امروز یازدهم دی ماه 1404 هفتمین روز پویش سراسری #دعای_عهد
ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه در سراسر کشور همزمان با پخش در صدا و سیما
لطفا فراموش نکنید!!!
⇇ « متـــن دعـــای عـهـــد »⇉
هدایت شده از داروخانه معنوی
🌟 خداحافظی با دیابت، اینبار برای همیشه! 🌟
🍀 بدون وابستگی به داروهای شیمیایی
🌱 فعالسازی طبیعی پانکراس
🌿 درمان گیاهی، بدون عوارض
💚 پاکسازی همزمان کبد چرب
🔒 درمان ریشهای با تضمین بهبودی
من کنارت هستم تا لحظهی سلامتی کامل...
📲 ۰۹۳۵۸۸۴۹۵۷۱
🧕 ارتباط مستقیم:
@moshaverr_dehghan
📥 عضویت در کانال:
https://eitaa.com/zendegiyesalembadiyabet
داروخانه معنوی
#عمل نجات دهنده [قسمت بیست و سه] 🌟💢مومن پنج تا شدت دارد #استاد حاجیه خانم رستمی فر «داروخانہ مـ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1642396955351_1.m4a
زمان:
حجم:
10.8M
داروخانه معنوی
#احسن_القصص 🍀میرزا ابوالقاسم بن حسن معروف به میرزای قمی(۱۴) مکاشفه ای است از حاج ملّا علی کنی راز
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#احسن_القصص
🍀میرزا ابوالقاسم بن حسن معروف به میرزای قمی(۱۵)
نشنیدم چه خواندند. بدون طول زمان آمدند به سمت پشت سر مطهر که زیارت حضرت علی بن الحسین و سایر شهدا علیهم السّلام را بخوانند. به قسمی از نزدیک احقر عبور کردند که گمانم این است که دامن قباشان به زانوی من که به همان طور نشسته بودم برخورد.پس از آنکه از پیش حقیر گذشتند من ملتفت شدم و به حالت دیگر خود را دیده، گفتم:یعنی چه، این چه حکایت باشد؟! پادشاه ایران به زیارت حضرت- و بی خبر و بی صدا که هیچ قبل از این نشنیده بودیم- می آید. نه های هویی، نه استقبالی، نه جمعیتی. من در تعجب شدم. برخواستم. گفتم: حالا می روم و با ایشان سؤال و جواب می کنم. با اینکه به قدر زیارت حضرت علی بن الحسین علیهما السّلام اگر گذشته باشد رفتم در پایین پای شریف، کسی را ندیدم. در قرب پنجره مقام شهدا کسی را ندیدم. رفتم بیرون در رواق، در درب رواق که از ایوان طلا داخل می شوند دو سه نفر خادم را دیدم که آنها مرا می شناختند. ترسیدم از آنها خاقان مغفور را به اسم سؤال کنم که آمد [و] مشرّف شد [و] دیدید چه شد؟! ترسیدم طورهای دیگر در حقّم بگویند. به وصف پرسیدم که شخصی ایرانی با ریش بلند و قباء بلند در همین ساعت از حرم بیرون آمد، دیدید؟ گفتند: ندیدیم. آمدم پیش کفشدار سمت مشرقی. بالجمله از همه کفشدارها حتی کفشدارهای رواق مقدّس پرسیدم. همه گفتند ما ندیدیم.
وقت این واقعه را در خاطر ندارم. امّا من همین قدر می دانم که واقعه در حال وفات ایشان بوده که هنوز خبر وفات ایشان به کربلای معلّی نرسیده بود. لکن به تهران که آمدم
ادامه دارد...
#شرح_حال_اولیاء_خدا
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2