اگر فرض کنیم که محاصره دریایی ایران که جغرافیای آن نیز در حال گسترش است، یک هدف کلیتر داشته و آن "محاصره کل کشور" باشد، محاصره دریایی را می توان یک گام در نظر گرفت و در این صورت باید جهت سناریوهای تروریستی و خرابکارانه در مبادی مرزی فعال هوایی و زمینی کشور نیز آمادگی داشت.
@Muhallel
یکی از اقدامات مهمی که پس از آتش بس در حال پیگیری است، زیر ضرب قرار دادن مستمر گروهکهای تروریستی در اقلیم است. پیش از این، جز در مواقع خاص، تلاش می شد تا فرصت کافی به اربیل و بغداد برای حل مسئله داده شود با این حال یکی از معادلات جدیدی که در این جنگ وضع شده و تثبیت خواهد شد، هدف قرار دادن مستقیم و مداوم این مبداء تهدید دائمی علیه امنیت ملی کشور است، خصوصاً وقتی دشمن پیش از این به صورت عامدانه بسیاری از مراکز نظامی، انتظامی و امنیتی را در غرب کشور هدف قرار داده تا راه برای این گروهک ها هموار شود و ما نیز باید با تهاجم مستمر، این تهدید را دائما تضعیف کرده و اجازه شکل گیری ندهیم. این معادله موفق، می تواند به سایر مبادی تهدید علیه ایران در محیط پیرامونی کشور توسعه یابد و البته نیازمند تکمیل ابعاد آن در خود منطقه اقلیم کردی عراق نیز هستیم.
@Muhallel
یکی دیگر از معادلاتی که ظهور آن اهمیت راهبردی دارد، پایان سکوت حزب الله به نقض آتش بس است، امری که بر خلاف دوره قبلی صورت می گیرد. هر چند شدت و سرعت جنگ به شدت کاهش یافته، اما شاهد نقض های متعدد از سوی رژیم خصوصا در جنوب لبنان هستیم. در دوره گذشته، حزب الله سیاست سکوت در برابر این نقض ها و مسئولیت پذیر کردن دولت را پیش می برد اما اینبار بنا به شرایط جدید داخلی و خارجی، این سیاست پایان یافته و پس از هر نقض، مقاومت به مبداء شلیک و نقض آتش بس، یورش می برد که این را در چهار عملیات روز گذشته شاهد بودیم. بنابراین، پس از تجلی وحدت میادین در عرصه نظامی در طول جنگ چهل روزه، سپس توسعه این وحدت ساحات به عرصه سیاسی با فشار ایران جهت برقراری آتش بس در لبنان ذیل مذاکرات اسلام آباد، اکنون سومین تحول و معادله راهبردی، یعنی پاسخ به نقض آتش بس نیز در جبهه لبنان رخ داده است.
@Muhallel
«اول خلع سلاح کنید، بعداً جزئیات را بررسی می کنیم»
این جوهره چیزی است که این روزها در محافل منطقه ای و بین المللی در خصوص غزه شنیده می شود، چه از سوی رژیم و آمریکا و چه از سوی شورای به اصطلاح صلح و حتی از سوی هماهنگ کننده سازمان ملل. این خلع سلاح که در مرحله دوم توافق غزه وجود داشته و اکنون درخواست می شود در حالی است که مرحله اول توافق که شامل ورود کمک های انسانی و بازگشایی گذرگاه ها است به هیچ وجه به طور کامل اجرایی نگردیده است. کاهش ورود کمک ها نسبت به توافق و ممانعت از ورود کالاهای دوگانه مانند سوخت و ... باعث شده تا بحران انسانی در نوار بار دیگر شدت گیرد. موضع سیاسی حماس نیز این است که ابتدا باید مرحله اول توافق به طور کامل اجرا شود تا بتوان در خصوص مرحله دوم بحث کرد، هر چند ایده هایی مانند اجرای همزمان مطرح شده است.
در میدان، رژیم دکترین دست باز خود را پیگیری می کند و اینبار دیگر منتظر بهانه ای نیست بلکه بر اساس اینکه افرادی «نیت» حمله داشته اند، دست به ترور ولو در مناطق پرجمعیت می زند. همچنین اخیراً تروریست های غسان الدهینی در غزه تحت عنوان عملیات «ردع العدوان» فعالیت خود را تشدید کرده اند. این گروه های مزدور نیز قصد دارند خود را بیش از پیش مطرح کنند تا در مراحل بعدی، معامله نشوند. مقاومت نیز عملیات های کیفی خود را علیه این گروه ها انجام می دهد. در این خصوص، توجه به این نکته لازم است که مقاومت توانایی حمله به نیروهای رژیم در آن سوی خط زرد را دارد با این حال به دلیل حملات مداوم اسرائیل به غیرنظامیان که می تواند وضعیت را بدتر کند از این موضوع پرهیز می کند. همچنین رویکرد متحدسازی جبهه ها از سوی جمهوری اسلامی ایران شامل جبهه غزه نیز می شود و این موضوعی است که به اطلاع مقاومت فلسطین رسیده است.
