۵. اما موضوع مهم دیگر نبود اجماع جهت برگشت به مرحله جنگ کامل از سوی طرفین درگیری به دلیل آسیبهای فعلی و البته ریسکهای بالای جنگ بعدی است. همین موضوع باعث می شود تا هر دو طرف تلاش کنند تا معادلات مدنظر خود را ولو با زد و خوردهایی اما قبل از رسیدن به جنگ کامل پیش ببرند. در کشور ما نیز، حل برخی موارد به معنای ورود به وضعیت کامل جنگی است. برای مثال، در موضوع محاصره دریایی، تلاش شده تا با اقدامات سیاسی و گاهاً نظامی، محاصره رفع شود اما دفاع چندلایه دشمن از سویی و ریسک ورود به جنگ پرشدت، این موضوع را همواره به تعویق انداخته است زیرا در کشور ما نیز یک اجماع ۱۰۰ درصد جهت بازگشت به گزینه جنگ وجود ندارد که در پست بعد توضیحاتی در این خصوص داده می شود:
@Muhallel
می توان گفت که در کشور ما تقریباً سه نظر و رویکرد پیرامون وضعیت وجود دارد:
۱. گروه اول عقیده دارند که ما در جنگ ۴۰ روزه توانستیم به یک پیروزی برسیم. با این حال اکنون شاهدیم که یک شرایط سخت و بحرانی اقتصادی در کشور وجود دارد، ضمن اینکه در جنگ بعدی که زدن زیرساختها نیز رخ می دهد، شرایط ما از داخل و خارج سخت تر شده و چه بسا نتوانیم دست برتری در جنگ و مذاکره داشته باشیم. از سویی، در شرایط فعلی نیز در آمریکا اجماعی برای جنگ کامل و جدید وجود ندارد و ما می توانیم با امتیازدهی، امتیازاتی بگیریم تا حداقل تنفسی صورت بگیرد.
۲. گروه دوم نگاه بدبینانهتری داشته اما برخی فرضیات گروه اول را قبول دارد و معتقد است که میتوان در عین حفظ آمادگی نظامی، مذاکرات را در شرایط فعلی به پیش برد، با این خط قرمز که اهرمهای اساسی ما حفظ شده اما امتیازات کم هزینه ای به طرف مقابل بدهیم تا امتیازات مشخصی نیز بگیریم. نهایتاً یا میتوانیم یک توافق خوب داشته باشیم در غیر این صورت با خرید زمان، فرصتی برای بازسازی در این مهلت یا مهلت ۶۰ روز خواهیم داشت.
۳. گروه سوم نیز معتقدند که تمام موارد مذاکراتی و توافق و ... حتی در صورت وقوع بیثمر بوده و در صورت عدم پذیرش همه خواستههای ما توسط طرف مقابل، ما نیز چاره ای جز بازگشت به جنگ نداریم و چه بسا باید این را زودتر آغاز کرد، ولو هزینه های زیادی که به طرفین درگیری وارد میگردد.
* طبیعی است که بسیاری از افراد نیز ترکیبی از نظرات فوق را داشته باشند. این دسته بندی، جهت درک بهتر دیدگاه ها بود.
@Muhallel
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج
ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج
یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
در بخشی از وصیتنامه تأملبرانگیز دانشمند و سردار شهید حسین جبل عاملیان آمده است که یکی از مهمترین عوامل عقبماندگی جوامع اسلامی در دوران معاصر، دوری از علم، تحقیق و ابتکار علمی در چند قرن اخیر بوده است. او با اشاره به آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (سوره رعد، آیه ۱۱) بر این باور است که تغییر سرنوشت ملتها در گرو تغییر خودباوری، اراده و نگاه آنان به علم و پیشرفت است. این شهید دانشمند در ادامه وصیتنامه خود، وابستگی علمی و صنعتی جوامع اسلامی را عامل اصلی سلطهپذیری ملتها دانسته و مینویسد: «وابستگی علمی و صنعتی و مصرفکننده بودن علم و فناوری در نهایت موجب وابستگی و تحت سلطه قرار گرفتن ملتها میشود.»
سردار حسین جبل عاملیان، ریاست مرکز آموزش و نوآوری دفاعی (سپند) بود که در جریان بمباران ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ جلسه شورای دفاع به درجه رفیع شهادت نائل آمد. گفتنی است پس از شهید دکتر فخری زاده، سردار شهید رضا مظفری نیا به ریاست سپند منصوب شدند که پس از چندین تلاش ناموفق جهت ترور ایشان در جنگ ۱۲ روزه، دکتر جبل عاملیان این سمت حساس را عهده دار شدند.
میان سرویس های اطلاعاتی آمریکا(و رژیم) و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، همواره این دعوا وجود داشته و دارد که سازمان سیا و موساد، پیش از شروع هر دور از کمپینهای جنگی(نه فقط جنگ نظامی) خود علیه ایران، وعده سقوط نظام یا تسلیم ایران را به کشورهای عربی داده و در ازای آن، همکاری های همه جانبه ای می خواهند، هر چند برخی از این کشورها عملا خود را به خواب زده اند و با وجود گلایه ها، باز هم هر چه بیشتر از قبل خود را وارد باتلاق می کنند. حال سوالی که پیش میآید این است که روی میز گذاشتن مجدد کارت عادی سازی توسط ترامپ، آیا با هدف فرار رو به جلو پس از شکست در وعده سقوط ایران نیست؟ و آیا سرویسهای عربی قصد درس گیری از ارزیابیهای غلط قبلی را ندارند؟
@Mohallell