#کلام_نورانی_استاد
ما نسبت به #امام_زمان ارواحنافداه اینگونه هستیم:
صبح که از خواب برمیخیزیم مثل بچّهها مشغول بازی و سرگرم کسب و کار زندگی دنیایی خودمان میشویم. «أِنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ» (حدید/٢٠)
#غافل از این هستیم که امام زمان ارواحنافداه پدر مهربان «والد الشفیق»، دلسوز و مهربانمان لحظهبهلحظه دارد ما را حفظ میکند.
ما الان نمیفهمیم بعدها که عقلمان کامل شد و به بلوغ رسیدیم و یا زمان ظهور شد میفهمیم که امام زمان ارواحنافداه چقدر در جای جای زندگی ما، ما را حفظ فرموده!
حتّی آنهایی که یکمرتبه هم به یاد امام زمان ارواحنافداه نیفتادهاند و به خودشان اجازه ندادهاند یکبار ذکر "یاصاحبالزّمان" را به زبانشان جاری کنند، جای جای زندگیشان لطف امام زمان ارواحنافداه بوده است.
چه خطراتی که ما را تهدید نمیکرده و امام زمان ارواحنافداه از ما دفع کردند. همان رزق و روزی که سر سفره نشستیم «بِیِمْنِه رُزِقَ الوَری».
آقا دارند ما را حفظ میکنند.
💠استاد حاج آقا زعفری زاده
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r
ایتا
eitaa.com/Manavi_2
📿📖 #احکام_نماز
📕سؤال
بیدار نمودن افراد خانواده براى نماز صبح با چه کیفیتى مجاز است؟
📗پاسخ
اگر بیدار نکردن آنها موجب سهل انگارى و استخفاف به امر نماز باشد باید آنها را بیدار نماید.
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r
ایتا
eitaa.com/Manavi_2
📿📖 #احکام_نماز
🍀در چند مورد سجده سهو واجب است
_ در بین نماز سهواً حرف بزند
_ یک سجده را فراموش کند و در رکوع رکعت بعد یا پس از آن یادش بیاید
_ در نماز چهار رکعتى بعد از سجده دوم شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت یا شک بین 5 و 6 در حالت ایستاده پیش آید
_ سلام بى جا مثلًا در رکعت سوم نماز چهار رکعتى سهواً سلام دهد
_ تشهد را فراموش کند
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r
ایتا
eitaa.com/Manavi_2
@Aminikhaah19_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
12.8M
📼 شرح و بررسی کتاب «آن سوی مرگ»
📖 «#آن_سوی_مرگ» کتابی است که از طریق مصاحبه با افرادی که به نوعی مرگ را دیده و تجربه کردهاند، این حس و تجربه پیچیده را به خوانندگان ارائه میکند.
💠 قسمت #نوزدهم
@Manavi_2
@Aminikhaah1610224655-1336.mp3
زمان:
حجم:
10.1M
📼 شرح و بررسی کتاب «آن سوی مرگ»
📖 «#آن_سوی_مرگ» کتابی است که از طریق مصاحبه با افرادی که به نوعی مرگ را دیده و تجربه کردهاند، این حس و تجربه پیچیده را به خوانندگان ارائه میکند.
💠 قسمت #شانزدهم
@Manavi_2
@Aminikhaah20_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
10.1M
📼 شرح و بررسی کتاب «آن سوی مرگ»
📖 «#آن_سوی_مرگ» کتابی است که از طریق مصاحبه با افرادی که به نوعی مرگ را دیده و تجربه کردهاند، این حس و تجربه پیچیده را به خوانندگان ارائه میکند.
💠 قسمت #بیستم
@Manavi_2
@AminikhaahAUD-20220215-WA0036.mp3
زمان:
حجم:
14.6M
📼 شرح و بررسی کتاب «آن سوی مرگ»
📖 «#آن_سوی_مرگ» کتابی است که از طریق مصاحبه با افرادی که به نوعی مرگ را دیده و تجربه کردهاند، این حس و تجربه پیچیده را به خوانندگان ارائه میکند.
