eitaa logo
تفسیر قرآن به قرآن
225 دنبال‌کننده
27 عکس
35 ویدیو
23 فایل
@R_golmakani ارتباط با ادمین
مشاهده در ایتا
دانلود
29.Esraa23-24.mp3
7.31M
/۲۳-۲۴ "وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا"(۲۳) ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﻘﺮّﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﻴﻜﻲ ﻛﻨﻴﺪ. ﺍﮔﺮ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻳﺎ ﻫﺮ ﺩﻭ، ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻛﻬﻨﺴﺎﻟﻲ ﺭﺳﻴﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻠﻤﻪ ﺍﻱ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﻣﮕﻮﻱ، ﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮﻱ ﻣﻜﻦ، ﻭ ﺑﺎ ﺍﺩﺏ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍم ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻱ. "وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا"(۲۴) ﻭ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺑﺎﻝ ﻓﺮﻭﺗﻨﻲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﮕﺴﺘﺮ ﻭ ﺑﮕﻮ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ، ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺣﻤﺖ ﺁﻭﺭ، ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﭘﺮﻭﺭﺩﻧﺪ. استاد گلمکانی @DailyCommentaryofQuran
باسمه تعالی رئوس مطالب /۲۳-۲۴ "وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا"(۲۳) (ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﻘﺮّﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﻴﻜﻲ ﻛﻨﻴﺪ. ﺍﮔﺮ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻳﺎ ﻫﺮ ﺩﻭ، ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻛﻬﻨﺴﺎﻟﻲ ﺭﺳﻴﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻠﻤﻪ ﺍﻱ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﻣﮕﻮﻱ، ﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮﻱ ﻣﻜﻦ، ﻭ ﺑﺎ ﺍﺩﺏ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍم ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻱ). ۱. از آیه ۲۳ تا ۳۹ به حدود بیست مورد از کلیاتی از دین اشاره می کند و در حقیقت عطف است به آیه ۹ که فرمود: "إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ". ۲. "أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ" یعنی در نهایت اخلاص خداوند سبحان را بپرستید که شرک ورزیدن بزرگترین گناه است. ۳. اگر گناهان را تحلیل کنیم خواهیم دید که همه گناهان به شرک بر می گردد، زیرا اگر انسان غیر خداوند، یعنی شیاطین جنّ و انس و هوای نفس یا جهل را اطاعت نکند، هرگز مرتکب هیچ گناهی نمی شود و هیچ امر و نهیی را نافرمانی نمی کند، لذا می بینیم در آیه ۶۰ سوره یس، از پیروی وسوسه شیطان تعبیر به عبادت شیطان می کند: "أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ"(ﺍﻱ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺁﺩم، ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻧﻜﺮﺩم ﻛﻪ ﺑﺎ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﻧﻜﻨﻴﺪ) یا از تعبیر به "اِله" می شود، چنان که در آیه ۲۳ سوره جاثیه می فرماید: "أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ" (ﺁﻳﺎ ﺩﻳﺪﻱ ﺁﻥ ﻛﺴﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﻌﺒﻮﺩ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﻫﻮﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ) بنابراین می توان گفت: همه طاعات به توحید برمی گردد و همه گناهان به شرک؛ حتی  کافری که منکر خداوند و صانعِ عالم است، نیز مشرک است، چون با اینکه اولیه اش حکم می کند عالَم را موجودی برتر خلق کرده است، در عین حال تدبیر عالم را به ماده