⁉️سوال چالش برانگیز از حوزه!
🎤آیت الله سید #رضی_شیرازی (رضوان الله تعالی علیه):
سالها پیش به مناسبت فوت مرحوم آقا ميرزا عبدالهادی شيرازي، به عتبات مشرف شدم. خدمت آيتالله #خویی رسيدم. در اين باره با ايشان، صحبت مفصّلي كردم. از جمله: از ايشان سوال كردم: فايده حوزه چيست؟
ايشان با تعجب پرسيد: «اين چه سوالي است؟!»
اشاره كرد به آقا سيد علاءالدين بحرالعلوم، كه در آن جلسه حضور داشت و گفت:
«فايدهاش، تربيت دهها نفر مانند ايشان و نوشتن كتابها وتقريرها و ...»
گفتم: پاسخ سوال من داده نشده. با اين همه كه فرموديد، ما چند نفر داريم كه بتواند اسلام را در دنيا، به صورت منطقي و درست تبليغ كند؟
فرمود: «زياد هستند.»
گفتم: «ممكن است نام ببريد.»
فرمود : «آقا سيد محمدباقر صدر، شيخ محمدرضا #مظفر.»
ايشان، ديگر اسم كسي را نبردند.
گفتم: آيا اين افراد را برنامة حوزه تربيت كرده است، يا خودشان انگيزه داشتهاند؟
فرمود: «خودشان برنامه داشتهاند.»
گفتم: كار خوبي كردهاند؟
فرمود: «بله»
گفتم: پس چرا شما آن را تعقيب نميكنيد؟
فرمود: «نميشود»
گفتم: شما آقاي #طباطبایی را ميشناسيد؟
فرمود: «بله، از رفقاست.»
گفتم: ايشان در قم همين روش را دارند. ايشان افرادي را كه پاسخگوي نياز زمان باشند، تربيت ميكند، به جای [صرفا] متخصص شدن در فقه و اصول
گفت: « ايشان تك است و خود را تضحيه كرده است.»
گفتم: پس ما از نجف مأيوس باشيم.
فرمود: «نه. من به سهم خود، حاضرم هرچه را شما بگوييد، انجام دهم؛ ولي، مانعي وجود دارد و آن، متقدسين هستند. يك وقتي ما خواستيم يكي از همين افرادي را كه اهل تحقيق و نوشتن مقاله دربارة مسائل روز بود، [منظور ايشان آقاي محمدتقي #جعفری بود] كمك كنيم و مورد تشویق قرار بدهيم، مورد اعتراض برخي از اين متقدّسين واقع شديم، به طوري كه گفتند: سهم امام را در ترويج غيرفقه و اصول به كار ميبرد!»
💥برگرفته از چهار توصیه آیت الله سید رضی شیرازی به طلاب 👉
🔴 خروجی حوزه علمیه
💢 ضرورت تخصصی کردن علوم اسلامی-انسانی
💢 گفتگوی آیت الله سید رضی شیرازی با آیت الله خویی در مورد خروجی حوزه
آیت الله سید رضی شیرازی:
ما باید این مسأله راجدی بگیریم و برنامهریزی کنیم. به گونهای که طلاب، پس از گذراندن مرحله عمومی، به مراحل تخصصی، مطابق با استعدادی که دارند، راه یابند.
برای این منظور، باید زمینه لازم را ایجاد کنیم، تا بتوانیم در رشتههای مختلف، افراد قوی و کارآمدی تحویل جامعه دهیم.
حدود سي سال پيش ( حدود سال ۱۳۳۰ شمسی) به مناسبت فوت مرحوم آقا ميرزا عبدالهادی شيرازی، به عتبات مشرف شدم. خدمت آيتالله خويي رسيدم. در اين باره با ايشان، صحبت مفصّلی كردم. از جمله: از ايشان سوال كردم: فايده حوزه چيست؟
ايشان با تعجب پرسيد: «اين چه سوالی است.»
اشاره كرد به آقا سيد علاءالدين بحرالعلوم، كه در آن جلسه حضور داشت و گفت:
«فايدهاش، تربيت دهها نفر مانند ايشان و نوشتن كتابها وتقريرها و ...»
