هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀ ᴍɪɴᴅ
از دیر رسیدن بدم میاد اما نمیدونم چرا تاثیری رو به موقع رسیدنم نداره .
؛کاتوره
از دیر رسیدن بدم میاد اما نمیدونم چرا تاثیری رو به موقع رسیدنم نداره .
منی که به دیر حاضر شدن و دیر رسیدن معروفم :
؛کاتوره
منی که به دیر حاضر شدن و دیر رسیدن معروفم :
منی که وقتی دیر میرسم میدونن نشسته بودم و چایی میخوردم :
؛کاتوره
منی که وقتی دیر میرسم میدونن نشسته بودم و چایی میخوردم :
بچه ها من هنوزم سر این از یگانه عصبانیم و تا آخر عمرم عصبانی میمونم
هفته قبل پیشا سقراطی ها رو گفتم . الآن یه خورده با فیلسوفای بعد سقراطی آشنا میشیم تا اسمشونو تو یه مبحث شنیدیم گیج نشیم.
افلاطون: ایشون شاگرد سقراطن و هر چی اون میگفته مینوشته . هر چی مربوط به سقراطه رو اون نوشته چون سقراط خودش هیچ اثری نداشت.
ارسطو: شاگرد افلاطون که با افلاطون خیلی بحث میکرده و وقتی ازش پرسیدن افلاطون رو بیشتر دوست داری یا حقیقت رو؟ اون گفت افلاطون رو دوس دارم ولی حقیقت رو بیشتر. ایشون منطق رو هم پایه گذاری کرد و الگوی مسلمونا و برخی اروپاییا شد.
فارابی : معلم ثانی . یجورایی استاد ابن سینا. از روشای عقلی ارسطو الگو گرفته بود.
ابن سینا : همه فن حریف. عقل گرایی که بعد ها به هشت روش سامورایی از طرف امام محمد غزالی تکفیر شد. از عقل و تجربه داخل استدلال هاش استفاده میکرد . شهود رو قبول داشت ولی وارد استدلال هاش نمیکرد.
شیخ سهروردی:شیخ اشراق. کسی که همه استدلال هاش از شهوده و تو 34 سالگی مث منصور حلاج چون از یه سری حقایق عرفانی صحبت کرد اونو پخ پخ.
بعد از سهروردی دیگه فیلسوفی دیده نشد تا ملاصدرا و فلسفه نزد مسلمونا بخاطر امام محمد غزالی سرخورده شد. البته اگه بعضی شاعرا مث حافظ یا مولوی رو ببینیم می تونیم بگیم اونا هم فیلسوف بودن ولی بخاطر جو اون موقع زیاد رو نمیکردن. مخصوصا نی نامه مولانا
ملاصدرا: یکی از گنگ ترین فیلسوفا . هم عقل گرا هم شهود گرا. کسی که از شیراز بخاطر اذیت و آزار به کهک قم رفت. میگف که من بین یه مشت گاو و گوساله ام که هیچی حالیشون نیستو فقط خم و راست میشن و از عقلشون استفاده نمیکنن. اونایی هم که از عقلشون استفاده میکنن تکفیر میشن.
میرسیم به اروپای بعد رنسانس
دکارت : عقل گرایی که به فطرت هم معتقد بود. خدا رو هم قبول داشت.
کانت : نظمش مثال زدنیه. ملت صبحا ساعتشون رو با اون تنظیم میکردن.معتقد به اخلاق و اثبات خدا با استفاده از اون.
هیوم : یه بیشعور که فقط میگه تجربه. دلیل عقلی حالیش نیست این بشر