eitaa logo
MetaCog I متاکاگ
1.6هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
265 ویدیو
91 فایل
MetaCog I متاکاگ "فراتر از شناخت" "از الگوریتم تا انگاره و رفتار، از داده تا استیلا" 🔸️روایت سیاست‌ها، رویدادها و تحلیل‌های فناورانه مؤثر در حوزه شناخت و ادراک؛🔸️ #هوش_مصنوعی #فناوری #جنگ_شناختی تعامل با متاکاگ: @MetaCognition
مشاهده در ایتا
دانلود
MetaCog I متاکاگ
💠 مهندسی امنیت با هوش مصنوعی؛ اتحاد اریکسون و stc در قلب زیست‌بوم فناوری عربستان | World Defense Show – Riyadh | 🔹در حاشیه نمایشگاه دفاع جهانی در ریاض، شرکت مخابراتی «specialized by stc» و غول زیرساخت‌های ارتباطی Ericsson با امضای یک تفاهم‌نامه همکاری (MoU)، از برنامه‌ای برای توسعه ارتباطات مأموریت‌بحرانی (Mission-Critical Communications) در عربستان سعودی خبر دادند. این همکاری با هدف ارتقای توانمندی‌های امنیت عمومی و تسریع راهکارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در چارچوب چشم‌انداز ۲۰۳۰ این کشور تعریف شده است. 🔹این تفاهم‌نامه، زیرساخت دیجیتال سراسری specialized by stc را با تخصص جهانی اریکسون در شبکه‌های امن و با دسترس‌پذیری بالا پیوند می‌دهد. تمرکز اصلی، تجهیز نیروهای خط مقدم پلیس، اورژانس، دفاع مدنی و مدیریت بحران به ابزارهای ارتباطی بلادرنگ و پایدار است؛ از جمله: سامانه‌های Mission-Critical Push-to-Talk و Push-to-Video تحلیل رخدادها با بهره‌گیری از هوش مصنوعی خدمات مکان‌یابی با دقت بالا 🔻یکپارچه‌سازی داده و میدان عملیات بر اساس این طرح، حسگرهای اینترنت اشیاء (IoT) و سامانه‌های خودروهای هوشمند در یک چارچوب ارتباطی یکپارچه ادغام می‌شوند تا سرعت واکنش اضطراری افزایش یافته و هماهنگی میان نهادها تقویت شود. همچنین برنامه‌های اعتبارسنجی مشترک و شبیه‌سازی سناریوهای پرفشار برای تضمین ارتباط امن و بدون وقفه در شرایط بحران اجرا خواهد شد. 🔹مدیران دو طرف تأکید کرده‌اند که این همکاری، بخشی از مسیر کلان تحول دیجیتال عربستان در قالب Vision 2030 است و هدف آن افزایش تاب‌آوری ملی و آمادگی سراسری در وضعیت‌های اضطراری است. در ظاهر، این پروژه یک ارتقای فنی در حوزه ارتباطات اضطراری است؛ اما در سطح عمیق‌تر، ما با شکل‌گیری یک «زیرساخت حکمرانی داده‌محور» مواجهیم. ترکیب هوش مصنوعی، تحلیل بلادرنگ رخداد، مکان‌یابی دقیق و یکپارچه‌سازی حسگرها، صرفاً کارایی عملیاتی را افزایش نمی‌دهد، بلکه به ایجاد یک شبکه نظارت هوشمند و پیش‌دستانه منجر می‌شود. در میدان رقابت ژئوپلیتیک فناوری، چنین پروژه‌هایی سه کارکرد کلیدی دارند: 1. تثبیت وابستگی راهبردی به تأمین‌کننده خارجی زیرساخت حیاتی؛ 2. ارتقای ظرفیت کنترل بحران با اتکا به تحلیل داده‌های انبوه؛ 3. بازتعریف امنیت عمومی به‌عنوان مسئله‌ای داده‌محور و الگوریتمی. 