هدایت شده از - مُطرِب ِمتمَدِّن -
ما زمانی که بارِ اندوه را به دوش میکشیم بسیار تنهاییم؛ از دوستانمان فاصله میگیریم تا رنج نکشند و از دشمنان دور میشویم که از رنج ما شاد نشوند.
ای فتنهٔ هر دوری از قامت فتانت
آشوب قیامت را دیدیم به دورانت
یک قوم جگرخونند از لعل میآلودت
یک جمع پریشانند از زلف پریشانت
هم چارهٔ هر نیشی از خندهٔ نوشینت
هم راحت هر جانی از حقهٔ مرجانت
هم نشئه هر جامی از چشم خمارینت
هم شکر هر کامی از پستهٔ خندانت
کیفیت هر مستی از نرگس مخمورت
پیچیدن هر کاری از سنبل پیچانت
فیروزی هر فالی از طلعت فیروزت
تابیدن هر نوری از اختر تابانت
سرمایهٔ هر تیغی از خم شده ابرویت
برگشتن هر بختی از صفزده مژگانت
نطق همه گویا شد از غنچهٔ خاموشت
راز همه پیدا شد از عشوهٔ پنهانت
تا طرهٔ طرارت زد دست به طراری
دست همه بر بستی، فریاد ز دستانت
تا تیر ترا خوردم پرنده شدم آری
پرواز توان کردن از ناوک پرانت
- #فروغی_بسطامی
#غریق
@Mava_a 🪴
اگر میتوانستم احساساتم را با کلمات بیان کنم، آنوقت هیچ دلیلی برای نقاشی کردن نداشتم.
- #ادوارد_هاپر
#هناس
@Mava_a🪴
چون بگذرد خیال تو در کوی سینهها
پای برهنه دل به درآید که جان کجاست؟
- #مولانا
#شاخه_نبآت
@Mava_a 🪴