➖#امام_سجاد علیهالسلام هنگامیکه نگاهش به فرزند حضرت اباالفضل علیهالسلام افتاد...
🔰در کتاب الأمالی نقل شده که: امام سجاد عليه السّلام به عبيد اللّه بن عباس بن على عليه السّلام نگريست و سپس اشک چشمش روان شد. و بعد فرمود: هیچ روزى دشوارتر از«احد» بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نبود كه عمويش حمزه بن عبدالمطلب شیر خدا و رسولش در آن روز کشته شد و پس از آن، روز «موته» بود كه پسرعموى ايشان، جعفر بن ابى طالب کشته شد
◾️سپس امام علیهالسلام فرمود: هیچ روزى همانند روز حسین علیهالسلام نيست. روزى كه سىهزار تن كه خود را از اين امت مىپنداشتند، دور او را گرفتند و هركدام به کشتن او به خدای عز و جل تقرب میجست درحالیکه او خدا را بهياد آنان مىآورد و آنان پند نمیگرفتند تا اينكه او را از روی سرکشی و ستم و دشمنى کشتند».
⬅️سپس فرمود: خداوند رحمت کند عباس را. ايثار کرد و امتحان داد و خود را فداى برادرش كرد تا دو دستش قطع شد. پس خداوند عز و جل به جاى آن دو دست، دو بال برایش قرار داد که با آنها، همراه فرشتگان در بهشت، پرواز مى کند همان گونه که براى جعفر بن ابى طالب قرار داد. براى عباس [علیهالسلام]، نزد خداوند تبارک و تعالی منزلتى است كه در روز قيامت، تمام شهداء به آن غبطه مىخورند.
📚 الأمالی (للصدوق) ج ۱، ص ۴۶۲
#محرم
☑️ @JAMI_Alahadith
➖امام علیهالسلام لباسى را مىطلبد كه كسى بدان، رغبت نكند
◾️پيادگان لشكر ابن سعد، از چپ و راست به باقىماندگان همراه حسين عليهالسلام حمله كردند و آنان را كُشتند تا آن كه جز سه يا چهار نفر،با آنان نمانْد. هنگامى كه حسين عليهالسلام چنين ديد، شلوارِ يَمانى محكمش را-كه چشم را خيره مىكرد-خواست تا زير لباسش بپوشد.همچنين، آن را پاره پاره كرد كه پس از شهادتش به غارت نبرند؛ امّا هنگامى كه به شهادت رسيد،بحر بن كعب، آن را نيز از [تن] امام عليه السلام در آورد و ايشان را بىلباس، رها كرد.
به همين خاطر،هر دو دست بحر بن كعب در تابستان،مانند چوبِ خشك مىشد و در زمستان مرطوب مىشد و خون و چرك از آنها ترشّح مىكرد تا آن كه خداوند متعال،او را هلاك كرد.
📚الإرشاد ج۲ ص۱۱۱
#امام_حسین علیهالسلام
➖خداحافظى امام علیهالسلام با زنان
◾️سپس حسين عليه السلام، با زنان وداع كرد. سكينه، شيون مىكرد. امام عليه السلام، او را به سينهاش چسباند و فرمود:
اى سَكينه ! بدان كه پس از من،گريهات طولانى خواهد بود، هنگامى كه مرگ،مرا در يابد.
با اشك حسرتت، دلم را آتش مزن
تا آن گاه كه روح در بدن دارم
و چون كشته شدم، تو سزامند گريستنى
اى بهترينِ زنان !
📚المناقب ج۴ ص۱۰۹
#امام_حسین
➖ وصیت #امام_حسین به امام سجاد عليهماالسلام
🔻به نقل از ابو حَمزۀ ثُمالى از امام باقر عليه السلام-: چون هنگام وفات [ پدرم ] على بن الحسين عليه السلام فرا رسيد، مرا به سينهاش چسباند و سپس فرمود: «اى فرزند عزيزم ! تو را به آنچه پدرم هنگام فرا رسيدن وفاتش به من وصيّت كرد، وصيّت مىكنم و نيز به آنچه پدرش به وى وصيّت كرده است».
⬅️سپس فرمود: «اى پسر عزيزم! مبادا بر كسى ستم كنى كه در برابر تو، هيچ ياورى جز خدا ندارد!».
