ولی هرچیزی یه تایمی داره دیگه!!
مثلا نوجوونی
نمیتونی بیشتر وقتتو بدی به تفریح
یا کلا درس بخونی
نوجوونی یه تاییمه ی که آدم باید فقط یاد بگیره.
ینی شما توی این سن هرچییی یاد بگیری خوبه
انواع ورزش ها،انواع هنر ها،انواع آموزش ها
همه مدل کتابی و بخون
روانشناسی
فلسفه
ادبیات
شعر
مذهبی
همه چی بخون
بعد چند سال
که وارد دانشگاه میشی
کم کم همه چی شکل و فرم میگیزه
حالا دیگه کم کم سلیقه خودت و یاد میگیری
سبک خودت دستت میاد
انگار حالا مسیرت یکم داره خط کشی تر میشه
ولی چون قبلش اکثر چیزهارو تجربه کردی حالا انتخاب برات راحت تره
و تنوع رو پشت سر گذاشتی!
هدایت شده از <<شَغَف''
ظرفهارو شستم
ماسک شیرمو گذاشتم
شیر گرم قبل خواب و آماده کردم
چند مدل غذای جدید با خاهرم درست کردیم
به خلاصه ی رمان های جدیدی ک مامان خونده بود،گوش دادم
اتاقمو مرتب کردم
گل و قلمه زدم
موسیقی گوش دادم
و زندگی رو درون خودن راه دادم(:
زندگی جریان داره و من هرروز با اندک های کوچک خودم به درون راه میدم.
به خودم یادآوری کردم زندگی همیشه پیچیده و منطم نیست
گاهی در رها کننده ترین حالت ممکن باید زیست.
ومن فکر میکنم
دانشگاه رفتن یکی از بهترین تفریحات بزرگسالیه ((:
ومن مطمئنم در سی سالگی دلم برای تک تک ثانیه های دانشگاه تنگه✨🙂
قبل تر ها فکر میکردم
باید برای هر چیز تلاش کرد
در شروع هر تلاشی هم دلم میخاست نتیجه رو ببینیم.
صبر نداشتم،و توی همین حین مدام خودمو با پیشرفت بقیه مقایسه میکردم.
سرعتمو اندازه میگرفتم
دلم میخاست تعداد همه تیک خوردن ها و کتاب ها و دوره ها و اطلاعاتم بره بالا.
از خودم رباتی ساخته بودم ک باید از هر چیز بهترینشو میداشت.
دلم به هیچ چیزی هم رضایت نمیداد
شبیه نفر اولی ک هنوز ناراحته.
اما وقتی بزرگتر شدم
فهمیدم زندگی یه فراینده
فرایندی که باید طی بشه
هیچ عجله ای نیست
تو تلاش میکنی و یه روزی نتیجشو میبینی.
سعی کردم هیچ کاری و برای نتیجه انجام ندم.
اون کار و انتخاب کنم،حسش کنم،دل به دل کار بدم و لذتشو ببرم.
برای من هرچیز که در قالب چارچوب خاصی بره اذیت کننده است.
پس رها تصمیم گرفتم چطور زندگی کنم،چطور ببینم،چطور لمس کنم،و چطور پیش برم.
اگه قراره امسال روانشناس قهاری بشم یا پنج سال دیگه خیلی برام تفاوتی ایجاد نمیکنه.
من در مسیرش هستم
از کتابایی ک میخونم لذت میبرم
بینش مهارت هارو یاد میگیرم
عمیق میشم
اگه دوست داشتم کار میکنم
من دارم لذتشو میبرم وبرای به جایی رسیدن هیچ عجله ای ندارم.
یاد گرفتم اگه مسیرمو درست پیش برم،مسیرها به سمتم میان.
همینطور ک اگه تو خودت رو درست تربیت کرده باشی،انسان های خوب سمتت میان،ازت استقبال میکنن و پیشنهاداتشون و بهت میدن(:
و من ب جای همه چیز به درونم رسیدگی کردم و آرومم.
هامونم سلام
به عنوان یه دختری که میخواد کتابخونی رو شروع کنه واقعااااا منتظر معرفیتم
اخه چرا نمیکنی؟!!!!