@Muhallel
اکنون اهمیت بنادر ینبع و جده صرفا در بحث انتقال نفت از خط لوله شرق به غرب و صادرات نفت به بازارهای آسیایی و اروپایی که از بابالمندب و سوئز عبور میکند نیست بلکه این دو بندر، خصوصا بندر جده تبدیل به هاب صادرات و واردات سایر کالاها، خصوصا کالاهای واردات کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شده است. ناوگروه جرالد فورد نیز با ماموریت حفاظت از منطقه در شمال دریای سرخ مستقر شده زیرا در بار قبلی که در بین ینبع و جده در رفت و آمد، خود هدف قرار گرفت. با این حال این تدابیر نیز کارساز نیست و عربستان در روزهای اخیر تلاش زیادی کرده که به وسیله دیپلماسی با صنعا و تلاش برای پیشبرد نقشه راه صلح، یمن را از هدف گیری باب المندب، دریای سرخ و این بنادر دور سازد.
@Muhallel
مُحَلِّل
«اول خلع سلاح کنید، بعداً جزئیات را بررسی می کنیم» این جوهره چیزی است که این روزها در محافل منطقه ای
در سایه توجهات آمریکا، منطقه و جهان به درگیریهای منطقهای، رژیم صهیونیستی به دنبال اهداف خود در نوار غزه، شامل نابودی آتش بس و نابودی حماس است. این رویکرد، در سه حوزه پیگیری می شود:
اول. اقتصاد: با تضعیف مشروعیت نقش حماس در مدیریت و سازماندهی کمکها: در این زمینه، با کاهش ورود کمکها به یک سوم موارد توافق شده، تضعیف عملیات توزیعی آنروا و سایر نهادهای عربی و بین المللی و جلوگیری از ورود کالاهای ضروری، دولتی و دوگانه موجبات ایجاد بحران مالی و انسانی تشدیدشونده در غزه شده است.
دوم. اجتماع: در این حوزه نیز رژیم با تیراندازی های مداوم و حتی کور به غیرنظامیان و ممانعت از استقرار ثابت آنها در سایه عدم پاسخگویی حماس به دلیل خویشتنداری، به دنبال تضعیف مشروعیت مقاومت و سلاح آن است.
سوم. امنیت: در این زمینه، علاوه بر جابه جایی های گاه و بیگاه خط زرد، آنها در حال تضعیف نقش نیروهای امنیتی و پلیس با بمباران ایستگاه ها، اماکن و افراد آن هستند. هدف، تبدیل غزه به یک جنگل بی قانون است که در آن همه قبایل و افراد با یکدیگر درگیر بوده و زمینه برای جولان ارتش و مزدوران رژیم فراهم گردد.
موضوعات فوق نشان می دهد که باید بار دیگر و در عرصه های سیاسی منطقه ای و بین المللی و همچنین نظامی، رویکردهای جدیدی را ایجاد کرد.
@Muhallel
مُحَلِّل
یکی دیگر از معادلاتی که ظهور آن اهمیت راهبردی دارد، پایان سکوت حزب الله به نقض آتش بس است، امری که ب
اکنون و با تثبیت این معادله نکات مهمی در خصوص وضعیت نبرد در جبهه لبنان وجود دارد که باید به آن ها توجه کرد:
۱. حزب الله با فرماندهی هوشمند میدانی خود، همزمان هم به پیشانی ارتش رژیم ضربه می زند و هم به نیروی پشتیبانی آن. هدف، تبدیل جغرافیای جنوب به باتلاق مرگ برای دشمن و انباشت هزینهها تا مرحله تسلیم استراتژیک است. کوری تاکتیکی و فلج عملیاتی ارتش دشمن باعث خواهد شد تا قدرت مانور و تثبیت مواضع برای دشمن غیر ممکن شده و سوالاتی در خصوص ادامه نبرد فوق در جنوب ایجاد شود. استفاده از تاکتیک ها و تسلیحات جدید، رزم نامتقارن جدیدی را در جبهه لبنان از سوی حزب الله ایجاد کرده است. بازگشت به تاکتیک های استشهادی دهه ۸۰ میلادی نیز بخشی از یک ماتریس جامع فشار است.
