#دعای_مجرب_برای_ابطال_سحر_وجادو
#باطل_السحر
#سحر
#جادو
💯✍🏻برای ابطال #سحر و #جادو ترکیب زیر را نوشته و از آب آن نوشیده #حمام ڪنید سحر و جادو باطل می شود .
《50》 عدد #جو و یا #گندم و یا #خرما خریده بر روی هر دانه:
#آیه_الکرسی بخوانید. سپس دانه های جو یا گندم یا خرما را بر روی دست گرفته این آیه هارا بخوان و آن ها را در #آب بریز:
✨{{بسم الله الرحمن الرحیم
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ تَبَارَكَ الَّذِي إِنْ شَاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِنْ ذَلِكَ
تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ
قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي الی قوله ماله من نفاد}}✨
( آیات 《35》 تا آخر آیه 《54》 سوره #ص )
✨{{مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي
كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ
لَا تُظْلَمُونَ}}✨
✨⇇و قرائت کن سوره #فاتحه و #توحید و #معوذتین ( فلق و ناس )
و قرائت کن
《20》 بار
✨{{بَدُّوح قبل بسم الله
و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
وَ صَلی اللهُ عَلي’ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ عَلي’ الِهِ وَ صَحْبِهِ وَ سَلِّمْ}}✨
📚مخزن الاوفاق ص 138
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
داروخانه معنوی
#احسن_القصص ☘سید ابوالحسن اصفهانی (۱۵) #تشرفات #شرح_حال_اولیاء_خدا تشرف سید ابوالحسن اصفهانی و کمک
#احسن_القصص
☘سید ابوالحسن اصفهانی (۱۶)
نقل شده از هندوستان خدمت آقا آمدند و جهت سرپرستی شیعیان آن دیار درخواست کردند که ایشان یکی از فضلای نجف را به آن کشور اعزام کند. آقا یکی از طلاّب فاضل را فرا خواند و اجازه نامه مفصلی در علم و دانش و فقه او نوشت و در ادامه نامه از شیعیان آن سامان درخواست کرد که وجود این عالم را مغتنم شمارند.
⚡️⚡️⚡️
نامه را به دست روحانی داد و او متن اجازه را خواند و سپس رو به ایشان کرد و گفت: آقا من از جانب شما به بلاد هند می روم امّا اگر از من مسئله مرجع تقلید را بپرسند من دیگری را برای مرجعیت معرفی می کنم زیرا شما را اعلم نمی دانم! آقا با کمال متانت فرمودند: «من شما را جهت تبلیغ فرهنگ نماز و حلال و حرام خدا به هندوستان می فرستم نه برای تبلیغ شخصیت و مرجعیّت خودم!».
#شرح_حال_اولیاء_خدا
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ
#ویدیو
#نیایش
ای زیباترین خالق!
هزاران بار سپاس لایق توست ...
و من نمیتوانم نعماتت را نام ببرم.
بخاطر زیباترین ؛
تکرار این دنیا که بیداریست،
بخاطر حال خوبم،
بخاطر اینکه در هر لحظه به جای اینکه ؛
مچم را بگیری،
دستم را میگیری و بالا میکشی،
بخاطر تمام داشتههایم،
بخاطر هر آنچه که ندارم و ایمان دارم ،
که اگر خیر و صلاح من در آن باشد
تو خود به من میبخشی،
بخاطر اینکه مسیر را برام روشن میکنی،
و راه را به من نشان میدهی،
بخاطر اینکه خانوادهام در کنارم هستند،
بخاطر دوستان خوبم؛
که دوستشان دارم ...
و دوستم دارند، تو را شکر میکنم.
🌼ســـلام
🌼آقای جهان
🌼اگرسلام کردن
🌼به شمانبود
🌼آفتاب هر روزصبح
🌼به چه امیدی سر
🌼درآسمان میکشید
باسلام به امامزمان
روزمان را زیباکنیم
السلام علیک یا
اباصالحَ المهدی(عج)
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج_
داروخانه معنوی
#احسن_القصص #تشرفات 💥یکی از خدمه مسجد جمکران می گوید: یک روز قبل از عاشورای حسینی در مسجد جمکران م
#احسن_القصص
#تشرفات
پزشک عزیزی نقل کرده است: برا درس رفته بودم آمریکا ترم آخر درسم بود و آخرین امتحان بود که بایستی میدادم و فارغ التحصيل میشدم. از محلی که زندگی میکردم و تا آنجایی که امتحان میخواستم بدهم پنج ساعتی با اتوبوس فاصله داشت. سوار اتوبوس بودم که بین راه اتوبوس خراب شد و راننده و کمک راننده هم هرکاری کردند درستش کنند نتوانستند. منهم که خیلی این امتحان برایم سرنوشت ساز بود دل تو دلم نبود و میترسیدم از اینکه دیر به امتحان برسم و نگذارند امتحان بدهم سرم بلند کردم و رو به آسمان گفتم خدایا اگر این اتوبوس درست بشود من قول میدهم نمازم را اول وقت بخوانم.
✨💫✨
تا گفتم دیدم شخصی دارد نزدیک اتوبوس میشود به ظاهر مثل یه چوپان بود و به همان زبان خارجی به آنها میگفت من میتوانم درستش کنم. آنها میگفتند ما هرکاری کردیم نتوانستیم تو چکار میتوانی بکنی؟! ایشان فرمودند حالا بگذارید یک امتحان کنم. راننده قبول کرد و به راننده گفت برو هروقت گفتم استارت بزن، حالا همه این حرفها را بصورت خارجی بهم میگفتند. ایشان به سمت موتور رفت گفت استارت بزن واستارت زدند و روشن شد. سپس آن شخص تقاضا کرد تا مسیر کمی با اتوبوس بیاید و راننده هم قبول کرد آمدند بالا و کنار من که کسی ننشسته بود نشستند.
✨💫✨
بعد از کمی مسافت صدای راننده زدند و تقاضای پیاده شدن کردند. اتوبوس ایستاد و ایشان خواستند پیاده شوند که با زبان فارسی فرمودند: «علی آقا ما روی قولی که داده اید حساب کردیم! » و پیاده شدند. من هاج و واج بودم حرکتی هم نمیکردم. اتوبوس به راه افتاد صدا زدم بایستید. اتوبوس ایستاد و رفتم پایین درحالی که آنجایی که ایشان پیاده شده بودند، نه درختی بود و نه خانه ای! هرچه نگاه کردم و گشتم ایشان را ندیدم.
🌹اللهم ارنی الطلعة الرشیدة
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4