➖سخن گفتن #حضرت_زينب سلاماللهعلیها با عمر بن سعد ملعون
خواهر امام،زينب عليها السلام به درگاه خيمه آمد و عمر بن سعد بن ابى وقّاص را ندا داد: واى بر تو،اى عمر ! آيا ابا عبد اللّه را مىكُشند و تو نگاه مىكنى؟!
عمر، پاسخش را نداد. زينب عليهاالسلام بانگ زد: واى بر شما ! آيا مسلمانى ميان شما نيست؟! هيچ كس، پاسخى به او نداد.
📚الإرشاد ج۲ ص۱۱۲
#محرم
➖وداع جانسوز خاندان پيامبر صلیاللهعليهوآله با شهيدان هنگام عبور از قتلگاه
◼️ هنگامى كه نگاه زنان به كشتگان افتاد، صيحه كشيدند و بر صورت خود زدند.
راوى مىگويد: به خدا سوگند،زينب،دختر على را فراموش نمىكنم كه بر حسين عليه السلام ناله مىزد و با آوايى اندوهناك و دلى غمين مىگفت: «وا محمّدا ! فرمانرواى آسمان،بر تو درود بفرستد ! اين،حسين است كه به صحرا افتاده و در خونْ خفته و اعضایش از هم جدا شده. واى [بر منِ مصيبتزده] كه دخترانت اسيرند! به خدا شِكوه مىبرم و نيز به محمّدِ مصطفى و علىِ مرتضى و فاطمۀ زهرا و حمزۀ سيّد الشهدا.
وا محمّدا ! اين،حسين است كه در صحرا افتاده و باد صبا بر او مىوزد؛ كُشته شده به دست حرامزادگان! واى از غم و رنج تو،اى ابا عبد اللّه ! امروز، جدّم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در گذشت. اى ياران محمّد ! اينان، فرزندان محمّدِ مصطفايند كه آنان را به سان اسيران مىرانند».
▪️به خدا سوگند،[زينب عليها السلام ] هر دشمن و دوستى را گرياند.
آن گاه سكينه،پيكر [پدرش] حسين عليه السلام را در آغوش گرفت. گروهى از باديهنشينان،گرد آمدند و او را از حسين،جدا كردند.
📚الملهوف ص۱۸۰
#حضرت_زینب سلاماللهعلیها
#محرم
☑️ @JAMI_Alahadith
➖سخنرانى #حضرت_زينب(سلاماللهعليها) در ميان كوفيان
🔻به نقل از حَذلَم بن ستير-: زينب دختر على عليهما السلام را ديدم و زن باحيايى سخنورتر از او نديدهام، و گويى از زبان [پدرش] امير مؤمنان عليهالسلام سخن مىگفت.
او در آغاز به مردم اشاره كرد كه: «ساكت شويد»
نَفَسها در سينهها حبس شدند و آواها فرو خفتند. زينب عليها السلام گفت:
⬅️ «ستايش،خدا راست و بر پدرم پيامبر خدا،درود ! امّا بعد،اى كوفيان و اى دغلكاران بىوفا ! اشكتان،هرگز خشك مباد! و نالهتان هيچگاه فروخفته مباد ! مَثَل شما، «مَثَل زنى است كه رشتۀ تابيده [به دست خويش] را پس از محكم كردن،از هم مىگسست.سوگندهايتان را دستاويز فريب يكديگر قرار مىدهيد»
هان ! آيا جز لافْزنانِ گزافهگو و سينههاى كينهجو ميان شما هست؟ به هنگام ديدار،نرم، و در برابر دشمن،ناتوان،و شكنندۀ پيمان و تباه كنندۀ تعهّديد. چه بد چيزى براى خود، پيش فرستادهايد كه موجب خشم خدا بر شما و عذاب هميشگى مىشود!
گريه مىكنيد؟! آرى به خدا سوگند، بايد فراوان بگِرييد و كم بخنديد، كه به ننگ و عار آن رسيدهايد و هرگز از آلودگى آن، پاكيزه نخواهيد شد. نگين مُهر پيامبرى و سَرور جوانان بهشتى، پناهگاه نيكوكارانتان و جانپناه پيشامدهايتان و نشانۀ روشن راهتان و نردبان پيروزىتان را تنها گذاشتيد و او را كشتيد.
چه بد بارى را بر دوش مىكشيد! سرنگون و نگونسار باشيد، كه تلاشتان ناكام و دستانتان خالى ماند و بازى را باختيد و در خشم خدا، خانه كرديد و مُهر خوارى و درماندگى بر پيشانىتان زده شد !
واى بر شما ! آيا مىدانيد چه جگرى از محمّد صلىاللهعليهوآله دريديد؟! و چه خونى از او ريختيد؟! و چه دُردانهاى را از او گرفتيد؟! «بى گمان،كارى ناروا كرديد.نزديك است كه آسمانها از آن بشكافند و زمين، دهانْ باز كند و كوهها فرو ريزند!» .به سانِ احمقان زشتكار، بر سرِ دُردانۀ او ريختيد و زمين و آسمان را از سياهى لشكر، پُر كرديد.
