مراسم امروز ختم صلوات
و قرائت زیارت عاشورا و روضه فاطمیه در جوار ۱۴ شهید گمنام
مداح : کربلایی مهدیان
۱۴۰۲/۹/۸
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
29 نوامبر، 16.12.aac
22.71M
قرائت زیارت عاشورا و روضه فاطمیه
با نوای گرم کربلایی مهدیان
۱۴۰۲/۹/۸
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
811540226_1142164266.mp3
7.47M
🎙 #قسمت_سوم از کتاب #دکل
📚 #کتاب_صوتی 🔊
«قبل از خواب کتاب خوب بشنوید»
🕒 مدت: 15 دقیقه 33 ثانیه
💾 حجم: ۷ مگابایت
اولین مستند داستانی گام دوم انقلاب
میکس و مسترینگ:
حسین سنچولی
به قلم: روح الله ولی ابرقوئی
ناشر: انتشارات شهید کاظمی
3⃣ قسمت سوم
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
🏴🌹🏴
عارفی را گفتند:
چگونه تنهایی راتحمل میکنی؟
گفت:من همنشین خدایم هستم
هروقت خواستم
اوبا من سخن بگوید
قرآن میخوانم
وهرگاه بخواهم
من بااو سخن بگویم
نماز میخوانم
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
#فاطمه_س_رمز_پیروزی
توی جنگ هر وقت گرهای باز شده،
خانم فاطمه زهرا «سلاماللهعلیها» باز کرده.
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
🇮🇷🇮🇷 #وقتی مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷
✒قسمت صد و هشتم
فصل نهم
من، مهتاب، مین(۱۸)
از سومار عازم جنو ب شدیم
در مسیر از همدان گذشتیم
حتی برای یک ساعت هم در همدان نماندم
شرم دیدار با خانواده علی محمدی تمام وجودم را گرفته بود
به جنوب رسیدیم
اردوگاه شهید محرمی در جاده اهواز خرمشهر و نزدیک کارون
همان شب علی آقا پیغام داد همه جلوی ستاد جمع شوند
نمیدانستیم چه اتفاقی افتاده
فقط رادیو خبر میداد که عملیاتی به نام بدر در مردابهای هور آغاز شده
و رزمندگان اسلام با گذر از هور به جاده آسفالته العماره به بصره رسیدهاند
تمام نیروهای تیپ یک جا جمع شدند
همه در آن تاریکی همهمه میکردند که چه اتفاقی افتاده
فرمانده تیپ حاج آقا همدانی جلو افتاد
مثل یک تکتیرانداز لباس رزم پوشیده بود
یک اسلحه کلاش تاشو روی دوشش و در دست دیگرش یک بلندگوی دستی
گفت: "بچهها آن جلو در محاصره دشمناند
عملیات شکست خورده
عراقیها روی پیکر شهدای ما پایکوبی میکنند
امام فرموده است محسن و صیاد هم باید بروند
همه باید برویم
خودمان را به قلب سپاه دشمن بزنیم
اما این راه، راه بی بازگشت است
هر کس بیاید، حتماً شهید میشود
مجال و فرصت سازماندهی نیست
باید به کمک مهدی باکری در لشکر عاشورا برویم
امشب شب عاشورای ماست
شب عاشورای انصارالحسین
هیچ اجباری برای آمدن نیست
شب تاریک است و هرکس مختار که برگردد
کمکم سخنان فرمانده بوی روضه گرفت
چشم ها خیس شد
حسن ترک زیر یک فانوس کمسو گوشهای نشست و جماعت پشت سرش نشستند و زیارت عاشورا خواندند
آن شب هر کسی خود را در سال ۶۱ هجری در رکاب امام حسین دید
فرمانده تیپ گفته بود هیچ اجباری برای آمدن نیست
اما بیشتر بچه ها حاضر شدند
حمایل بستند
فشنگ و نارنجک و آرپیجی گرفتند
از فرمانده تیپ تا یک نیروی بسیجی همه حکم تکور پیدا کردند
دوربین تبلیغات هم لحظههای ناب گریه و وداع را شکار میکرد
حسن ترک سوار تویوتا شد
فرمانده تیپ از او خواسته بود جلوتر از بقیه به محل درگیری برود
اصرار کردم مرا هم با خود ببرد
از حادثه مجروحیت او در میدان مین رفاقت ما بسیار عمیق شده بود
حرفی نزد
پشت تیوتا کیسه خواب را باز کردم خوابیدم
ظاهراً به اسکلهی رسیدیم
باید بقیه مسیر را با قایق میرفتیم
حسن ترک گفت: "پاشو! باید برگردیم."
اسم برگشتن که آمد چشمانم گرد شد:
"چرا برگردیم!؟"
گفت: "از قرارگاه ابلاغ کردند که انصارالحسین برگردد!"
دور و برم را نگاه کردم
جائی مثل جزیره مجنون بود
پر از نیزار و آبراه
محیط نشان میداد که کار از کار گذشته و از نیروهای پیاده کمکی کاری برنمیآید
هر قایقی که به اسکله میرسید پر بود از شهید و مجروح
نماز صبح را که خواندیم، برگشتیم
◀️ ادامه دارد ...
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