و طبیعت نسبت می دهد. ۴. عبارت "وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا" عطف است به جمله قبلی و معنایش این است که پروردگارت چنین حکم کرده که به پدر و مادر احسان و خوبی کنید، معلوم می شود مسئله احسان به پدر و مادر بعد از مسئله توحید از اهمّ واجبات است، همان طور که بعد از شرک به خداوند از بزرگ ترین گناهان کبیره است. لذا در آیه ۱۵۱ سوره انعام همین مضمون را بیان می کند: "قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ..." (ﺑﮕﻮ: ﺑﻴﺎﻳﻴﺪ، ﻣﻦ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﺮﺍم ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻧﻢ ﻭ ﺁﻥ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺷﺮﻳﻚ ﺍﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﺪﻫﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﻴﻜﻲ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﻲ ﻣﻜﺸﻴﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﻣﺎﻳﻴﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﻭﺯﻱ ﻣﻲ ﺩﻫﻴﻢ...). ۵. چرا احترام به پدر و مادر این مقدار اهمیت دارد؟ چون میان پدر و مادر و فرزندان مبنای مهمترین مسئله در است که قوام و دوام جامعه انسانی به آن است، که اگر این حکم در جامعه رعایت نشود، شیرازه اجتماع و روابط انسانی از هم می پاشد. ۶. عبارت "إِمَّا يَبْلُغَنَّ" "إِمَّا" مرکب است از اِن+مای زائده، که چون "ما" زائده است در آخر فعل شرط يَبْلُغ نون تاکید ثقیله در می آید. ۷. "أُفٍّ" معنای انزجار را می رساند مثل آخ که در فارسی هم رایج است. ۸. عبارت "وَلَا تَنْهَرْ" از ماده "نهر" به معنای رنجاندن است که یا با داد زدن یا با حرف درشت زدن انجام می گیرد. ۹. اگر اُفّ نگفتن و نرنجاندن را در هنگام پیری مطرح کرد برای این است که نیازها و توقعات پدر و مادر در پیری بیشتر می شود و گر نه در همه زمانها و حالات احترام به آنها واجب و اُفّ گفتن به آنها حرام است. "وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا"(۲۴) (ﻭ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺑﺎﻝ ﻓﺮﻭﺗﻨﻲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﮕﺴﺘﺮ ﻭ ﺑﮕﻮ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ، ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺣﻤﺖ ﺁﻭﺭ، ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﭘﺮﻭﺭﺩﻧﺪ). ۱. "جَنَاحَ الذُّلِّ" کنایه از مبالغه در تواضع زبانی و عملی است که از حالت بال زدن جوجه وقتی پدر و مادرش را می بیند، گرفته شده که نهایت ناتوانی خود را به پدر و مادر ابراز می کند. ۲. عبارت "وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا" علاوه بر اینکه سفارش به دعا برای پدر و مادر است، یادآوری به فرزند است که دوران ناتوانی و کودکی خود را به یاد آورد. @DailyCommentaryofQuran
🌟ارزش نیت محبت به پدر و مادر🌟 ✍ در فضیلت تلاوت سوره اسراء از امام علی(ع) روایت شده هر کسی این سوره را بخواند و هنگامی که به توصیه‌های خداوند در ارتباط با پدر و مادر در این سوره می‌رسد عواطف او تحریک گردد و احساس محبت بیشتری نسبت به پدر و مادر کند، پاداشی به او داده می‌شود که برتر است از دنیا و آنچه در آن است.🌿🥀🌷🌹🌺🌻🌴🌾🍀🍁🏵🌸🌱 ثواب الأعمال، شیخ صدوق، ص۱۰۷ @DailyCommentaryofQuran
30.Esraa25-27.mp3
5.9M