📚الکافی ج۲ ص ۳۳۱
➖اجازه خواستن فرشتگان براى يارى كردن #امام_حسين علیهالسلام
◾️به نقل از رَيّان بن شَبيب از امام رضا عليهالسلام-: چهار هزار فرشته، براى يارى [ حسين عليه السلام ] به زمين، فرود آمدند؛امّا اجازه نيافتند. از اين رو، آنان پريشان و غبارآلوده تا قيام قائم عليهالسلام نزد قبرش جاى دارند و [به هنگام قيام] جزو ياران قائم عليهالسلام هستند و شعارشان، اين است: «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْن(اى خونخواهان حسين)
📚عیون اخبارالرضا عليهالسلام ج ۱ ص۲۹۹
حسين عليه السلام، به چپ و راستش نگريست و هيچ مردى را نديد.
على بن الحسين، زين العابدين عليه السلام- درحالیکه بيمار بود، بيرون آمد؛ ولى نمىتوانست شمشيرش را حمل كند و امّ كلثوم، پشت سرِ او فرياد مىزد: اى پسر عزيزم! بازگرد.
على گفت: اى عمّه! بگذار پيش روىِ فرزند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بجنگم.
حسين عليه السلام فرمود: «اى امّ كلثوم ! او را بگير (و باز گردان) تا زمين از فرزندان خاندان محمّد صلىاللهعليهوآله، خالی نمانَد».
📚بحار الأنوار ج ۴۵، ص ۴۶
#محرم
#امام_سجاد
➖نبرد انفرادى #امام_حسين عليهالسلام با دشمنانش
🔻راوى مىگويد: آن گاه حسين عليه السلام، دشمن را به نبردِ تن به تن فرا خواند و همۀ كسانى را كه به جنگش مىآمدند، از ميان بر مىداشت تا آن جا كه تعداد فراوانى از آنها را كُشت و در اين حال، مىفرمود:
«مرگ،از ننگ، بهتر است
و ننگ، از ورود به آتش».
يكى از راويان مىگويد: به خدا سوگند تاكنون شكست خوردهاى را نديده بودم كه فرزندان و خاندان و يارانش كشته شده باشند امّا اين گونه استوار و پُردل مانده باشد. پيادگان بر او يورش مىبُردند واو هم بر آنان يورش مىبُرد و آنان مانند فرار بُزها به هنگام حملۀ گرگ از هم شكافته مىشدند.
او بر آنان،حمله مىبُرد و در حالى كه آنان بالغ بر سى هزار نفر بودند،از پيشِ پاى او، مانند ملخهاى پراكنده،مىگريختند و او،دوباره به جاى خويش،باز مىگشت و مىگفت:«هيچ نيرو و توانى،جز از جانب خداوندِ والامرتبۀ بزرگ،نيست».
📚الملهوف ص۱۷۰
🔻آن گاه، حسين عليه السلام [دشمن را] به نبرد تن به تن فرا خواند و همۀ قهرمانانى را كه به جنگ او مىآمدند، مىكُشت تا آن كه تعداد فراوانى را از آنها كُشت.
شمر بن ذى الجوشن-كه خدا لعنتش كند- پيشاپيش دستۀ بزرگى جلو آمد. حسين عليه السلام با همۀ آنها جنگيد و آنها نيز با او جنگيدند...آن گاه حسين عليه السلام،مانند شير شرزه به آنها حمله بُرد و در پىِ كسى نمىرفت،جز آن كه او را با ضربۀ شمشيرش به زمين مىانداخت.تيرها از هر سو به طرف او مىآمدند و به گلو و سينۀ او مىخوردند،و او مىفرمود: «اى امّت بدكار ! پس از محمّد،چه بد كرديد در حقّ امّت و خاندانش.هان ! شما پس از من،ديگر از كشتن هيچ بندهاى از بندگان خدا،هراس نخواهيد داشت؛بلكه چون مرا كُشتيد،كشتن هر كس ديگرى بر شما گران نخواهد بود و-به خدا سوگند-،اميد مىبرم كه خدا،مرا با خوارى شما،گرامى بدارد و انتقام مرا از شما به گونهاى كه نمىدانيد،بگيرد».
