eitaa logo
مـیــثــــاق
2.6هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
18.9هزار ویدیو
34 فایل
https://eitaa.com/joinchat/1277689893C3e7a8a1f84 🌱 السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ الله الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ سلام بر تو ای پیمان محکم خدا که از مردم گرفت و سخت محکمش کرد..🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
مـیــثــــاق
🏴🏴 🍃آغاز سخت‌گیری بر لشکر امام حسین 🍀از روز هفتم محرم،براساس فرمان عبیدالله تو میدان تا میان سپاه
🏴 🍀بعد از آن گفتگوهایی بین امام حسین و عمربن سعد صورت گرفت که امام در این گفتگوها بر بازگشت به تاکید داشتند. وقتی خبر این گفتگوهای خصوصی به ابن‌زیاد رسید، او به وی نامه نوشت: من تو را برای هم‌نشینی با حسین نفرستاده ام. عمربن‌سعد چندین بار خواسته امام را به دروغ به ابن‌زیاد منعکس کرد؛ازجمله این‌که حسین حاضر است نزد یزید رفته، با او بیعت کند،یا به یکی از مرزها برود.پس از طرح پیشنهادها نوشت:هذا لکم رضا وللامه صلاح. 🍀 ابن‌زیاد در حال پذیرفتن آن بود که ابن ذی الجوشن رای او را زد و گفت: اگر حسین بن علی از این‌جا برود، به دست آوردن او دشوار است. ابن‌زیاد سخنش را پذیرفت و او را نزد عمر بن سعد فرستاد تا به حسین‌بن‌علی بگوید: تنها راه،پذیرفتن حکم و فرمان ابن‌زیاد است. امام حسین از این سخن برآشفت و فرمود:آیا به فرمان فرزند زن بدکار رضایت دهم؟ قسم به خدا چنین نکنم! از آن کمتر و شیرین‌تر. 🍀 ابن‌زیاد به شمر نیز گفته بود: اگر عمر بن سعد مصمم بر جنگ نیست، بگو تا کار فرماندهی را به تو بسپارد. 🍀شمر عصر روز نهم محرم وارد کربلا شد. وقتی که آخرین پیام ابن‌زیاد را به عمربن‌سعد رساند، عمر بن سعد شمر را به دلیل تغییر دادن رای ابن‌زیاد سرزنش کرد و گفت: به خدا سوگند حسین تسلیم نخواهد شد و حتماً جنگ صورت خواهد گرفت. اگر چنین شد، من فرماندهی می‌کند و تو فرمانده نیروهای پیاده باش. عمربن‌سعد پیغام ابن زیاد را برای امام حسین فرستاد، ولی حضرت فرمود: قسم به خدا! هرگز دست در دست پسر مرجانه نخواهم گذارد. در این هنگام شمر که همچون ام‌البنین از طایفه بنی کلب بود، برای عباس و برادرانش آورد، اما عباس آن را نپذیرفت. 2⃣
!و تو چه میدانی چیست جمعی از لشکر به سوی ها حمله ور شدند ، در آن حال که توان ایستادن بر روی پاها را نداشتم ، فریاد برآوردم : وای بر شما و پیروان آل ابوسفیان! اگر ندارید و اگر از معاد و روز قیامت نمی‌ترسید لااقل در دنیای خود باشید... به حسب و نسب خود بازگردید . گفت: چه می گویی فرزند ؟ پاسخ دادم : می‌گویم من با شما می جنگم و شما هم با من گناه و تقصیری ندارند . این متجاوزان و نادانان و خود را از رفتن به سوی ها منع کنید و تا من زنده‌ام از به حرم من باز دارید. شمر در پاسخ گفت : پسر فاطمه پیشنهادت را می‌پذیریم و این حق را به تو می دهیم آنگاه به سربازانش دستور داد: از تعرض به خیمه ها خودداری کنید . به سراغ خود وی بروید و کار او را تمام کنید . خواهرم از کنار خیمه ها شاهد حوادث بود و می دید که ضربات شمشیر و نیزه بر پیکر من فرود می‌آید . با صدای بلند را مخاطب خویش قرار داد و گفت : عمر ! وای برتو ! اباعبدالله را می‌کشند تو تماشا می کنی ؟ ابن سعد پاسخی به فریاد زینب نداد. خواهرم لشکریان کوفه را مورد خطاب قرار داد و گفت : وای بر شما ! یک میان شما مردم نیست ؟ کسی پاسخ نداد. اینجا بود که ناله جانسوز او بلند شد : وای برادرم! وای آقایم! وای اهل بیتم! کاش آسمان بر زمین فرو می‌ریخت . کاش کوه ها در بستر هامون فرو می پاشید . 📗حسین از زبان حسین زندگی و زمانه امام حسین علیه السلام از زبان ایشان ✍محمد محمدیان
مـیــثــــاق
🏴🏴 🍃شهادت امام حسین 🍀هنگامی که تمامی یاران و اهل‌بیت کشته شدند،کسی جرات نداشت به حضرت نزدیک شود؛ چ
🏴🏴 🍀 آورده است: در این وقت امام حسین نشسته بود و اگر می‌خواستند،می‌توانستند او را بکشند،اما هر قبیله‌ای بر آن بود تا مسئولیت آن را برعهده دیگری بیندازد. در این هنگام فریاد زد: مادرتان در عزایتان بگرید! منتظر چه هستید؟او را بکشید! 🍀اولین کسی که به امام حسین نزدیک شد، بن شریک تمیمی بود که بر کتف چپ امام ضربتی زد و پس از آن ضربه دیگری بر گردن آن حضرت زده،نقش بر زمینش کرد. 🍀آنگاه بن انس نخعی پیش آمد و ضربه‌ای بر استخوان سینه آن حضرت وارد آورد و سپس نیزه‌اش را در سینه او فرو کرد. در این هنگام امام روی زمین افتاد. سنان از اسب پیاده شد تا سر امام حسین را جدا کند، درحالی‌که بن یزید اصبحی نیز همراهش بود. وی سر را جدا کرد و آن را نزد عبیدالله ابن زیاد آورد. 🍀 در جای دیگر می‌نویسد: ابن انس نخعی امام حسین را کشت و خولی بن یزید سر آن حضرت را جدا کرد. وی می‌افزاید: امام سی و سه زخم بر بدن داشت؛ درحالی‌که بر لباس ایشان در اثر تیر و ضربت شمشیر بیش از صد مورد پارگی بود. 🍀 بازهمو می‌نویسد: وقتی امام حسین به شهادت رسید، یک شمشیر او را قلانس نهشلی و شمشیر دیگرش را جمیع بن خلق اودی برد. لباس آن حضرت شامل (سراول ،شلوار و قطیفه) را بحر بن کعب تمیمی و قیس بن اشعث بن قیس کندی برداشتند که بعدها به این قیس ،قیس قطیفه گفتند. نعلین امام را اسود بن خالد ازدی، عمامه ایشان را جابر بن یزید و برنس(آنچه سر را با آن می پوشانند) آن حضرت را نیز مالک بن بشیر کندی برداشت. ادامه دارد... 📗گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه؛رسول جعفریان