/۲۵-۲۷ "رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُوا صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُورًا"(۲۵) ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻫﺎﻱ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﻧﺎﺗﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺣﻖ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺗﺎﻥ ﻛﻮﺗﺎﻫﻲ ﻧﻤﻮﺩﻳﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﺮﺩﻳﺪ، ﻗﻄﻌﺎً ﺧﺪﺍ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺁﻣﺮﺯﺩ. "وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا"(۲۶) ﻭ ﺣﻖ ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪ ﻭ ﺑﻴﻨﻮﺍ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺍﺳﺮﺍﻑ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﭘﺎﺵ ﻣﻜﻦ؛ "إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا"(۲۷) ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﭘﺎﺵ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﺳﺮﺍﻓﻜﺎﺭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ (ﻫﻤﺪم ﻭ ﻫﻤﮕﺎم) ﺷﻴﺎﻃﻴﻦ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺁﻥ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ﻧﺎﺳﭙﺎﺱ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. استاد گلمکانی @DailyCommentaryofQuran
باسمه تعالی رئوس مطالب /۲۵-۲۷ "رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُوا صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُورًا"(۲۵) (ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻫﺎﻱ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﻧﺎﺗﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺣﻖ ﻛﻮﺗﺎﻫﻲ ﻧﻤﻮﺩﻳﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﺮﺩﻳﺪ، ﻗﻄﻌﺎً ﺧﺪﺍ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺁﻣﺮﺯﺩ). ۱‌. سیاق و قالب آیه نشان می دهد که این آیه در ادامه دو آیه قبل است که درباره پدر و مادر بود و اشاره دقیقی دارد به این نکته که گاهی از فرزند خطایی سر می زند و از او رنجیده خاطر می شوند، لذا می فرماید خداوند از این کار شما یا حتی انزجار  قلبی شما با خبر است، پس اگر فرزندی صالح و اهل صلاح باشید و اهل توبه، و خداوند برگشت و پشیمانی را در دل شما ببیند، شما را می پذیرد، زیرا حق تعالی به همان میزان که از ما به خودمان آگاه تر است، به همان میزان از ما به خودمان مهربان تر است. "وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا"(۲۶) (ﻭ ﺣﻖ ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪ ﻭ ﺑﻴﻨﻮﺍ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺍﺳﺮﺍﻑ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﭘﺎﺵ ﻣﻜﻦ). ۱. با توجه به اینکه این آیه مکی است معلوم می شود انفاق به و و در راه ماندگان، از احکامی است که قبل از هجرت واجب شده است. ۲. در آیه ۱۷۷ سوره بقره که معنایِ برّ و نیکی را بیان می کند، همین موارد را در کنار ایمان به حق تعالی، آخرت و نبوت ذکر می کند: "لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ" (ﻧﻴﻜﻲ ﺁﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ [ﻫﻨﮕﺎم ﻋﺒﺎﺩﺕ] ﺭﻭﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻣﺸﺮﻕ ﻭ ﻣﻐﺮﺏ ﺑﮕﺮﺩﺍﻧﻴﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻗﺒﻠﻪ ﺗﻠﻘﻲ ﻛﻨﻴﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﻧﻴﻜﻲ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻭﺍﭘﺴﻴﻦ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﺎﻱ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻋﻠﺎﻗﻪ ﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﻳﺘﻴﻤﺎﻥ ﻭ ﺑﻴﻨﻮﺍﻳﺎﻥ ﻭ ﺩﺭﺭﺍﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﮔﺪﺍﻳﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺁﺯﺍﺩﻱ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﻭ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻮﻥ ﭘﻴﻤﺎﻧﻲ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻭﻓﺎ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﻲ ﻭ ﺯﻳﺎﻧﻜﺎﺭﻱ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﻛﺎﺭﺯﺍﺭ، ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻭ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭﻱ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ. ﺍﻳﻨﺎﻧﻨﺪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻳﻨﺎﻧﻨﺪ ﺗﻘﻮﺍﭘﻴﺸﮕﺎﻥ). ۳. "وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا" تبذیر نکن یعنی بذر افشانی بی ثمر نکن، کشاورز را که بذر می کارد یا می پاشد، مبذِّر می گویند، حال اگر کشاورزی بذر را در زمین شوره زار بکارد یا روی یا روی سنگ بپاشد علاوه بر اینکه ثمره و برداشتی ندارد، اصل سرمایه را هم هدر داده است، لذا که حتی مال کمی را را نابجا استفاده کند، کار حرام انجام داد و نعمت الهی را کفران نموده است، به همین دلیل در آیه بعد می فرماید: "إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا"(۲۷) ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﭘﺎﺵ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥِ نابجا و ﺍﺳﺮﺍﻓﻜﺎﺭ در کفر و ناسپاسی ﺑﺮﺍﺩﺭ و ﻫﻤﺪم ﻭ ملازم با هستند، ﻭ مثل شیاطین شده اند. @DailyCommentaryofQuran
«وَ آتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ» و قضیه فدک ✍ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا أَظُنُّهُ السَّيَّارِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ قَالَ: لَمَّا وَرَدَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى عَلَى الْمَهْدِيِّ رَآهُ يَرُدُّ الْمَظَالِمَ فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا بَالُ مَظْلِمَتِنَا لَا تُرَدُّ، فَقَالَ لَهُ: وَ مَا ذَاكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ؟ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَّا فَتَحَ عَلَى نَبِيِّهِ فَدَكاً وَ مَا وَالاهَا لَمْ يُوجَفْ عَلَيْهِ بِخَيْلٍ وَ لا رِكابٍ‏ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى نَبِيِّهِ «وَ آتِ‏ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ»‏ فَلَمْ يَدْرِ رَسُولُ اللَّهِ مَنْ هُمْ، فَرَاجَعَ فِي ذَلِكَ جَبْرَئِيلَ وَ رَاجَعَ جَبْرَئِيلُ رَبَّهُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنِ ادْفَعْ فَدَكاً إِلَى فَاطِمَةَ، فَدَعَاهَا رَسُولُ اللَّهِ فَقَالَ لَهَا: يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي أَنْ أَدْفَعَ إِلَيْكِ فَدَكاً فَقَالَتْ: قَدْ قَبِلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مِنَ اللَّهِ وَ مِنْكَ، فَلَمْ يَزَلْ وُكَلَاؤُهَا فِيهَا- حَيَاةَ رَسُولِ اللَّهِ فَلَمَّا وُلِّيَ أَبُو بَكْرٍ أَخْرَجَ عَنْهَا وُكَلَاءَهَا فَأَتَتْهُ فَسَأَلَتْهُ أَنْ يَرُدَّهَا عَلَيْهَا فَقَالَ لَهَا ائْتِينِي بِأَسْوَدَ أَوْ أَحْمَرَ يَشْهَدُ لَكِ بِذَلِكِ فَجَاءَتْ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أُمِّ أَيْمَنَ فَشَهِدَا لَهَا فَكَتَبَ لَهَا بِتَرْكِ التَّعَرُّضِ فَخَرَجَتْ وَ الْكِتَابُ مَعَهَا، فَلَقِيَهَا عُمَرُ فَقَالَ: مَا هَذَا مَعَكِ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ؟ قَالَتْ: كِتَابٌ كَتَبَهُ لِيَ ابْنُ أَبِي قُحَافَةَ، قَالَ: أَرِينِيهِ فَأَبَتْ فَانْتَزَعَهُ مِنْ يَدِهَا وَ نَظَرَ فِيهِ ثُمَّ تَفَلَ فِيهِ وَ مَحَاهُ وَ خَرَقَهُ: فَقَالَ لَهَا: هَذَا لَمْ يُوجِفْ عَلَيْهِ أَبُوكِ بِخَيْلٍ وَ لا رِكابٍ‏ فَضَعِي الْحِبَالَ‏ فِي رِقَابِنَا، فَقَالَ لَهُ الْمَهْدِيُّ: يَا أَبَا الْحَسَنِ حُدَّهَا لِي، فَقَالَ: حَدٌّ مِنْهَا جَبَلُ أُحُدٍ وَ حَدٌّ مِنْهَا عَرِيشُ مِصْرَ وَ حَدٌّ مِنْهَا سِيفُ الْبَحْرِ وَ حَدٌّ مِنْهَا دُومَةُ الْجَنْدَلِ، فَقَالَ لَهُ: كُلُّ هَذَا؟ قَالَ: نَعَمْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذَا كُلُّهُ إِنَّ هَذَا كُلَّهُ مِمَّا لَمْ يُوجِفْ عَلَى أَهْلِهِ رَسُولُ اللَّهِ بِخَيْلٍ وَ لَا رِكَابٍ، فَقَالَ: كَثِيرٌ وَ أَنْظُرُ فِيهِ. 🍂الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏۱ ؛ ص۵۴۳🍂 ✍ على بن محمد بن عبداللَّه، از بعضى از اصحاب ما كه آن را سيّارى گمان مى‏ كنم، از على بن اسباط روايت كرده است كه گفت: چون ابوالحسن حضرت امام موسى كاظم عليه السلام بر مهدى عبّاسى وارد شد، او را ديد كه ردّ مظالم مى‏ كند (و مظالم، جمع مظلمه است و آن، حقّى است كه بايد به صاحبش برسد). حضرت فرمود: «يا امير المؤمنين، باك و حال مظلمه ما چيست كه ردّ نمى‏ شود؟» مهدى به حضرت عرض كرد كه: يا اباالحسن، مقصود از اين سخن چيست؟ فرمود: «به درستى كه خداى تبارك و تعالى، چون فدك و آنچه را كه به آن نزديك بود بر پيغمبر صلى الله عليه و آله خود گشود اسب و شترى بر آن تاخته نشد، بعد از آن خدا بر پيغمبر خويش صلى الله عليه و آله فرو فرستاد كه: «وَ آتِ‏ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ‏» و رسول خدا صلى الله عليه و آله ندانست كه ايشان كيانند و در اين باب با جبرئيل به سؤال برگشتى نمود و جبرئيل با پروردگار خويش بازگشت نمود و از آن جناب پرسيد. پس خداى تعالى به سوى آن حضرت وحى فرمود كه: فدك را به فاطمه عليها السلام تسليم كن. بعد از آن، رسول خدا صلى الله عليه و آله فاطمه را طلبيد و به آن حضرت فرمود كه: اى فاطمه، به درستى كه خدا مرا امر فرموده كه فدك را به تو تسليم كنم. حضرت فاطمه عليها السلام عرض كرد كه: يا رسول اللَّه، آن را از خدا و از تو قبول كردم، و بعد از آن در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله هميشه وكلاى حضرت فاطمه در آن بودند. و چون ابوبكر را والى كردند، وكلاى آن حضرت را از آن بيرون كرد، پس فاطمه به نزد ابوبكر آمد و از او درخواست كه فدك را به او رد كند، ابوبكر به آن حضرت گفت كه: يك سياه، يا سرخ (يعنى: يك نفر از عرب يا عجم) را بياورد كه از براى تو به اين امر گواهى دهد، و فاطمه امير المؤمنين عليه السلام و امّ ايمن را آورد و از برايش گواهى دادند. پس ابوبكر از برايش نوشت كه: متعرّض آن نشوند، و حضرت فاطمه بيرون آمد و آن نوشته با او بود، عُمر آن حضرت را در عرض راه ملاقات نمود و گفت: اى دختر محمد، چيست اين نوشته كه با تو است؟ فرمود كه: نوشته‏اى است كه پسر ابوقحافه آن را از براى من نوشته است. عمر گفت: آن را به من بنما و بده تا ببينم. حضرت فاطمه ابا و امتناع فرمود.
پس عمر آن نوشته را به زور از دست آن حضرت گرفت و در آن نگاه كرد و آب دهان را در آن انداخت و نوشته را محو نمود و پاره كرد و به حضرت فاطمه گفت كه: اينك پدرت بر آن اسب و شترى نتاخته، پس ريسمان‏ها را در گردن‏هاى ما گذار» (و ظاهر اين است كه عمر اين كلام را از روى انكار و ريشخند گفته باشد؛ اگر چه ممكن است كه خدا بر خلاف عادت حق را بر زبانش جارى كرده باشد). مهدى به آن حضرت عرض كرد كه: يا اباالحسن، حدّ و اندازه فدك را از براى من بيان كن چه قدر است؟ حضرت فرمود كه: «حدّى از آن كوه احد است و حدّى از آن سايه‏ بان‏ شهر مصر (و مراد از آن، خانه‏ هاى مصر است) و حدّى از آن، كنار دريا و حدّى از آن دومة الجندل (و در مغرب كه يكى از لغات معتبره است و غير آن مذكور است كه دومة الجندل به ضمّ دال است و محدّثان گفته‏ اند كه به فتح آن است و آن حصارى است در پانزده منزلى مدينه و ده‏ منزلى كوفه). مهدى به حضرت عرض كرد كه: همه اينها فدك است؟ فرمود: «آرى، يا امير المؤمنين، اينها همه فدك است. به درستى كه همه آنچه مذكور شد، از آن چيزى است كه اهل آن بر رسول خدا اسب و شترى نتاخته‏ اند و جنگ نكرده‏ اند». مهدى گفت: اين بسيار است و در اين باب فكرى بكنم.