حُصَين بن نُمَير سَكونى،بر حسين عليه السلام بانگ زد: اى پسر فاطمه! خدا، چگونه انتقام تو را از ما مىگيرد؟
حسين عليه السلام فرمود: «ميانتان،ترس و درگيرى مىاندازد و خونتان را [ به دست خودتان ] مىريزد و آن گاه، عذاب را بر شما سرازير مىكند».
📚الفتوح ج۵ ص۱۱۷
#امام_حسین
➖اشعار منسوب به امام علیهالسلام در ميدان جنگ
🛑 سپس حسين عليه السلام، پيش آمد تا جلوى دشمن ايستاد و شمشيرش،برهنه در دستش بود. از خود[از پيروزى] نااميد بود و به مرگ مىانديشيد و چنين مىگفت:
«من،پسر علىِ پاك، از خاندان هاشمم
براى افتخار،همين،مرا بس است.
جدّ من، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، گرامىترينِ مردم است
و ما، چراغهاى درخشان خداوند در زمينيم.
فاطمه،مادرم،از تبارِ احمد است
و عمويم جعفر را «صاحبِ دو بال [ در بهشت ]»مىخوانند.
كتاب راستين خدا، ميان ما نازل شده است
و هدايت و سخن نيك، از وحى در خاندان ماست. ما امان خدا براى همۀ مردمانيم
از اين رو،ميان مردم،سرفراز و نمايانيم.
ما صاحبان حوض [ كوثر ] هستيم و دوستداران خود را با جام پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، سيراب مىكنيم،بى هيچ ترديدى.
پيروان ما ميان مردم، گرامىترينِ پيرواناند
و دشمنان ما روز قيامت، زيانكاراناند».
📚الاحتجاج ج۲ ص۱۰۳
#امام_حسین علیهالسلام
▪️تشنگى حسين عليه السلام، شديد شد و مانع دسترسى او به آب شدند. آب قابل نوشيدنى برايش فراهم شد. رفت تا آن را بياشامد كه حُصَين بن تميم، تيرى به گلويش زدو آب، خون شد....
📚اخبارالدول و آثار الاول ج۱ ص۳۲۲
➖اصابت تيرى به پيشانى امام علیهالسلام
◼️ هرگاه حسين عليه السلام،به تنهايى به سوى فراتْ يورش مىبُرد به او حمله مىكردند تا او را از [ رسيدن به ] آب، باز بدارند. آن گاه،مردى از آنان-كه كنيهاش ابو حُتوف جُعْفى بود- تيرى انداخت و بر پيشانى حسين عليه السلام نشست. حسين عليه السلام، تير را كَنْد و آن را انداخت. خون بر صورت و محاسنش،سرازير شد.
سپس حسين عليه السلام گفت:«خدايا ! تو مىبينى كه من از دست اين بندگان نافرمان و طغيانگرت، در چه حالى هستم.خدايا ! يكْ يكِ آنان را به شمار آور و جدا از هم و متفرّق، هلاكشان ساز و هيچ يك از آنان را بر روى زمين، باقى مگذار و هرگز،آنان را ميامرز !».
#امام_حسین علیهالسلام
➖اصات تيرى به گلوی امام علیهالسلام
◼️به نقل از عبد اللّه بن منصور،از امام صادق،از پدرش امام باقر،از جدّش امام زين العابدين عليهم السلام-: حسين عليه السلام،به چپ و راست نگريست و كسى را نديد. سرش را به سوى آسمان، بالا بُرد و گفت: «خدايا ! تو مىبينى كه با فرزند پيامبرت چه مىكنند».
قبيلۀ بنى كِلاب ميان حسين عليه السلام و آب، مانع شدند. تيرى به سوى او پرتاب شد كه بر گلويش نشست و از اسبش به زمين افتاد. امام عليه السلام تير را گرفت و بيرون كشيد. سپس،خون را با كفِ دستش مىگرفت و هنگامى كه پُر مىشد،به سر و صورتش مىماليد و مىگفت:«خداى عز و جل را مظلوم و خونين،ديدار خواهم كرد».
📚الأمالی (صدوق) ص۲۲۶
#امام_حسین علیهالسلام