آيا از خونْبارشِ آسمان، به شگفت مىآييد؟! «عذاب آخرت كه رسوا كنندهتراست». مهلت خدا، سبُكسرتان نكند،كه خدا عجلهاى ندارد و از دست دادنِ فرصت انتقام، نگرانش نمىكند.هرگز! «به درستى كه پروردگارت در كمين است»
🔻آن گاه زينب عليها السلام خاموش شد. مردم را حيران و انگشت به دهان ديدم و پيرمردى گريان را ديدم كه محاسنش خيس شده بود و مىگفت:
پيرانشان،بهترينْ پيران اند و فرزندانشان
به هنگام بر شمردن نسلها، نه خوارند و نه رسوا.
📚الأمالی(مفید) ص۳۲۱
#محرم
☑️ @JAMI_Alahadith
➖رويارويى ابن زياد ملعون و حضرت زينب(عليها السلام)
🌑 ابن زياد در كاخ نشست و به همۀ اجازۀ عمومى داد تا در مجلس او حاضر شوند. سر حسين عليه السلام را آوردند و جلويش نهادند و زنان و كودكان حسين عليه السلام را نيز وارد كردند.
زينب، دختر على عليهما السلام، ناشناس نشست. ابن زياد، در بارۀ او پرسيد.
گفتند: اين،زينب، دختر على است.
ابن زياد، به سوى او رو كرد و گفت: ستايش،خدايى را كه رسوايتان ساخت و سخنانتان را دروغ كرد!
زينب عليها السلام گفت:«تنها فاسق، رسوا مىشود و تنها تبهكار، دروغگو از كار در مىآيد، كه آنها هم كسانی ديگر غير از ما هستند».
ابن زياد گفت: كار خدا را با برادر و خاندانت چگونه ديدى؟
زينب عليها السلام گفت: «جز زيبايى نديدم. اينان، گروهی بودند كه خداوند،كشته شدن را برايشان تقدير كرده بود و آنان هم به سوى قتلگاه خود شتافتند. و به زودى، خداوند، تو و آنان را گِرد هم مىآورد و آنان با تو اقامۀ حجّت و برهان مىكنند و خواهى ديد كه چه كسى چيره مىشود.
مادرت به عزايت بنشيند، اى پسر مرجانه!».
⬅️ ابن زياد، خشمگين شد و گويى قصد كشتنش را كرد. عمرو بن حُرَيث به او گفت: اى امير ! او يك زن است و زن به خاطر سخنش مؤاخذه نمىشود.
ابن زياد به او گفت: خداوند،دل مرا با كشتن حسينِ طغيانگرت و سركشان نافرمان خاندانت خُنك كرد (تسلّى بخشيد)!
زينب عليها السلام گفت: «به جانم سوگند كه بزرگم را كُشتى و شاخهام را بُريدى و ريشهام را از بيخ و بُن كندى،و اگر اين،دلت را خُنك مىكند، خُنَك شد!».
ابن زياد-كه خدا،لعنتش كند-گفت: اين زن،سجع مىگويد و به جانم سوگند،پدرت نيز شاعر و سجعگو بود.
زينب عليها السلام گفت: «اى ابن زياد ! زن را با سجع گفتن،چه كار؟»
#محرم
#حضرت_زینب
☑️ @JAMI_Alahadith
➖رويارويى ابن زياد ملعون و امام زين العابدين عليهالسلام
🌑على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام را در برابر ابن زياد آوردند. به او گفت: تو كيستى؟
فرمود: «من على بن الحسين هستم».
گفت:مگر خداوند،على بن الحسين را نكشت؟
على [بن الحسين] عليه السلام فرمود: «برادرى به نام على داشتم كه مردم،او را كشتند».
ابن زياد به او گفت: بلكه خدا، او را كشت. على بن الحسين عليه السلام فرمود: «خداوند، جانها را هنگام مرگشان مىگيرد»
ابن زياد، خشمگين شد و گفت: تو جرئت پاسخ دادن به من را دارى؟! هنوز كسى از شما مانده كه [سخنِ] مرا رد كند؟! او را ببريد و گردنش را بزنيد.
عمّهاش زينب عليها السلام، به او در آويخت و گفت: اى ابن زياد! خونهايى كه از ما ريختهاى،كافى است.
سپس،على [بن الحسين عليه السلام ] را در آغوش گرفت و گفت: به خدا سوگند،از او جدا نمىشوم و اگر او را مىكشى، مرا هم با او بكش!
ابن زياد، کمی به او و على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام نگريست و سپس گفت: شگفتا از پيوند خونى! به خدا سوگند،يقين دارم كه دوست دارد او را همراه وى بكشم.او را رها كنيد كه مريضىاش براى او كافى است.