يک نکته ✍ ممکن است کسی بگويد آيه: «آتِ‏ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ‏» جزو سوره اسراء است که پيش از هجرت در مكه نازل شده، در حالی که اعطاى فدك در مدينه بوده است. ✍ جواب اين است كه: ۱. گاهى در سوره‏ هاى مكي آياتى مندرج است كه در مدينه نازل شده و توصيف به مكى و مدنى بودن بر اساس غالب آيات است و مؤيد آن اين است كه طبرسى (ره) در مجمع البيان گفته است: سوره بنى اسرائيل(اسراء) همه‏ اش مكى است، و برخى پنج آيه آن را جدا دانسته‏ اند و از آن جمله است «وَ آتِ‏ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ‏»، اين را از حسن نقل كرده و ابن عباس بر اين پنج آيه، سه آيه ديگر افزوده و گفته ۸ آیه مدنی است. ۲. برخی آیات به دلیل اهمیت آنها چندین بار نازل شده اند، از جمله این آیه . @DailyCommentaryofQuran
31.Esraa28-29.mp3
6.55M
/۲۸-۲۹ "وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلًا مَّيْسُورًا"(۲۸) ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺗﻬﻴﺪﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻠّﺖ ﺁﻥ ﻛﻪ ﻣﺎﻟﻲ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻱ ﺭﻭﻱ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺍﻧﻲ، ﻭ ﮔﺸﺎﻳﺸﻲ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻣﻲ ﻃﻠﺒﻲ ﻛﻪ ﺍﻣﻴﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻱ، ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺮﻣﻲ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻱ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻥ. "وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا"(۲۹) ﻭ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻥ ﻣﺒﻨﺪ ﻭ ﻣﻜﻦ ﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻫﻢ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﮕﺸﺎﻱ ﻛﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺑﺒﺨﺸﻲ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻧﻜﻮﻫﻴﺪﻩ ﻭ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﺮ ﺟﺎﻱ ﺑﻨﺸﻴﻨﻲ. استاد گلمکانی @DailyCommentaryofQuran
باسمه تعالی رئوس مطالب سی و یکم /۲۸-۲۹ "وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلًا مَّيْسُورًا"(۲۸) (ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﻪ ﻋﻠّﺖ ﺁﻥ ﻛﻪ ﻣﺎﻟﻲ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻱ ﺭﻭﻱ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺍﻧﻲ، ﻭ ﮔﺸﺎﻳﺸﻲ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻣﻲ ﻃﻠﺒﻲ ﻛﻪ ﺍﻣﻴﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻱ، ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺮﻣﻲ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻱ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻥ). ۱. بعد ار اینکه موارد و مصادیقی از و ضرورت کمک به آنها را بیان کردند، در این آیه می خواهند به این نکته اشاره کنند که اگر در موردی چنین پیش آمد که انسان امکان مالی ندارد که به او کمک کند، چه باید کرد؟ پس اولاً نسبت به گروه خویشاوندان، مساکین و در راه ماندگان مسئول هستید، ثانیاً اگر نداشتید و نتوانستید کمک کنید، اعراضتان باید با احترام و مهربانی همراه باشد نه با بی اعتنایی، تحقیر و ، چون به تعبیر حضرت امیر "إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى اللَّهَ" (نهج البلاغه/حکمت ۳۰۴) (نیازمندى که به تو روى آورده فرستاده خداست، کسى که از یارى او دریغ کند، از خدا دریغ کرده، و آن کس که به او بخشش کند، به خدا بخشیده است) و در آیه ۱۰ سوره ضُحی فرمود الضحى "وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ" (ﻭ ﺳﺆﺍﻝ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﻫﻨﻤﻮﺩ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻳﺎ ﻣﺎﻟﻲ ﻣﻲ ﻃﻠﺒﺪ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻣﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺑﺎﻧﮓ ﻣﺰﻥ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺗﻠﺨﻲ ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﻲ ﺭﺍ ﭼﺸﻴﺪﻩ ﺍی) ۲. اصولاً خداوند نیاز را ملاک امتحان و قرار داده است به همین دلیل در روایت می فرماید: "لولا الفقراء لهلک الاغنیاء" (ارشاد