🔸محدودیت معجزات انبیاء (1)
نقد #تفویض
فضای معجزات انبیا در آیات و روایات معتبر با انگاره تفویض خلق و تدبیر عالم به اهل بیت ع تناسب ندارد. در بخشهایی از رساله «معجزات ائمه در کتاب الخرائج و الجرائح» از آقای حاج امینی آمده است:
«بنا بر گفته قرآن کریم یکی از ایرادهای کسانی که به پیامبران ایمان نمیآوردند این بود که شما همانند ما انسانید و بر ما برتری ندارید.8 قرآن کریم به کرات سخن کافران و مشرکان را نقل میکند که بر پیامبران خرده میگرفتند که چرا شما مثل مایید؟ رسول باید از این صفات انسانی و بشری منزه باشد و موجودی باشد فرابشری تا بتواند هدایت دیگران را بر عهده گیرد. یا در رد او میگفتند تو هم مثل ما بشری اما میخواهی با ادعای رسولی، بر ما مسلط شوی.1 آیا چنین ادعایی با معجزات بیشمار برای انبیا سازگار است؟ آیا میتوان فرض کرد که دیو و دد، سنگ زمین و مرغ آسمان بر راستی و درستی کسی گواهی دهد و کسی خیره بگوید تو که مثل مایی؟ و اگر بر فرض، کفار آن همه معجزه میدیدند و به مکابره خود را هم شأن پیامبران میدیدند چرا قرآن بر این مکابره و حق پوشی آنان دست نمیگذارد و رسوایشان نمیکند که شما کجا مثل پیامبرانید؛ این پیامبران این همه معجزه دارند شما که هیچ ندارید. بلکه قرآن علاوه بر این که بشر بودن پیامبر و همسانی او با دیگران را رد نمیکند، هر جا که شائبه غیر بشر بودن پیامبر مطرح میشود به سرعت با بیانی صریح آن را رد میکند و مکرر در مکرر میگوید که پیامبر انسانها باید خود انسان باشد.4 قرآن برای ما حکایت میکند که کفار فراتر از ایرادگیری بر بشر بودن انبیا گاه در مقایسه خود با پیامبر میگفتند که ما کسی هم شأن یا برتر از او را برای تصدی این مسؤولیت الهی داریم.5 در حالی که اگر پیامبران از چپ و راست معجزه نشان میدادند و بنابر قول دلایل نگاران حتی قبل از تولد آنان ارهاصاتی8 واقع میشد، دیگر کسی این حرف را نمیزد و اگر هم میزد دیگران پاسخ میدادند و یا حداقل خود قرآن تذکر میداد که این پیامبران این همه تفاوتهای روشن با دیگران دارند، این همه خوارق عادات و اخبار از غیب از او صادر میشود و این قیاس شما بی جا و گزاف است. برخی اوصافی که ظالمان به پیامبران نسبت میدادند نیز شاهد دیگری بر زندگی طبیعی و عادی انبیاست. وقتی مخالفان به انبیا نسبت دروغ میدادند.3 تا دیگران را از دور او بپراکنند کافی بود این پیامبران چند خبر غیبی بدهند و نشان دهند که حرفشان راست از آب در میآید و این تهمت را از خود دفع کنند. اما چنین [گسترده و تحیر آور] نبود و این تهمتها همواره پابرجا بود. ضعف، صفت دیگری است که به یکی از پیامبران الهی یعنی شعیب نسبت داده شده است. 6...» (ص278)
«مخالفان میخواستند به صالح شبیخون بزنند.3 لوط به اخراج از شهر4 و شعیب به سنگسار تهدید شد.5 موسی در معرض قتل بود. 6عیسی را به گمان خود به صلیب کشیدند7 و یحیی را کشتند.8 به زندانی یا تبعید کردن محمد صلی الله علیه و آله و یا قتل او فکر میکردند.9 انبیای زیادی در راه دین خدا جهاد کردند و به دست مخالفان کشته شدند.1
این تطمیع و تهدیدها همه زمانی معنی دارد که آنها صفاتی انسانی و قابل معارضه داشته باشند و اگر با کسی روبهرو بودند که همه گونه امکانات مادی و معنوی را تحت سیطره خود دارد چگونه با وی درمیافتادند و خود را به هلاک می افکندند.» (ص279 و280)
ایشان از جمله محدودیت های معجزات را اتمام حجت و زمینه سازی برای نزول عذاب در صورت انکار می داند. (ص285) که می شود از برخی آیات (مانند انعام: 8) بر آن شاهد آورد.
