مامان خانوم مهربون روزت مبارک.
ممنونم که همیشه حواست بهم بوده و از همه دوستام بیشتر درکم کردی. ممنونم که برای من و نیکا از خیلی چیزات گذشتی. شاید اگه ما نبودیم بیشتر بهت خوش میگذشت. ممنونم که برام فقط مامان نبودی. بازم روزت مبارک. این تبریکم از دختر ناجالب و پرحرفت بپذیر.
آدم درستمو وقتی پیدا کردم که خیلی دیر شده بود. وقتی همه چیز تموم شده و منتظر رفتن بودم. شایدم... نمیدونم.
دنیا رو برای اهلش بذار...
متنِسبز!
آدم درستمو وقتی پیدا کردم که خیلی دیر شده بود. وقتی همه چیز تموم شده و منتظر رفتن بودم. شایدم... نم
اگه معنی جمله آخرو فهمیدی بهت تبریک میگم. تو توی دنیای جالب ذهن من زندگی میکنی.
امروز هشت نفر غایب بودن. اونایی هم که اومده بودن نصفشون مریض بودن. عاره یه آنفولانزای سادهست🤡
با تموم وجودم دلم میخواد بنویسم. دفتر رو جلوم باز میکنم و به زور چند خط مینویسم. یهو به خودم میام و میبینم که بیست دقیقهست خودکار از دستم افتاده و دارم فکر میکنم. اون ذهن باز من کجاست؟
میخوام دغدغههام رو روی تن کاغذ بریزم ولی نمیشه. انگار وقتی دردا از یه حدی بیشتر بشن فقط با جیغ زدن میشه تخلیهشون کرد.