القلوب۱/ ۱۹۴) یعنی اگر فقرا نبودند هلاک می شدند، پس برای حضور فقرا، ثروتمندان را ثروتمند قرار داد، که البته ثروت آنها و هر دو امتحان است. ۳. پس حق نداریم فقرا را برنجانیم؛ بلکه باید با مهربانی و نرمی آنها را از خود دور کنیم. لذا در ادامه آیه فرمود: "فَقُل لَّهُمْ قَوْلًا مَّيْسُورًا" با آنها سخن آرام بخش و امیدوار کننده بگو، مثلاً بنده ندارم و دستم خالی است ولی امیدوارم خداوند مشکل شما را حل کند. "وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا"(۲۹) (ﻭ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻥ ﻣﺒﻨﺪ ﻭ ﺑﺨﻞ ﻣﻜﻦ ﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻫﻢ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﮕﺸﺎﻱ ﻛﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺑﺒﺨﺸﻲ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻧﻜﻮﻫﻴﺪﻩ ﻭ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﺮ ﺟﺎﻱ ﺑﻨﺸﻴﻨﻲ) ۱. جمله "وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ" کنایه است از خرج نکردن و به خرج دادن و پرهیز از بخشش، در مقابل بذل و بخشش زیادی، چنان که فرمود: "وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ" یعنی نه افراط و نه تفریط بلکه از باب اَوسطها، رعایت حدّ وسط و اعتدال را بکن. ۲. عبارت "فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا" فرع بر اصل کلی "وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ" است، یعنی اگر آن قدر بخشیدی که خود درمانده شدی، مورد سرزنش قرار می گیری. ۳. کلمه "مَحْسُورًا" از ماده "حسر" به معنای برهنه و عریان؛ یعنی آن قدر دست و دلبازی نکن که روزی از فقر در بغل گیری و دستت از همه جا کوتاه، مورد سرزنش قرار گیری و برهنه بمانی. ۴. نکته ای مهم: در آیه ۲۲ همین سوره فرمود: "لَّا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولًا" در آیه ۲۹ نیز می فرماید: "وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا" از مقایسه این دو آیه و نتیجه مشابهی که در آخر هر دو آیه آمده، می توانیم بگوییم توحید در مسائل اعتقادی و همان تاثیری را دارد که عدل و عدالت در دارد؛ یعنی اهمیت عدل و توحید بسیار زیاد است، همان خطری را که شرک در جهان بینی و اعتقاد دارد، همان خطر را از سوی حاکم در اجتماع دارد، اگر شرک بورزی "سرزنش شده و از رحمت الهی طرد می شوی" و اگر خلاف عدالت و رفتار کنی "سرزنش شده ﻭ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﺮ ﺟﺎﻱ خود ﺑﻨﺸﻴﻨﻲ". @DailyCommentaryofQuran
✍ روايت شده است كه: زنى پسرش را نزد پيامبر گرامى فرستاد و گفت به پيامبر عرض كن: مادرم به زرهى احتياج دارد. اگر گفت: صبر كنيد تا برسد، بگو: مادرم به پيراهنت، احتياج دارد. پسر نزد پيامبر گرامى آمد و پيام مادر را ابلاغ كرد. حضرتش جامه را از تن بيرون آورد و به او داد. از اينرو اين آيه، نازل شد. "وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا" گفته‏ اند: بر اثر اين بخشش، در خانه نشست و براى نماز بيرون نيامد، زيرا جامه‏ اى نداشت كه بپوشد، از اينرو منافقان او را ملامت كرده، گفتند: محمد، خوابش برده و مشغول لهو و لعب است و نماز را ترك كرده است. مجمع البیان۶/ ۶۳۵ @DailyCommentaryofQuran
نحوه پاسخ به فقیری که نمی خواهیم به او کمک کنیم: ✍ در كافى به سند خود از عجلان روايت مى‌كند كه گفت وقتى در حضور حضرت صادق (ع) بودم، سائلى آمد حضرت برخاست و از ظرفى كه خرما داخل آن بود دو مشتش را پر كرد و به سائل داد، چيزى نگذشت كه سائل ديگرى آمد، دو مشتى هم به او داد، آن گاه سومى آمد به او ندا داد و فرمود: "اللَّه رازقنا و اياكم- خدا روزى ده ما و شما است". آن گاه فرمود: رسول خدا چنين بود كه احدى از او چيزى از مال دنيا نمى‌خواست مگر آنكه به او مى‌داد، زنى فرزند خود را نزد آن جناب فرستاد و به او سپرد اگر رسول خدا (ص) گفت: چيزى ندارم بگو پيراهنت را بده كه ما در خانه چيزى نداريم، حضرت پيراهنش را در آورد و به سويش انداخت، و در نسخه ديگرى آمده، به او داد، و خدا آن حضرت را اين چنين تاديب كرد كه‌ "لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‌ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً" آن گاه حضرت فرمود:" احسار" به معناى فقر و ندارى است‌.🥀🌾🍂🌿 فروع كافى، ج ۴، ص ۵۵، ح ۷ @DailyCommentaryofQuran