💠 قسمت #هفدهم
@Manavi_2
@Aminikhaah18_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
14M
📼 شرح و بررسی کتاب «آن سوی مرگ»
📖 «#آن_سوی_مرگ» کتابی است که از طریق مصاحبه با افرادی که به نوعی مرگ را دیده و تجربه کردهاند، این حس و تجربه پیچیده را به خوانندگان ارائه میکند.
💠 قسمت #هجدهم
@Manavi_2
#سارا
#قسمت224
صورت پر از لبخندش به سرعت تغییر حالت می دهد واخم هایش هم زینت بخش چهره ی
پرغضبش می شوند. دست روی قفسه ی سینه اش می گذارم.
با انگشت شصت و اشاره اش دو طرف لب هایم را محکم می فشارد کمی دردم می گیرد واخم می کنم.
تو موقعیت های خیلی بهتری از من داشتی؛ همیشه نگاه زن های همه چی تموم و...
-همه چی
تموم من، فقط تویی!
خیره نگاهم می کند کمی خم می شود و لبانم را آرام و پر حرارت می بوسد بی حرکت فقط
به چشمان زیادی زلالش نگاه می کنم با بوسه ی آرامی فاصله می گیرد و با لبخند سارا
کشی نگاهم می کند .
-انقدر نگات به جلو پا ت که متوجه نگاه های اطرافت نمیشی! تو خاص تر از اونی هستی
که فکرشو میکنی!
چشمانم گشاد تر از این نمی شوند مرا می گفت؟ یعنی من هم توجه ها را جلب می کنم.
-راست میگی؟
می خندد و ضربه ای آرام به پیشانی ام می زند.
-نچ!
اخم می کنم و به بازویش می کوبم.
-من و مسخره نکن!
چشمان بازیگوش ش می خواهم خودم را از آغوشش رها کنم که نمی گذارد می خندد زیبا،
دور مردمک هایم می چرخد.
چشمانش از حالت بازیگوشی درآمده اند و جدی و راسخ نگاهم می کنند کف دستش روی
گونه ام می نشیند
معلومه که راست میگم!
-تو برای من بهترینی قبلا هم بهت گفتم بازم میگم ، هیچ وقت فراموش نکن؛ تو تموم چیزی
هستی که من تو این سال ها نداشتم.
پیشانی ام را می بوسد سرم را روی سینه اش می گذارم و نفس راحتی از میان سینه ام
خارج می شود کمی که سرم را می چرخانم با دیدن تصویر تلویزیون و آن قسمت از فیلم که
طراحان زیادی لوند شرکتش در حال رقصیدن هستن خودم را از آغوشش بیرون می کشم و
با اخم های درهم با عجله کنترل را برمی دارم و خاموش می کنم. پرخنده نگاهم می کند و
ابرو بالا می اندازد من هم شانه بالا می اندازم و می گویم:
- حق نداری این فیلم و ببینی!
لبانش کش می آیند و دستانش را بالل می برد و می گوید که :
-هر چی تو بخوای!
اوه روش جدیدش برای از دل درآوردنم زیادی شیرین است که...
خوب بعدا سرفرصت می نشینم فیلم را تماشا می کنم آن هم تنها!
-شکوه تماس گرفته بود!
این یک تماس را هم نمی گرفت مادری را در حقم تمام می کرد دیگر.
-می خواست بیاد ببینتت گفتم که خوابیدی!
خوب کردی اصلا شرایط خوبی برای دیدنش ندارم.
-پدرتم چند بار تماس گرفت!
اوه چه عجب یادش آمد روزگاری دختری هم داشته است.
-داره میاد تهران!
دستم را روی پیشانی ام می گذارم.
-میاد تهران چکار؟
اصلا هم نمی توانم جلوی لحن پر کنایه ام را بگیرم.
پوزخندی می زنم که جوابش اخم است .
دخترشو ببینه!
اخم و حرفم باعث لبخندی می شود .
صدای قارو قور شکمم که بلند می شود دستم را می گیرد و سمت آشپزخانه می برد.
-شرکت نرفتی؟
-ظاهرا
ادامه دارد....
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r
ایتا
eitaa.com/Manavi_2