خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند
اصلشان چون بود از گل، خرج آب و گل شدند
خشک مغزانی که نشکستند خود را چون حباب
چون کف دریا وبال دامن ساحل شدند
نغمه پردازی کنند از سیلی باد خزان
چون صنوبر سرفرازانی که صاحبدل شدند
جای حیرت نیست اهل عقل گر مجنون شوند
حیرت از دیوانگان دارم که چون عاقل شدند
سبز شد در دست مردم دانه تسبیحها
بس که در دوران ما از ذکر حق غافل شدند
نیست صائب دولتی بالاتر از خلق نکو
از چنین دولت چرا اهل جهان غافل شدند؟
صائب تبریزی
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت،
مشت خاکی بر دهانش زن جوابش بر من است🙏🏻
یه زمانی اردوی آمادگی دفاعی میرفتیم و خبر نداشتیم چند ماه بعدش قراره اینجوری امتحان عملی بدیم
اتاق زیرشیروونی
هر نفس عتاب درس میرسد از چپ و راست ما به فنا میرویم، عزم تماشا که راست؟
بیست هزار آرزو بود مرا پیش از این
در شیمیِیک نماند هیچ امانی مرا
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون شب پرچم سردار کوچولو از خودش بزرگتر بود🤏🏻