🏷 پیوست خبری–تحلیلی 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 مهندسی تأمل در عصر الگوریتم «Cognitive Bloom» | Dezeen | 🔹در بحبوحه استفاده فزاینده از چت‌بات‌هایی مانند ChatGPT برای حمایت‌های روانی در حالی‌که اساساً برای چنین کارکردی طراحی نشده‌اند یک پروژه مفهومی جدید تلاش کرده نسبت انسان و هوش مصنوعی را از «مصرف سریع پاسخ» به «تأمل عمیق» تغییر دهد. 🔹پروژه «Cognitive Bloom» حاصل همکاری استودیوی طراحی صنعتی لندنی Map Project Office و چانوو لی، فارغ‌التحصیل کالج سلطنتی هنر لندن. این طرح، یک دستگاه خانگی مبتنی بر هوش مصنوعی را تصور می‌کند که کاربر را به آیین روزانه خودبازاندیشی دعوت می‌کند و در صورت تداوم این عادت، یک باغ مجازی را به‌تدریج رشد می‌دهد. 🔻معماری دستگاه Cognitive Bloom از دو بخش تشکیل شده: «Pond» (حوضچه): ماژول قابل‌حمل برای تعامل و تأمل «Garden» (باغ): نمایشگر رشد تدریجی گیاهان مجازی بر اساس استمرار کاربر کاربر با برداشتن Pond و فشردن لبه دستگاه، یکی از چهار حالت تأمل را انتخاب می‌کند: تفکر انتقادی، حمایت عاطفی، خودفهمی یا تصمیم‌گیری. سپس دستگاه جریانی از واژگان (Wordstream) را نمایش می‌دهد؛ جملاتی در اول‌شخص مانند «من درباره… چه احساسی داشتم؟» که واژه‌به‌واژه و با سرعت قابل تنظیم ظاهر می‌شوند. این طراحی، از فناوری‌های تندخوانی الهام گرفته و هدف آن افزایش تمرکز شناختی است. 🔹نکته مهم آن است که سازندگان تأکید دارند سامانه قرار نیست کاربر را «تأیید» یا در اتاق پژواک شناختی حبس کند، بلکه باید به‌طور ملایم افق فکری او را گسترش دهد. داده‌های مکالمات به‌صورت محلی روی دستگاه ذخیره می‌شود و نه در فضای ابری؛ رویکردی که در فضای پرچالش حریم خصوصی، معنای خاصی دارد. 🔺این طرح صرفاً یک گجت طراحی صنعتی نیست، بلکه بازتاب یک چرخش گفتمانی درباره نقش هوش مصنوعی در زیست روزمره است: به‌جای «پاسخ فوری»، «پرسش هدایت‌شده» را برجسته می‌کند؛ به‌جای اعتیاد به بازخورد سریع، «انضباط ذهنی» را تقویت می‌کند؛ و به‌جای انتقال داده به کلود، بر ذخیره‌سازی محلی تأکید دارد. بزارهایی که «ریتم توجه» و «کیفیت تمرکز» را مهندسی می‌کنند، اهمیتی فراتر از ظاهرشان دارند. Cognitive Bloom نشان می‌دهد آینده رقابت فناورانه صرفاً بر سر قدرت پردازش نیست، بلکه بر سر طراحی الگوهای توجه، تأمل و خودآگاهی است. 🔹استودیوی Map که توسط ادوارد باربر و جی آزگربی بنیان گذاشته شده و اکنون زیرمجموعه AKQA است، پیش‌تر نیز پروژه‌هایی در تقاطع طراحی و فناوری اجرا کرده بود. اما این پروژه مفهومی، به‌گفته مدیران آن، فرصتی بوده برای بازاندیشی انتقادی درباره اینکه «واقعاً چه استفاده‌ای از AI درست است». 