و در آخر می افزاید: «در این جا دفع یک توهم لازم است. نباید از آن چه که در این جا آمد و در آینده خواهد آمد خدای ناکرده تصور شود که بشر بودن انبیا و این که آنان همانند دیگران خصوصیات انسانی دارند به این معنی است که کسی بخواهد لاف برابری با آن بزند. آنان انسانهایی شایسته و پاک بودند که با مراقبتی که در بندگی خداوند داشتند به الگوهایی تبدیل شدند تا ما از پی ایشان راه آنان را بپیماییم.» (ص286)
@gholow
دیدگاه ابو الفتح محمد بن علی الکراجکی (م ۴۴۹ق) _رحمه الله_ درباره علم غیب، تفویض و نفی بلایا
«...لا امامة بعد رسول الله صلى الله عليه واله إلا لهم عليهم السلام ولا يجوز الاقتداء في الدين إلا بهم ولا اخذ معالم الدين إلا عنهم وانهم في كمال العلم والعصمة من الآثام نظير الانبياء عليهم السلام وانهم افضل الخلق بعد رسول الله ع وان امامتهم منصوص عليها من قبل الله على اليقين والبيان وانه سبحانه اظهر على ايديهم الايات واعلمهم كثيرا من الغائبات والامور المستقبلات ولم يعطهم من ذلك إلا ما قارن وجها يعمله من اللطف والصلاح وليسوا عارفين بجميع الضمائر والغائبات على الدوام ولا يحيطون بالعلم بكل ما علمه الله تعالى والآيات التي تظهر على ايديهم هي فعل الله دونهم اكرمهم بها ولا صنع لهم فيها وانهم بشر محدثون وعباد مصنوعون لا يخلقون ولا يرزقون ويأكلون ويشربون وتكون لهم الأزواج وتنالهم الآلام والاعلال ويستضامون ويخافون فيتقون وان منهم من قتل ومنهم من قبض وان امام هذا الزمان هو المهدی بن الحسن الهادی وانه الحجة علی العالمین وخاتم الأئمة الطاهرین لا امامة لأحد بعد امامته ولا دولة بعد دولته وانه غائب عن رعیته غیبة اضطرار وخوف من اهل الضلال وللمعلوم عند الله تعالی فی ذلک الصلاح...»
📚 ابو الفتح کراجکی، كنز الفوائد، ج۱، ص۲۴۵، چاپ دار الذخائر، ۱۴۱۰ق
«و أن الله تعالى قد أوجد للناس في كل زمان مسمعا لهم من أنبيائه و حججه بينه و بين الخلق ينبههم على طريق الاستدلال في العقليات و يفقههم على ما لا يعلمونه إلا به من السمعيات. و أن جميع حجج الله تعالى محيطون علما بجميع ما يفتقر إليهم فيه العباد و أنهم معصومون من الخطأ و الزلل عصمة اختيار و أن الله فضلهم على خلقه و جعلهم خلفاء القائمين بحقه و أنه أظهر على أيديهم المعجزات تصديقا لهم فيما ادعوه من الأنباء و الأخبار. و أنهم مع ذلك بأجمعهم عباد مخلوقون و بشر مكلفون يأكلون و يشربون و يتناسلون و يحيون بإحيائه و يموتون بإماتته تجوز عليهم الآلام المعترضات فمنهم من قتل و منهم من مات لا يقدرون على خلق و لا رزق و لا يعلمون الغيب إلا ما أعلمهم إله الخلق و أن أقوالهم صدق و جميع ما أتوا به حق.»
📚ابو الفتح کراجکی، كنز الفوائد، ج۱، ص۲۴۲، چاپ دار الذخائر، ۱۴۱۰ق
#علم_غیب
#تفویض
#نفی_بلایا
@gholow