متنِسبز!
به یاد تو ...
ولی اون روز حالم یه جور دیگه خوب بود. وقتی دوستات رو باهم آشنا میکنی چه حسی داری؟ من وقتی دوستامو بردم پیش شهید مختارزاده همون حسو، و حتی ۱۰۰۰ برابر بهترشو داشتم.
و تولد یکی از دوستامم توی حرم گرفتیم=)
همین چفیهای که توی عکس هست رو زیر کادوها انداختیم. و چقدر اون موقع خندههامون از ته دل بود.
چقدر موقع برگشت دلمون میخواست اون مسیر یه ساعتهی قم به تهران کش بیاد ولی نیومد.
نیومد و همه چیز توی ۱۴ ساعت تموم شد.
متنِسبز!
ولی اون روز حالم یه جور دیگه خوب بود. وقتی دوستات رو باهم آشنا میکنی چه حسی داری؟ من وقتی دوستامو ب
شاید بگین چرا بعد ۲۰ روز الان دارم اینا رو میگم.
چون همین دیروز فهمیدم چقددددر دوستام برام دوستای خوبین.
تازه یاد گرفتم قدرشونو بدونم.
و البته میخوام با اون حس درونگرایی و اضافه بودن درونم بجنگم. میخوام از هرکس خوشم اومد برم بهش بگم با من دوست میشی؟
میخوام برونگرا باشم. ۱۰۰ درصد برونگرا.
متنِسبز!
شاید بگین چرا بعد ۲۰ روز الان دارم اینا رو میگم. چون همین دیروز فهمیدم چقددددر دوستام برام دوستای خ
و البته الان نیستم. میخوام باشم.
پارسال که آقای رئیسی شهید شدن؛ نفهمیدیم چه کسی رو از دست دادیم. فقط غمگین بودیم. ولی امسال... تازه دارن یه چیزایی میگن که همینا جای دوباره سوگواری کردن داره.
موقعیت: اومدی ۲ ساعت بخوابی و بعد پاشی بری امتحان بدی؛ ولی گربههای تو کوچه دعواشون گرفته.
متنِسبز!
موقعیت: اومدی ۲ ساعت بخوابی و بعد پاشی بری امتحان بدی؛ ولی گربههای تو کوچه دعواشون گرفته.
اخه ساعت ۵ صبح از جون هم چی میخواین؟ نمیگید یه بدبختی امروز قراره ۲ ساعت بخوابه و شما همونم ازش میگیرن؟