آن گاه از جايش برخاست و از كاخ بيرون رفت.
📚الإرشاد ج۲ ص۱۱۶
#محرم
#امام_سجاد علیهالسلام
#حضرت_زینب
☑️ @JAMI_Alahadith
➖ نامگذاری #حضرت_زینب سلاماللهعلیها
🟢 در نقلی آمده: هنگام ولادت حضرت زینب سلاماللهعلیها، چون حضرت محمد صلّیاللهعلیهوآله در مدینه حاضر نبود و در سفر بود، حضرت فاطمه سلاماللهعلیها از همسرش علی علیهالسلام درخواست کرد که نامی برای فرزندشان انتخاب کند.
امیرالمؤمنین علیهالسّلام در جواب فرمود: من بر رسولخدا صلّىاللّهعليهوآله سبقت نمیگیرم، امیدوارم که ان شاءالله به زودی پیامبر از سفر برگردد و برای او نامی انتخاب کند
🔺سه روز نگذشت که رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله از سفرش بازگشت و بنابر عادت همیشگی که داشت به خانهی فاطمهی زهرا علیهاالسلام آمد( زیرا عادت همیشگی پیامبر صلیاللهعلیهوآله این بود که هرگاه از سفرش باز میگشت اولین کسی که به دیدارش میآمد و آن حضرت را زیارت میکرد، دخترش فاطمه علیهاالسلام بود) سپس امیرالمؤمنین به پیامبر فرمود: یا رسول الله همانا خداوند به دخترت فاطمه، دختری را بخشیده پس شما برایش اسمی انتخاب فرما
رسول خدا صلّىاللّهعليهوآله فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان من هستند (ولی) خداوند متعال دربارهٔ آنان تصمیم میگیرد و من در نامگذاریاش، منتظر وحی پروردگارم هستم. بعد از آن جبرئیل بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله نازل شد و پیام آورد که: خداوند سلام میرساند و تو را به سلام مخصوص داشته و می فرماید: نام این مولود را زینب بگذار که این نام را در لوح محفوظ نوشتهام
⬅️ آنگاه پیامبر صلیاللهعلیهوآله زینب عليهاالسّلام را به سینه چسبانده و میان دو چشمش را بوسید و فرمود: حاضرین از امتم به غائبین امتم برسانند که این دخترم زینب را احترام کنند، که او مانند خدیجه است
📚الخصائصالزینبیه ص۴۱
#میلاد_حضرت_زینب سلاماللهعلیها
☑️ @JAMI_Alahadith
➖#حضرت_زینب سلاماللهعلیها عالمهی غیر معلمه بود
🔻 امام سجاد علیهالسّلام خطاب به عقیلهی بنی هاشم، زینب کبری سلاماللهعلیها میفرمایند: «یا عَمَّةِ ... أنتِ بِحَمدِ اللهِ عالمةٌ غیرُ مُعلَّمَةٍ، و فَهِمَةٌ غیرُ مُفَهَّمَةٍ».
عمه جان، تو بحمد الله، عالمی هستی بدون اینکه معلم داشته باشی، و فهمیدهای هستی بی آن که کسی مطالب را به تو فهمانده باشد.
📚الاحتجاج ج ۲، ص ۳۰۳
#میلاد_حضرت_زینب سلاماللهعلیها
☑️ @JAMI_Alahadith
➖مفسّر قرآن
🔰 سید نورالدین جزایری در کتاب «خصایص الزینبیه» چنین نقل میکند: در برخی مصادر نقل شده که: روزگاری که امیرالمؤمنین علیه السلام در کوفه بود، زینب سلاماللهعلیها در خانهاش مجلسی داشت که برای زنان قرآن تفسیر میکرد.
روزی «کهیعص» (سوره مریم، آیه 1) را تفسیر مینمود که ناگاه امیرالمؤمنین علیهالسّلام به خانه ایشان آمدند و فرمودند: ای روشنی دو چشمانم! میشنوم که تو در حال تفسیر و توضیح (کهیعص) برای زنها هستی
زینب سلاماللهعلیها فرمود: آری ای پدرم. دخترت به فدایت.
امیرالمؤمنین علیهالسّلام فرمود: ای نور دو چشمم، همانا این آیهی کریمه رمزی است برای مصائبی و اندوههایی که به شما اهل البیت روی می آورد. سپس، حضرت برخی از مصائب و اندوههایی را که بر آنان واقع خواهد شد را ذکر نمود. پس آن گاه زینب سلاماللهعلیها ضجه زدند و با صدای بلندی گریه کردند...
📚الخصائصالزینبیه ص ۶۸
#میلاد_حضرت_زینب سلاماللهعلیها
#حضرت_زینب سلاماللهعلیها
☑️ @JAMI_Alahadith