گفتم: پاسخ سوال من داده نشده. با اين همه كه فرموديد، ما چند نفر داريم كه بتواند اسلام را در دنيا، به صورت منطقي و درست تبليغ كند؟
فرمود: «زياد هستند.»
گفتم: «ممكن است نام ببريد.»
فرمود : «آقا سيد محمدباقر #صدر، شيخ محمدرضا #مظفر.»
ايشان، ديگر اسم كسی را نبردند.
گفتم: آيا اين افراد را برنامة حوزه تربيت كرده است، يا خودشان انگيزه داشتهاند؟
فرمود: «خودشان برنامه داشتهاند.»
گفتم: كار خوبی كردهاند؟
فرمود: «بله»
گفتم: پس چرا شما آن را تعقيب نميكنيد؟
فرمود: «نمی شود»
گفتم: شما آقاي #طباطبایی را می شناسيد؟
فرمود: «بله، از رفقاست.»
گفتم: ايشان در قم همين روش را دارند. ايشان افرادي را كه پاسخگوي نياز زمان باشند، تربيت ميكند، به جای متخصص شدن در فقه و اصول
گفت: « ايشان تك است و خود را تضحيه كرده است.»
گفتم: پس ما از نجف مأيوس باشيم.
فرمود: «نه. من به سهم خود، حاضرم هرچه را شما بگوييد، انجام دهم؛ ولي، مانعي وجود دارد و آن، مقدسين هستند. يك وقتي ما خواستيم يكي از همين افرادي را كه اهل تحقيق و نوشتن مقاله دربارة مسائل روز بود، [منظور ايشان آقاي محمدتقي #جعفری بود] كمك كنيم و مورد تشویق قرار بدهيم، مورد اعتراض برخي از اين متقدّسين واقع شديم، به طوري كه گفتند: سهم امام را در ترويج غيرفقه و اصول به كار ميبرد!»
😶🥺
🔺ماجرای علامه جعفری و سروش!
✍محمدرضا کائینی:
در آغازین ماههای تحصیل علوم قدیمه، خبر آمد که علامه محمد تقی #جعفری بنا دارند در منزل خویش «منطق مظفر» درس گویند. با خامی و بلندپروازی مالوفِ آن دوره، در موعد مقرر بدان جا شتافتم. استاد اما در آغاز با کلامی، امثال این نگارنده را از تعجیل برحذر داشت و گفت: «آقایانی که هنوز مغنی اللبیب را آغاز نکردهاند، در درس شرکت نکنند!» توصیهای که به گوش نگرفتم و از قضا، توانستم درس را نیز فهم کنم! از همان سربند، با ایشان ارتباطی صمیمانه یافتم، که تا پایان حیات آن بزرگوار تداوم داشت.
القصه، در یکی از روزهای تابستان سال هفتاد و شش و در بلبشوی مطبوعاتی پس از دوم خرداد، جملاتی از قلم ِادب فرونهادهی آنکه چندی است متاع «رویای رسولانه» را به دکان خویش آورده، خواندم به این مضامین: «من آقای جعفری را یک فرد عادی میدانم و معتقدم جامعه فرهنگی ما که به نقد آثار وی نپرداخت، متضرر شد و...الخ»
طبیعی بود که پس از خواندن این عبارات، به جست وجو برآیم که ماجرا چیست؟ و معلومم گشت در آستانه برگزاری آئین بزرگداشت علامه در دانشگاه تهران، عبدالکریم سروش به اتفاق اکبر گنجی و ماشاالله شمس الواعظین، به منزل استاد رفته و به ایشان گفتهاند: «برگزاری این نکوداشت، پیش پرداخت حاکمیت برای وابسته کردن شماست و نیکوترین عمل در آن روز، این است که به محض حضور در تریبون، درباره لزوم بسط ید آقای منتظری و... صحبت کنید!» بدیهی بود که استاد از پذیرش این خواسته سرباز زده و جلسه با غبن و ناکامی سروش و همراهانش پایان گرفته بود. چندی بعد، خبر این دیدار در "کیهان هوایی" درج و سخنان هتاک در واکنش بدان بیان گشت.
