مِلهوف
در نبودت، به کسی باج ندادم هرگز؛ کاروان نیست که دل، هرکه به جایت آید..♥️ @Melhoof
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
ندانم از پی چندین جفا که با من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟
به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
جواب داد فلانی ازان ماست هنوز
چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد
به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز
عداوت از طرف آن شکسته پیمانست
وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز
بتا تو روی ز من برمتاب و دستم گیر
که در سرم ز تو آشوب و فتنههاست هنوز
کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق
میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز
نیازمندی من در قلم نمیگنجد
قیاس کردم و ز اندیشهها وراست هنوز
سلام من برسان ای صبا به یار و بگو
که سعدی از سر عهد تو برنخاست هنوز
@Melhoof
مِلهوف
چشم هایش قهوه ای بودند و به حق فهمیدم که قهوه از سیگار و قلیان اعتیاد اور تر است...
دو عدد قرص در آن چشم ِسیاهت داری
مافیایِ ژلوفن هم به خدا مثل ِتو نیست..!🖤
⠀ @Melhoof
مِلهوف
شاید واسه همین نمیدیدی منو😄 @Melhoof
ولی برمیگرده ؛
چون همهی آدما برمیگردن به جایی که دوست داشته شدن!
میپرسی کی ؟
اونموقع که کسایی که دوست دارن رو از دست میدن🚶♂
@Melhoof
مِلهوف
الهی که ببازم و آمدنت رو ببینم(: @Melhoof
نهنگی دید مرگش را
ولی دل را به ساحل زد
من از پایان خود آگاهم
ولی دوستت دارم❤️🚶♂
@Melhoof
مِلهوف
مثل بو ،خالصانه و بچگونه دوستت داشتم. مثل تام، هرروز دنبالت میدویدم. مثل بیمکس بودم، همیشه دوست داشت
من؟
از بچگی خودم را به حواس پرتی میزدم
اینکه من حواسم نیست و بیایید مرا غافلگیر کنید
اینکه حواسم نیست و یهویی نامم را صدا بزنید ...
اصلا هنوز که هنوزم هست عاشق اینم که من حواسم نباشد و به من توجه کنند..
من عاشق کارهایی هستم که بی هوا انجام میشود
مثلا میشود بیایی و
بی هوا صدایم کنی؟
میشود بی هوا در آغوشم بگیری؟
میشود بی هوا دستانت را از پشت روی چشمانم بگذاری ؟
میشود بی هوا مرا ببوسی؟
میشود بی هوا بیایی؟
میشود بی هوا پا به زندگی ام بگذاری ؟
من تو را در تمامی لحظاتم کم دارم...🙂❤️🩹
@Melhoof