۲. کاتس در دوره آتش بس قبلی لبنان، معادله بیروت در برابر کریات شمونه را مطرح کرده بود. شیخ نعیم نیز روز گذشته اعلام کرد که وضعیت به پیش از ۲ مارس (تاریخ ورود حزب الله به درگیری رمضان) باز نخواهد گشت. اکنون معادله منطقه زرد در برابر منطقه زرد، شمال اراضی اشغالی در برابر شمال لیتانی و حیفا و تل آویو در قبال ضاحیه از سوی حزب الله پیگیری می شود. تداوم ناامنی و هدف گیری شمال اراضی اشغالی نیز تصویر پیروزی مطلقی که نتانیاهو در پی ساخت آن است را شدیدا زیر سوال برده است.
۳. یکی از دلایل تداوم نبرد از سوی حزب الله، ارتقای چارچوب درگیری، خصوصا در جبهه داخلی با مذاکرات دولت لبنان با رژیم صهیونیستی است. این وضعیت که برخی آن را به وضعیت سال ۱۹۸۳ تشبیه می کنند، باعث می شود که اولویت حزب دیگر سکوت سیاسی یا انداختن توپ در زمین دولت نباشد بلکه باید با تداوم نبرد و کسب برتری میدانی، کاری کرد که عامل تعیین کننده، میدان و حزب الله باشد و نه این مذاکرات کذایی و حتی در صورت مذاکرات نیز، موضع لبنان تقویت شود در جای که اکنون عربستان سعودی از یکسو به عون توصیه می کند بدون آتش بس جامع توافق نکند و به آمریکا فشار می آورد تا آتش بس جامع برقرار و بند آزادی عمل اسرائیل نیز حذف گردد.
۴. هر چند دورنمای کاخ سفید افزودن لبنان به توافق ابراهیم است، اما همه شاخصها نشان میدهد که تل آویو در این مرحله، به دنبال تداوم جنگ است اما با فشارهایی از سوی آمریکا مواجه است که آزادی عمل آن را به شدت تحت تاثیر قرار داده، امری که جز با اصرار جمهوری اسلامی ایران در پیوست لبنان به آتش بس ممکن نبود.
۵. تجربه نشان میدهد که بعید است رژیم این جنگ فرسایشی که را در مرحله فعلی به ضد او پیش میرود تحمل کند اما آنها برای برهم زدن کل روند و کسب آزادی عمل در لبنان نیز، باید تهاجم مجدد به ایران را در دستور کار قرار دهند زیرا عقیدهای در نهاد دشمن وجود دارد که اگر ایران را وارد مرحله "مبارزه برای بقا" کنیم، امکان پیشبرد راحتتر پروندههای منطقهای فراهم است، در صورتی که این مرحله رخ ندهد، آنها به دنبال افزایش هزینههای حزبالله خواهند بود.
@Muhallel
با توجه به گسیل ناوهای متعدد از سوی دشمن، احتمالاً آمریکا سعی خواهد کرد به دلیل آشکار شدن آسیب پذیری پایگاه های آن در کشورهای عربی، با ایجاد یک دژ در دریای عرب و اقیانوس هند، بخش زیادی از توان آتش خود در درگیری بعدی را از این مبداء شکل دهد. لذا در دور بعدی نبرد، اهمیت هدف گیری ناوگان دریایی دشمن اهمیت دو چندانی خواهد داشت. در این زمینه یمنیها نیز میتوانند نقش آفرینی داشته باشند.
@Muhallel
این بر ما آشکار است که کشور به طور کلی وضعیت اقتصادی مناسبی نداشته است چه، در کمتر از یک سال گذشته، سه جنگ ۱۲ روزه، دی و ۴۰ روزه را پشت سر گذاشته ایم و اساساً برای کشوری که شدیدترین تحریمهای جهانی بر آن حاکم است، تاب آوری اقتصادی کار سادهای نیست. با این حال، دشمن از اواخر همین جنگ، در مقطع فعلی و در دور احتمالی بعدی، تمرکز ویژهتری برای هدفگیری شریانهای اقتصادی و تنفس کشور داشته و دارد که هدف قرار دادن زیرساختهای صنعتی، مرزها، محاصره دریایی و تحریمهای جدید بخشی از این رویکرد است. البته در دل این بحرانها، فرصتهایی نیز وجود دارد اما نیاز به یک بسیج ملی برای فائق آمدن بر چالشهای اقتصادی آینده خواهیم داشت. نکته مهم این است که بهتر است آقای رئیس جمهور نیز در خصوص شرایط، دستاوردها و چالشهای آتی با مردم صحبت کنند زیرا نمیتوان انتظار داشت که بدون در میان گذاشتن واقعیتهای مثبت و منفی کشور با مردم، همراهی ۱۰۰ درصدی با تصمیمات بعدی صورت گیرد. از سوی دیگر، یکی از مهم ترین وظایف ما مردم در مقطع فعلی و خصوصا در روزهای آتی که روز به روز اهمیت آن افزایش خواهد یافت، صرفه جویی در مصرف حاملهای انرژی، خصوصا سوخت و برق است که میتواند در رژه های خودرویی نیز رعایت شود.
@Muhallel