eitaa logo
به وقت بهشت 🌱
6هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
3 فایل
💠وَأُفَوِّضُ أَمْرِ‌ی إِلَی‌اللَّه إِنَّ‌اللهَ بَصِیرٌ‌ بِالْعِبَاد 🚫کپی یا انتشار حتی با ذکر نام نویسنده حرام است🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
💠💠💠✨ 💠💠✨ 💠✨                 ⚜بِسم‌ِالله‌ِالرَّحمَنِ‌الرَّحیم مهاجر کپی‌حرام🚫 سبد لباس‌ها را روی تخت خالی می‌کند. حس و حالش را ندارد اما می‌نشیند و همه‌شان را تا می‌زند، به سبک بشری. خانه بی بشری سوت است و کور. پای کشوی لباس‌های بشری می‌نشیند. لباس‌ها را به کناری هل می‌دهد تا لباس‌های تا زده را جا بدهد. دفترچه‌ی بنفش زیر تی‌شرت‌ها، نگاهش را به خود جلب می‌کند، برش می‌دارد. این رو چرا تو لباسات گذاشتی!؟ خودکار لای برگ‌های آخرش مانده، دقیقاً آخرین صفحه‌ای که با خط بشری پر شده. چند جای صفحه اسم خودش را می‌بیند با پسوند میم. امیرم؛ به خواندن کنجکاو می‌شود. لباس‌ها را فراموش می‌کند و بین خطوطی که بشری قلم زده غرق می‌شود. "خداجان! این آخرین باری هست که این حرفا رو به زبون میارم. برای تو میگم و می‌نویسم. می‌دونم که تو آرامش بهم میدی، یه آرامش ابدی. راستش رو بگم خدا!؟ هیچوقت نتونستم حرفام رو راحت به امیر بگم. خودت می‌دونی که چقدر می‌خوامش! ولی دنیایی حرف نزده روی دلم سنگینی می‌کنه. حرفایی که شاید باید به امیر می‌گفتم و انقدر نگفتم که حالا هم دیگه گفتنش شده نبش قبر! نه می‌تونم به زبون بیارمشون و نه می‌تونم فراموششون کنم. بعد از اون محرمیت مجدد، انقلابی تو دلم اتفاق افتاد که حل شدم تو امیر و زبونم بند اومد. و ای کاش همون روزهای اول، نه! همون شب اول، سر خاک شهدا یا تو ماشین برای امیر گفته بودم و تا الآن این بغضی که دیگه عقده شده رو روی شونه‌هام نمی‌کشیدم. از لحظاتی میگم که چند روزی می‌شد امیرم رو ندیده بودم، تکلیفم با خودم معلوم نبود‌! وقتی می‌اومد پسش می‌زدم ولی اون روز دلتنگش بودم. بارون دم اسبی زمین و آسمون رو بهم می‌دوخت، دلم تنگ شده بود برای امیرم و چشمام مثل ناودون قدیمی خونه‌مون شر شر می‌ریخت... تو رو شکر می‌‌کنم که روزهای تلخ و سخت گذشتن و تموم شدن و چه خوبه که می‌گذره، اگه گذشت زمان نبود که زیر سنگ‌آسیاب سختی‌ها آرد می‌شدم. همون روزهایی که امیر رفتنی شده بود و کاری از دستم برنمی‌اومد که نگهش دارم. اَه... بدم میاد از اون روزها. از بشرای اون روزها متنفرم. به امیر نگفتم ولی به تو میگم. تو اون چند سال، هیچ روز و شبی سخت‌تر از روز و شبی که طلاق گرفتم نبود. نمی‌دونم چطور لحظاتی که صیغه‌ی طلاق خونده می‌شد، جون ندادم! داشت جدایی من رو از امیرم می‌خوند؛ هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بخوام ازش جدا بشم! هنوز صدای هق هقی که تو پاگرد راه‌پله‌ی محضر پیچید رو یادمه، دلم به حال خودم سوخت. اون شبی که زیر بارون تو حیاط خودم رو بغل کردم." به این قسمت‌ها که می‌رسد دستانش سست می‌شوند و دفترچه از دستش می‌افتد. تو چی کشیدی عزیزم؟! دستش را به محاسنش می‌برد. بشری نیست که ببیند امیر چه آه عمیقی می‌کشد از این فکر که چه به روز بشری آمده است! دفترچه را برمی‌دارد و با چشم به خواندن ادامه می‌دهد. "و اون صبحی که بیدار شدم و فکم به یه طرف برگشته بود." دلش در سینه‌ نمی‌گنجد، احساس می‌کند قلبش ترک برداشته. طاقت نمی‌آورد. تلفن همراهش را برمی‌دارد و با بشری تماس می‌گیرد. هنوز خاموش است. یعنی چی؟ تو سکته کرده بودی؟! خدا من رو ببخشه. چشم‌هایش را می‌بندد، با درد. آخ بشری! من چی کار کردم با تو! "چه حرفایی تو دانشگاه شنیدم! از درون شکستم اما پوسته‌ای محکم برای خودم حفظ کردم. شب‌های سرد مشهد هم که گفتنی نیست! چه نیازی به داشتن امیرم داشتم و نداشتمش. امیرم... چه لذتی می‌برم از این‌که امیر برای منه! چقدر دوستش دارم. خدا! چقدر دوستش دارم." لب‌های امیر به لبخندی تلخ مزین می‌شود. کاش لیاقت این همه علاقه‌ات رو داشته باشم. کاش بتونم جبران کنم. "دوستش دارم و دیگه نمی‌خوام به گذشته فکر کنم. نه به دلخوری‌هام، نه به دل‌شکستگی‌هام. به هیچ‌کدوم. خداجان! از خودت می‌خوام که دستم رو بگیری. کمک کنی بهترین همسر باشم. کمک کن همه‌ی اتفاقات تلخ رو یادم بره. تا امروز امیر رو برای خودش خواستم وگرنه دوباره نمی‌اومدم زیر چترش. خودت کمک کن چتر محبتش همیشه رو سرم بمونه. من چیزی جز محبت ازش نمی‌خوام." منم دوستت دارم عزیزم. جونم به جونت بسته‌است. دوباره با بشری تماس می‌گیرد. -سلام امیرجان! همین الآن می‌خواستم زنگت بزنم. بی‌تاب می‌شود با شنیدن صدای گرم همسرش، جواب سلامش را می‌دهد. کاش این‌جا بودی بشری! -خب دیگه دلت فکر نباشه. -کی برمی‌گردی؟ -امیر من تازه رسیدم! با پرواز فرداشب برمی‌گردم. -کاش این‌جا بودی. بشری مکث می‌کند. -امیر؟! -دلم برات تنگ شده. بشری صدایش را پایین می‌آورد. -خب... منم دلم برات تنگ شده... ولی تا فردا باید صبر کنم. ✍🏻 کپی یا انتشار به هر شکل است🚫 ╭━━⊰⚜⚜⊱━━╮    @In_heaventime  ╰━━⊰⚜⚜⊱━━╯