🏷 پیوست خبری–تحلیلی 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 هوش مصنوعی در میدان نبرد روایت‌ها؛ بازخوانی عملیات سایبری منسوب به «RedKitten» علیه شبکه‌های ضدایرانی 🔹یک گزارش منتشرشده در رسانه تخصصی The Hacker News مدعی است بازیگران تهدید منتسب به ایران، در قالب کارزار موسوم به «RedKitten»، از مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) برای پشتیبانی از حملات سایبری علیه افراد و نهادهای غیردولتی فعال در پوشش اعتراضات سراسری و گزارش‌های حقوق بشری استفاده کرده‌اند. این روایت در چارچوب ادبیات رایج غربی درباره «عملیات نفوذ سایبری ایران» تنظیم شده و تلاش دارد پیوندی مستقیم میان فناوری هوش مصنوعی و فعالیت‌های سایبری منتسب به تهران برقرار کند. 🔹بر اساس گزارش شرکت امنیت سایبری فرانسوی HarfangLab، زنجیره نفوذ با ارسال یک آرشیو 7-ZIP با نام فارسی آغاز شده که حاوی فایل‌های اکسل مایکروسافت بوده و ادعا می‌کرد اطلاعاتی درباره کشته‌شدگان اعتراضات را در بر دارد. در این فایل‌ها، ماکروی VBA مخربی تعبیه شده بود که فعال‌سازی آن به تزریق AppDomainManager و بارگذاری ایمپلنتی موسوم به «SloppyMIO» منجر می‌شد؛ بدافزاری مبتنی بر زبان C که از GitHub به‌عنوان «dead drop resolver» برای دریافت و مدیریت ماژول‌ها استفاده می‌کند. 🔹طبق این ادعا، SloppyMIO قادر به بازیابی و کش‌کردن ماژول‌های مختلف، اجرای دستورات دلخواه، استخراج فایل‌ها و توزیع بدافزارهای تکمیلی است. نکته قابل‌تأمل آنکه زیرساخت‌های مورد استفاده از جمله GitHub، Google Drive و Telegram همگی پلتفرم‌های تجاری و عمومی هستند؛ موضوعی که به‌گفته HarfangLab، ردیابی مبتنی بر زیرساخت را دشوار می‌کند، اما در عین حال ردپاهای فراداده‌ای خاصی نیز برجای می‌گذارد. 🔹در ادامه این خط خبری، به کارزار فیشینگ علیه نریمان غریب، فعال ایرانی مقیم بریتانیا، و همچنین افشای گسترده داده‌ها درباره گروه هکری موسوم به «Charming Kitten» اشاره شده است؛ گروهی که در ادبیات امنیت سایبری غرب، غالباً به ایران نسبت داده می‌شود. 🔻اما فراتر از جزئیات فنی، پیوند زدن نام ایران با «هوش مصنوعی» در بستر عملیات سایبری، دو کارکرد هم‌زمان دارد: ۱. القای تصویری از یک تهدید فناورانه پیچیده و رو به رشد؛ ۲. مشروع‌سازی گفتمان مهار دیجیتال و فشارهای سایبری علیه ایران در سطح بین‌المللی. در میدان جنگ شناختی، صرفِ انتساب یک عملیات به ایران، آن هم با برچسب استفاده از LLM، می‌تواند به تولید «اثر بازدارندگی رسانه‌ای» یا «تهدیدسازی پیش‌دستانه» بینجامد؛ حتی پیش از آنکه انتساب فنی به‌طور مستقل و بی‌طرفانه راستی‌آزمایی شود. 🔺از این منظر، ما با دو لایه مواجهیم: لایه فنی: استفاده از ماکروهای VBA، تزریق AppDomainManager و بهره‌گیری از زیرساخت‌های ابری عمومی؛ لایه شناختی: روایت‌سازی درباره «ایرانِ مسلح به هوش مصنوعی» در حوزه سایبری. 🏷 پیوست خبری–تحلیلی 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 راه‌اندازی ۱۵ آزمایشگاه دانشگاهی برای توسعه مدل‌های بومی هوش‌مصنوعی در ایران 🔹در گامی راهبردی برای تقویت زیرساخت دیجیتال کشور، ۱۵ آزمایشگاه تخصصی دانشگاهی در سراسر ایران با مأموریت توسعه و بهینه‌سازی مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی راه‌اندازی شد. این طرح در چارچوب سیاست‌های کلان معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان تعریف شده و هدف آن، ایجاد یک اکوسیستم قدرتمند برای تربیت و استقرار مدل‌های بزرگ زبانی (LLM) و سامانه‌های خودکار است. 