین علوی به مصر را مربوط به سکینه (دختر امام حسین ع) یا محمد بن علی می‌دانند و اشاره‌ای به ورود زینب (س) به مصر ندارند. یا کتاب منفرداً مسلمة بن مخلد (والی مصر از سوی معاویه و یزید و از دشمنان امام علی ع) را میزبان و نمازگزار بر جنازهٔ زینب (س) شمرده که با سابقهٔ مذهبی او نمی‌خواند. مهم‌تر، انتحال از الطبقات الکبری: بسیاری از متون و حتی ترتیب معرفی زنان هم‌نام زینب، عیناً یا با تغییرات جزئی در سند، از کتاب ابن‌سعد اقتباس شده است. @Gholow