eitaa logo
مـُنجـِح ؛
233 دنبال‌کننده
295 عکس
100 ویدیو
16 فایل
منجح؟ شفابخش ؛ برگرفته از کلامِ امیرِ کلام . کپی آزاد نیست ، فور کنید ؛ . اگه امری بود: @SADEGH_SO
مشاهده در ایتا
دانلود
در كتاب خرائج روايت ميكند كه امام حسن عليه السّلام به اهل خود ميفرمود: من بوسيلۀ زهر شهيد ميشوم همان طور كه پيغمبر خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم شهيد شد. - بحارالانوار ؛ جلد 10 ، باب بیست و دوم .
تا صبح واستون روایت گذاشتم روایاتی که با سرچ گوگل در نیومده😂 خودم از کتاباشون پیدا کردم و اینجا گذاشتم (صرفا برای اینکه بدونین تقصیر وحدت نیست که پیامبر رحلت کرده😂)
مـُنجـِح ؛
تا صبح واستون روایت گذاشتم روایاتی که با سرچ گوگل در نیومده😂 خودم از کتاباشون پیدا کردم و اینجا گذا
در مورد حدیثی که حفصه و عایشه به پیامبر دارو دادن هم صحبت میکنیم . روایت به این صورته :
قالت فلانة : لَدَدْنَاهُ فی مَرَضِهِ فَجَعَلَ یُشِیرُ اِلَیْنَا اَنْ لَا تَلُدُّونِی فَقُلْنَا کَرَاهِیَةُ الْمَرِیضِ لِلدَّوَاءِ
یعنی حفصه و عایشه گفتن ما به پیامبر دارو دادیم به خاطر مریض بودنش ؛ پیامبر به ما اشاره کرد که بهش دارو ندیم ؛ ما هم گفتیم مریض از دارو بدش میاد دیگه ما هم دارو رو بهش دادیم
حالا ادامه روایت رو بخونین پس فرمودند: باید در دهان هر كسى كه در این خانه است،‌ در جلوى چشم من دوا ریخته شود؛ غیر از عباس كه او شاهد ماجرا نبوده است». بخارى این حدیث را در كتاب دیات، باب قصاص نقل كرده است.
اشکالاتش چیه ؟ سند نداره😂 و به صورت مرسل نقل شده ( یعنی سلسله راوی نداره تا به پیامبر برسه و از یه نفر نقل شده ) و کسی هم که نقلش کرده عیاشی بوده که توی کتاب " تفسیر عیاشی " این روایت رو نقل کرده ؛ و خب باید بگم عیاشی توی کتابش از این روایات که سند نداره زیاد گفته😂
اشکال بعدی اینه که برای محکم کردن سند این روایت ، یسری روایت از منابع شیعه و سنی پیدا کردن که ربطش بدن به این روایت یکی از نمونه هاش همین روایته که میخواستن بگن منظور از کسایی که به پیامبر زهر دادن ، حفصه و عایشه بودن . اما توی تمام روایات ، منظور همون زن یهودی بوده نه حفصه و عایشه .
این اشکالات سندی که به روایت وارد بود به نظرم برای قانع کردن کافیه اما یه مورد دیگه هم هست همونطوری که توی ادامه روایت دیدین ، ذکر شده که " پیامبر فرمودند: «بايد به مجازات اين عمل، در برابر چشمانم، به دهان تمام کسانی که در مجلس حضور دارند، به جز عباس، از آن دارو ريخته شود». سرانجام طبق دستور اکيد و سوگند پيامبر(ص)، دارو به دهان يکايک حضار، به جز عباس، ريخته شد تا نوبت به همسران پيامبر(ص) رسيد. از ميان آنان، ميمونه اصرار کرد که من روزه هستم؛ ولي به گفتار وي اعتنا نکردند؛ زيرا پيامبر(ص) بر اين امر تأکيد و سوگند ياد کرده و کسی را جز عباس استثنا ننموده بود. "
مورد بعدی هم اینه که توی این روایت وارد شده " فکر کردیم مخالفت پیامبر با دارو عادیه مثل هر مریضی که از دارو خوشش نمیاد " گفته میشه احتمالا این جمله و این نوع روایت برای توجیه حرفیه که عمر زد و اجازه نداد پیامبر وصیت کنه ( عمر گفت پیامبر هذیون میگه و نباید وصیت کنه )
یه مورد دیگه هم هست ابن ابی الحدید از استادش نقیب نقل کرده است: «من در مجلس استادم ابوجعفر نقيب حديث «لدود» را مطرح کردم و نظر او را در اين مورد جويا شدم که آيا در اين حادثه، به دهان علي بن ابي طالب نيز از آن داروي تلخ و بدمزه ريختند؟ او در پاسخم گفت: معاذ الله؛ اگر چنين چيزي حقيقت داشت، عايشه مي‌گفت؛ زيرا او علاقه‌مند بود که در باره‌ی علي بن ابی طالب نقطه ضعفي بيابد و آن را افشا و برملا کند. ابوجعفر سپس گفت: در آن روزها و ساعت‌هاي آخر پيامبر، مسلماً نه‌ تنها علي و فاطمه، بلکه حسن و حسين نيز در کنار بستر پيامبر حاضر بودند و آيا مي‌توان احتمال داد که از آن دارو به دهان آنان نيز ريخته باشند؟! نه؛ به خدا سوگند چنين چيزي نبوده است». ابن ابی الحديد می‌گويد: ابوجعفر گفتار خود را با اين جمله پايان داد: «و داستان لدود از اصل دروغ و ساختگي است و آن را تنها يک نفر براى تقرّب به بعضى از مقامات ساخته و پرداخته است». ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ج‌۱۳، ص۳۲.