🔻این مراکز با تجهیز به زیرساخت‌های محاسباتی پیشرفته (HPC) و سخت‌افزارهای تخصصی، زمینه را برای عبور از مقالات علمی به محصولات صنعتی فراهم می‌کنند. همکاری مستقیم نخبگان دانشگاهی با شرکت‌های دانش‌بنیان، محور اصلی این حرکت است؛ الگویی که می‌تواند فاصله میان علم و بازار را به حداقل برساند. در حوزه سلامت، توسعه ابزارهای تشخیص مبتنی بر AI و پزشکی شخصی‌سازی‌شده در دستور کار قرار گرفته است؛ مسیری که می‌تواند کیفیت خدمات درمانی را به شکل چشمگیری ارتقا دهد. 🔺حاکمیت داده؛ ستون استقلال فناورانه یکی از اهداف کلیدی این طرح، تحقق «حاکمیت داده» از طریق طراحی مدل‌های بومی متناسب با زبان‌ها و بافت فرهنگی منطقه‌ای است. در شرایطی که بسیاری از مدل‌های جهانی با سوگیری‌های فرهنگی و سیاسی خاص آموزش دیده‌اند، توسعه مدل‌های بومی یک ضرورت راهبردی برای صیانت از دارایی‌های دیجیتال و امنیت ملی محسوب می‌شود. داده‌های پردازش‌شده در این آزمایشگاه‌ها تحت پروتکل‌های سخت‌گیرانه امنیتی مدیریت خواهند شد تا ضمن حفظ محرمانگی، بستر جهش علمی کشور نیز فراهم شود. 🔻کاربردهای زیرساختی و ملی 🔹 بهینه‌سازی الگوی مصرف انرژی با یادگیری ماشین 🔹 ارتقای بهره‌وری شبکه‌های مخابراتی 🔹 تقویت سامانه‌های هوشمند در صنایع حیاتی این حوزه‌ها مستقیماً با تاب‌آوری ملی و کارآمدی اقتصادی در ارتباط‌اند و نشان می‌دهند AI تنها یک فناوری لوکس نیست، بلکه موتور پیشران توسعه زیرساختی است. 🔺مسائل تحلیلی: ▫️استقلال الگوریتمی در برابر سلطه پلتفرمی در جهانی که شرکت‌های بزرگ فناوری غربی در حال پیوندزدن مدل‌های خود با ساختارهای نظامی و امنیتی هستند، سرمایه‌گذاری ایران بر مدل‌های بومی، اقدامی پیش‌دستانه برای جلوگیری از وابستگی راهبردی است. ▫️پیوند امنیت ملی و اقتصاد دانش‌بنیان خودکفایی در AI صرفاً یک پروژه علمی نیست؛ بلکه سپری در برابر تحریم‌های فناورانه و بسترساز شکل‌گیری استارتاپ‌های صادرات‌محور است. ▫️تربیت سرمایه انسانی در مقیاس ملی این آزمایشگاه‌ها به‌عنوان پایگاه‌های ملی آموزش و پژوهش پیشرفته عمل خواهند کرد و زمینه را برای شکل‌گیری نسل جدیدی از متخصصان هوش مصنوعی فراهم می‌کنند. 🏷 پیوست خبری-تحلیلی 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 توهم شناختی در عصر هوش مصنوعی؛ «Centaur» و شکاف میان شبیه‌سازی و فهم واقعی | Neuroscience News | 🔹رسانه علمی Neuroscience News در گزارشی تازه، به یکی از مهم‌ترین منازعات روان‌شناسی معاصر پرداخته است: آیا می‌توان ذهن انسان را با یک نظریه واحد توضیح داد یا باید هر مؤلفه‌ای مانند توجه و حافظه را جداگانه مطالعه کرد؟ این‌بار، هوش مصنوعی به میدان این مناقشه وارد شده؛ اما نتایج جدید، از «یک توهم دیجیتال» خبر می‌دهد. 🔹در ژوئیه ۲۰۲۵، مجله معتبر Nature مدلی موسوم به «Centaur» را معرفی کرد؛ سامانه‌ای مبتنی بر مدل‌های زبانی بزرگ که با داده‌های آزمایش‌های روان‌شناختی تنظیم شده و ادعا می‌کرد می‌تواند رفتار شناختی انسان را در ۱۶۰ تکلیف مختلف از تصمیم‌گیری تا کنترل اجرایی شبیه‌سازی کند. این ادعا، موجی از هیجان درباره امکان «مدل شناختی عمومی» در هوش مصنوعی ایجاد کرد. 🔹اما مطالعه‌ای جدید که در National Science Open منتشر شده و توسط پژوهشگران دانشگاه ژجیانگ انجام گرفته، این دستاورد را به چالش کشیده است. به‌گفته این تیم، عملکرد چشمگیر Centaur نه حاصل فهم مفاهیم روان‌شناختی، بلکه نتیجه «بیش‌برازش» (Overfitting) است؛ یعنی مدل، الگوهای پاسخ را حفظ کرده، نه اینکه منطق شناختی پشت پرسش‌ها را درک کند. 🔻آزمایش کلیدی چه بود؟ پژوهشگران متن پرسش‌های چندگزینه‌ای پیچیده را حذف کردند و به‌جای آن فقط نوشتند: «لطفاً گزینه A را انتخاب کنید.» اگر مدل واقعاً دستور را می‌فهمید، باید همواره گزینه A را برمی‌گزید. اما Centaur همچنان «پاسخ‌های درست قبلی» را انتخاب می‌کرد گویی اصلاً دستور جدید را ندیده است. این یعنی مدل نه بر اساس معنا، بلکه بر اساس الگوهای آماریِ آموخته‌شده پاسخ می‌دهد؛ شبیه دانش‌آموزی که بدون فهم کتاب، فقط کلید پاسخ‌ها را حفظ کرده است. 🔹این یافته یک گلوگاه بنیادین را آشکار می‌کند: شکاف میان «برازش داده» و «فهم زبان». علی‌رغم قدرت پردازشی بالا، مدل‌های زبانی در درک نیت (Intent) پرسش‌ها و پاسخ‌گویی بر مبنای معنا با محدودیت جدی روبه‌رو هستند. به تعبیر پژوهشگران، بزرگ‌ترین مانع در مسیر ساخت «مدل شناختی عمومی»، نه کمبود داده، بلکه ناتوانی در فهم واقعی زبان است. مدل‌های هوش مصنوعی می‌توانند «ظاهرِ فهم» تولید کنند؛ رفتاری که در سطح عملکرد، انسانی به‌نظر می‌رسد، اما در عمق، تهی از ادراک است. این شکاف، هم فرصت است و هم تهدید: فرصت، برای آنکه اسطوره «هوش فراانسانی» را واقع‌بینانه بازخوانی کنیم؛ تهدید، از آن جهت که تصمیم‌سازی‌های کلان سیاسی، رسانه‌ای یا امنیتی بر خروجی سامانه‌هایی بنا شود که در واقع فقط الگو تطبیق می‌دهند، نه اینکه بفهمند. 🔹این پژوهش یادآور می‌شود که «جعبه سیاه» بودن مدل‌های بزرگ زبانی، زمینه‌ساز خطا، توهم (Hallucination) و تفسیر نادرست است. ارزیابی چندلایه و دقیق، تنها راه تشخیص این است که آیا یک مدل واقعاً دارای توان حرفه‌ای است یا صرفاً در حال بازی با داده‌هاست. Centaur شاید در ظاهر، آینه‌ای از ذهن انسان به‌نظر برسد؛ اما شواهد تازه نشان می‌دهد ما هنوز با «بازنمایی آماریِ شناخت» روبه‌رو هستیم، نه با خودِ شناخت. مسیر رسیدن به فهم واقعی زبان و نه صرفاً پیش‌بینی واژه بعدی همچنان اصلی‌ترین گلوگاه فناوری هوش مصنوعی است. 