از شما چه پنهان که راقم در آن دوره، درک نمیکرد که سروش با کوله باری از وهن تفقه و متولیان آن، از چه روی باید پی جوی بسط ید منتظری باشد؟ اما امروزه با فرو افتادن بسا پرده ها، حتی کودکان کوچه نیز به سر آن واقفند!
به هر روی، پس از شنیدن ماجرا، در تماسی تلفنی با استاد، از صحت و سقم داستان پرسیدم. چند بار بالحنی محکم گفتند: «قطعی است» با خام اندیشی ژورنالیستی خود، سوال کردم: «پس چرا پاسخ نمیدهید؟» پاسخ داد: «او با جواب گویی من، بزرگ میشود، باید از کنار ماجرا گذشت!...»
این زمان بگذشت و چند ماه بعد، استاد به جوار رحمت حق بار یافت و تشییع پرشکوه وی در تهران و مشهد، جلوه هایی دیدنی از محبوبیت او در میان مردم را نمایان ساخت. هتاک که مجموعاً آغاز و انجام ماجرا را به ضرر خویش یافته بود، در صدد جبران مافات برآمد و خواست در محفل نکوداشت سالگرد استاد در تبریز سخن بگوید که با اعتراض علاقمندان، سخنرانی وی لغو شد و این رویداد به سان آخرین نشان از ارتباط آن دو، در تاریخ ماند!
#خاطرات_علما
⁉️سوال چالش برانگیز از حوزه نجف!
🎤آیت الله سید #رضی_شیرازی (ره):
سالها پیش به مناسبت فوت مرحوم آقا ميرزا عبدالهادی شيرازي، به عتبات مشرف شدم. خدمت حضرت آيتالله #خویی رسيدم. در اين باره با ايشان، صحبت مفصّلي كردم. از جمله: از ايشان سوال كردم: فايده حوزه چيست؟
ايشان با تعجب پرسيد: «اين چه سوالي است؟!»
اشاره كرد به آقا سيد علاءالدين بحرالعلوم، كه در آن جلسه حضور داشت و گفت:
«فايدهاش، تربيت دهها نفر مانند ايشان و نوشتن كتابها وتقريرها و ...»
گفتم: پاسخ سوال من داده نشده. با اين همه كه فرموديد، ما چند نفر داريم كه بتواند اسلام را در دنيا، به صورت منطقي و درست تبليغ كند؟
فرمود: «زياد هستند.»
گفتم: «ممكن است نام ببريد.»
فرمود : «آقا سيد محمدباقر صدر، شيخ محمدرضا #مظفر.»
ايشان، ديگر اسم كسي را نبردند.
گفتم: آيا اين افراد را برنامة حوزه تربيت كرده است، يا خودشان انگيزه داشتهاند؟
فرمود: «خودشان برنامه داشتهاند.»
گفتم: كار خوبي كردهاند؟
فرمود: «بله»
گفتم: پس چرا شما آن را تعقيب نميكنيد؟
فرمود: «نميشود»
گفتم: شما آقاي #طباطبایی را ميشناسيد؟
فرمود: «بله، از رفقاست.»
گفتم: ايشان در قم همين روش را دارند. ايشان افرادي را كه پاسخگوي نياز زمان باشند، تربيت ميكند، به جای [صرفا] متخصص شدن در فقه و اصول
گفت: « ايشان تك است و خود را تضحيه كرده است.»
گفتم: پس ما از نجف مأيوس باشيم.
فرمود: «نه. من به سهم خود، حاضرم هرچه را شما بگوييد، انجام دهم؛ ولي، مانعي وجود دارد و آن، متقدسين هستند. يك وقتي ما خواستيم يكي از همين افرادي را كه اهل تحقيق و نوشتن مقاله دربارة مسائل روز بود، [منظور ايشان آقاي محمدتقي #جعفری بود] كمك كنيم و مورد تشویق قرار بدهيم، مورد اعتراض برخي از اين متقدّسين واقع شديم، به طوري كه گفتند: سهم امام را در ترويج غير فقه و اصول به كار ميبرد!»
برگرفته از چهار توصیه مرحوم آیت الله سید رضی شیرازی به طلاب
#نقد_حوزه
#شهید_صدر
#علامه_طباطبایی
😵💫🥴