eitaa logo
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
587 دنبال‌کننده
602 عکس
102 ویدیو
11 فایل
‹﷽› قسم به قلم¹ و آنچه می‌نویسد. . اینجا آرامگاه صاحب قلمی‌ست، که شوق رسیدن ابدی به أباالشهداء دارد .. . کپیِ نوشته‌ها با نام ‹ #زینبِ‌بهار › و #ماهك؛ و مطالبِ دیگر با ذکر‌صلوات برای فرج مهدیِ‌فاطمه :). . جانم؟ @Mahak_135
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ادامه دهنده‌ام؛ اما علاقه‌مند؟ نه!! نه شرح می‌توان داد غمِ بی انگیزگی را؛ و نه می‌توان از علاقه‌ی وافوری سخن گفت! نه این که به من باشد، انگار همه این‌گونه اند. با اجبار راهشان را ادامه می‌دهند، و بلا اختیار شدیداً خسته‌اند. انگار از انسانیت دور شده ایم، و آرام آرام داریم از خود یک آدمک آهنی می‌سازیم. یک آدمک آهنی که تنها به دستور کسی عمل می‌کند و هیچ اختیاری از خود ندارد. همه مان پابند یک دلیل شده ایم برای ادامه دادن و تحمل کردن؛ و کاش بشر تحمل کند رنج عظیم انسان بودن را .. [ | محتویات درهم ریخته‌ی مغزم؛ دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲ ]
در حال حاضر هیچ حرفی ندارم؛ فقط بیاین بخونیم.
مثل لالایی‌ست در گوش خلایق، شیونم عاقبت خود را میان شهر، آتش می‌زنم
ساده بودم، فکر می‌کردم حراست کرده‌ام با خطوط دفترم از مرزهای میهنم
از تمام دل‌خوشی‌های جهان دل کنده‌ام روز و شب چشم‌انتظار لحظه‌ی جان کندنم
باز در آیینه تصویرم کمی ناآشناست از صدای خویش می‌پرسم، که این آیا منم؟!
از تب عشق است یا داغ برادر کاین چون‌این مثل مرغی در تنور افتاده می‌سوزد تنم؟
رد پای بوسه‌ی یار است یا خون رفیق لکه‌ی سرخی که جا مانده‌ست بر پیراهنم
بار، سنگین است و من کم‌طاقت و دنیا حسود خم شدن را عار می‌دانم، دعا کن بشکنم :))
•محمدرضا طاهری !!