🏷 پیوست خبری–تحلیلی 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 بحران چابکی شناختی در عصر هوش مصنوعی؛ وقتی «پاسخ» جای «تفکر» را می‌گیرد | TheCable | 🔹یادداشتی در رسانه نیجریه‌ای TheCable با تمرکز بر تحولات نسلی، از یک «وارونگی تاریخی» در پیشرفت انسانی سخن می‌گوید. بر اساس داده‌های آموزشی دو قرن اخیر، عملکرد تحصیلی از نسل هزاره (Millennials) به نسل Z کاهش یافته، در حالی‌که نسل جدید سال‌های بیشتری را در آموزش رسمی سپری کرده است. نویسنده این روند را نه صرفاً مسئله‌ای آموزشی، بلکه بحرانی شناختی می‌داند. 🔹در نیجریه، نسل Z (متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) حدود ۲۵.۸ تا ۳۱.۸ درصد جمعیت نزدیک به ۵۰ میلیون نفر را تشکیل می‌دهد. به‌زعم نویسنده، اگر این نسل توان مشاهده، پرسشگری و تحلیل را از دست بدهد، کشور با «بحران هوش» مواجه خواهد شد، نه صرفاً شکاف مهارتی. 🔻فناوری؛ پل دانش یا عصای شناختی؟ یادداشت، نقش ابزارهای دیجیتال و به‌ویژه هوش مصنوعی را دوگانه می‌بیند. فناوری قرار بود دسترسی به دانش عمیق‌تر را تسهیل کند، اما اکنون به «عصایی شناختی» بدل شده که فرایند کاوش انتقادی ذهن را دور می‌زند. یادگیری به‌جای آنکه فرایند تجربه و تمرین باشد، به دریافت پاسخ آماده از سامانه‌های AI تقلیل یافته است. 🔹به‌استناد پژوهش‌های ۲۰۲۵، میان استفاده مکرر از ابزارهای AI و کاهش نمرات تفکر انتقادی در گروه سنی ۱۷ تا ۲۵ سال همبستگی منفی معناداری گزارش شده است. پدیده «تخلیه شناختی» (Cognitive Offloading) یعنی انتقال تلاش ذهنی به ابزار بیرونی کاربران را در یافتن پاسخ کارآمد، اما در فهم عمیق ناتوان می‌کند. 🔻در محیط کار، این وضعیت به افول «یادگیری غیررسمی» انجامیده است؛ کارکنان کمتر به تحلیل الگوها یا بهره‌گیری از تجربه مربیان می‌پردازند و بیشتر در پی یافتن یک «پرامپت» فوری هستند. فرهنگ تعمق جای خود را به گواهی‌گرایی سطحی داده است. در حالی‌که مدرک صرفاً نشانه حضور است، تخصص واقعی یعنی توان پیش‌بینی تغییر و خلق اثر. 🔹بر اساس گزارش‌های World Economic Forum، تا سال ۲۰۳۰ حدود ۴۰ درصد مهارت‌های کلیدی مشاغل تغییر خواهد کرد و نزدیک به یک میلیارد نفر در جهان نیازمند بازآموزی هستند. در چنین چشم‌اندازی، سازمان‌ها برای بقا ناگزیر از پرورش «چابکی شناختی» در نیروی انسانی خود هستند توانی فراتر از کار با نرم‌افزار، شامل استدلال پیچیده و حل مسئله چندلایه. 🔺این یادداشت در لایه زیرین خود به یک منازعه راهبردی اشاره دارد: آیا هوش مصنوعی قرار است «جایگزین فکر کردن» شود یا «شتاب‌دهنده تفکر»؟ در میدان رقابت جهانی، برنده کسی است که بتواند تعادل میان شهود انسانی و کارآمدی فناورانه را حفظ کند. اگر سازمان‌ها صرفاً به مهارت کار با ابزار بسنده کنند و ظرفیت استدلال و پرسشگری را تقویت نکنند، در عصر «همکاری انسان–AI» به حاشیه رانده خواهند شد. 🏷 پیوست خبری–تحلیلی 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت