midnight ;
-
ولی شب زیادی عالی نیست؟
همه چی توی شب یجور دیگه ست..
درس خونده،خوراکی خوردن،بیرون رفتن،خوابیدن،حرف زدن با آدم مورد علاقه،ی گوشه نشستن و خیره شدن به بیرون از پنجره...
شب زیادی perfect عه..
شب باعث میشه احساس کنم زندگی خیلی بیشتر زندگی عه و چه کارهای زیادی وجود داره که باید انجام بدم و غم و غصه ها یهویی چقد کوچیک میشن(البته تا وقتی سر شبه و به نیمه شب نرسیدیم💀)
midnight ;
اسکورپیو، ابسسدش شدیو خودتم نمیدونی چرا.
–همه ی ما خیلی وقته که غرق شدیم.
غرق توی احساسات و حالاتی که هرگز شفاف نبوده و روز به روز مبهم ترمیشه.
حقیقت انسان اینه؟
غرق شدن توی چیزی که حتی نمیخوادش،برای مدت طولانی،و ناتوانی در بیرون اومدن ازش.
midnight ;
–همه ی ما خیلی وقته که غرق شدیم. غرق توی احساسات و حالاتی که هرگز شفاف نبوده و روز به روز مبهم ترمیش
شاید فقط خیلی زیاد سخت میگیریم.
اوه ،بعضی وقتا نیاز دارم به خودم بگم،شل کن ،مگه قراره چه اتفاقی بیوفته؟مگه قرار بوده تا الان به چی برسی؟
اگه تا الان اینطور گذشته ، پس گذشته.
دیگه کاریش نمیشه کرد.
هر روز فکر کردن به گذشته،اورثینگ،خشم و احساسات منفی و تکرار این چرخه هرگز هیچ کمکی به آینده نمیکنه،فقط همه چی رو بیشتر و بیشتر تو هاله ای از ابهام فرو میبره.
فقط برای یک بار هم که شده فراموش کن گذشته چی شد،ببین امروز که آفتاب طلوع کرده و تو از خواب بیدار شدی چه کاری رو میتونی انجام بدی که خیلی وقته از انجامش امتناع میکنی..
–بعضی وقتا حتی درباره اینکه نکنه وجودم برای بشریت مضر باشه دچار شک میشم،بعد تو با من درباره نکات مثبت و ویژگی هام حرف میزنی؟
انسان فانی... برای تبدیل شدن به چیزی که باید خیلی کار داری،بلند شو،منتظر چی هستی؟
–سعی کنین هرچند وقت ی بار تو زندگیتون آپدیت بدید..نه اینکه فقط ی باگ به باگ هاتون اضافه کنین.
خودم بیشتر از همه...
midnight ;
شاید فقط خیلی زیاد سخت میگیریم. اوه ،بعضی وقتا نیاز دارم به خودم بگم،شل کن ،مگه قراره چه اتفاقی بیوف
اینکه امروز صبح طلوع خورشید رو تونستی ببینی،خودش ی موهبت نیست؟
اوه
midnight ;
اینکه امروز صبح طلوع خورشید رو تونستی ببینی،خودش ی موهبت نیست؟ اوه
فقط بعضی چیزای به ظاهر ساده و بی اهمیت یهویی برام جالب ، عجیب و منحصربفرد دیده میشن
اینطوریم که ای وای اینی که تا دیروز جز روتین بود وقتی تنهایی بهش توجه میکنم چقدر جالبه.
چیزای رندوم و بی اهمیتی که یهو حس زندگی میدن،پیداشون کنین،شاید بیشتر تونستین ادامه بدین.
–باید ی فعالیت جدید رو شروع کنم،هرچند کوچیک که حداقل وقتی ی نفر ازم میپرسه تو زندگیت چه غلطی میکنی بتونم بگم مثلا حداقل دارن فلان کتابو میخونم و اینا.
–هرچی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم من برای اجتماع و معاشرت های زیاد و سطحی ساخته نشدم.