آدمها عوض میشوند، نه به خاطر اینکه دلشان بخواهد، بلکه به خاطر اینکه زندگی، گوشههای تیزشان را میسابد و صیقل میدهد تا در نهایت به چیزی تبدیل شویم که شاید خودمان هم آن را نشناسیم.
بعضی وقتها فکر میکنم اگر آن شب بارانی جور دیگری رقم میخورد، همهچیز تغییر میکرد. اما بعد به خودم میگویم که تقدیر، راه خودش را پیدا میکند، حتی اگر ما بخواهیم با تمام وجود مسیرش را عوض کنیم.
گاهی تاریکی، تنها جایی است که میتوانیم خودمان را بدون ترس از قضاوت، پیدا کنیم.
-تاریکیهای میان ما
ما درست مثل سایهها هستیم؛ در کنار هم، اما هرگز نمیتوانیم واقعاً در هم ادغام شویم. همیشه فاصلهای تاریک میان ما باقی میماند که هیچ نوری نمیتواند آن را پر کند.
ـ سایه های میان ما