میان سرویس های اطلاعاتی آمریکا(و رژیم) و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، همواره این دعوا وجود داشته و دارد که سازمان سیا و موساد، پیش از شروع هر دور از کمپینهای جنگی(نه فقط جنگ نظامی) خود علیه ایران، وعده سقوط نظام یا تسلیم ایران را به کشورهای عربی داده و در ازای آن، همکاری های همه جانبه ای می خواهند، هر چند برخی از این کشورها عملا خود را به خواب زده اند و با وجود گلایه ها، باز هم هر چه بیشتر از قبل خود را وارد باتلاق می کنند. حال سوالی که پیش میآید این است که روی میز گذاشتن مجدد کارت عادی سازی توسط ترامپ، آیا با هدف فرار رو به جلو پس از شکست در وعده سقوط ایران نیست؟ و آیا سرویسهای عربی قصد درس گیری از ارزیابیهای غلط قبلی را ندارند؟
@Muhallel
هر گونه اِسناد و اِمداد به مقاومت اسلامی لبنان، مستلزم تاثیرگذاری از بالا به پایین و یا از پایین به بالاست. در رویکرد اول، یا کاخ سفید و یا سطح سیاسی رژیم صهیونیستی باید متقاعد یا مجبور شوند که عملیات خود را کاهش داده یا متوقف کنند و در رویکرد دوم، نیروی هوایی به عنوان قوه آتش اصلی و یا نیروی زمینی به عنوان پیکان حملات، باید عقب رانده شوند. بنابراین چه با توافق سیاسی و چه با شلیک موشک و پهپاد از ایران و عراق و یمن(به عنوان دو گزینه همیشگی بر روی میز ما)، ابتدا باید هدف و حوزه تاثیر مدنظر خود را مشخص کنیم و سپس دو ابزار فوق یا ابزارهای خلاقانه دیگر را به شکل هدفمند به کار گیریم در غیر این صورت حتی در صورت استفاده از آنها نیز، ابزارها کارکرد خود را از دست میدهند.
@Muhallel
مُحَلِّل
هر گونه اِسناد و اِمداد به مقاومت اسلامی لبنان، مستلزم تاثیرگذاری از بالا به پایین و یا از پایین به
در موضوع تنبیه رژیم صهیونیستی، دو دیدگاه عمده وجود دارد:
دیدگاه اول بر این عقیده است که باید مستقیماً رژیم صهیونیستی را هدف قرار داد تا پاسخی به اقدامات آنها باشد و این، فرصتی برای جداسازی آمریکا و اسرائیل در میدان خواهد بود.
دیدگاه دوم اما بر این عقیده است که هدف گیری مستقیم رژیم در این مرحله تاثیر چندانی نداشته و به جای آن، هدف گیری نیابتیهای رژیم در منطقه و در راس آن امارات به عنوان یکی از بازوان اقتصادی اسرائیل، هم تاثیر مستقیمی بر تل آویو خواهد گذاشت و هم با توجه به فاصله و سایر مسائل عملیاتی، امکان هدفگیری سریعتر، دقیقتر و در نتیجه موثرتر آنها نسبت به رژیم وجود دارد.
✍🏻 نگارنده معتقد است که باید رویکردی ترکیبی میان اضلاع مقاومت با توجه به چارت عملیات رژیم اتخاذ کرد، مضاف بر اینکه هر گونه حمله مستقیم به اسرائیل نیز حداقل باید شامل از دور خارج شدن پایگاه هوایی رامات دیوید باشد تا بتوان گفت که تاثیرمحور بوده است.
@Muhallel
تحلیلهای متفاوتی را میتوان در خصوص مقاله اداره تاثیرگذاری موساد ارائه داد اما این مقاله، نوکی از کوه یخ جنگ نسل پنجم را افشا کرده که با شدت هر چه تمامتر جریان دارد. به طور کلی این موضوع برای ما دو درس کلیدی دارد:
۱. لزوم ادغام اطلاعات شناختی در معماری اطلاعاتی: ما طور کلی هفت رشته یا روش اصلی در جمع آوری داریم شامل: اطلاعات انسانی (HUMINT)، اطلاعات سیگنالی (SIGINT)، اطلاعات تصویری (IMINT)، اطلاعات اندازهگیری و امضا (MASINT)، اطلاعات منبع باز (OSINT)، اطلاعات مکانی (GEOINT) و اطلاعات فنی (TECHINT). با این حال با توجه به محدودیتهای همه روشهای فوق به نظر لازم است تا هشتمین عرصه جدید یعنی اطلاعات شناختی نیز وارد عرصه شود. گسترش تصاعدی اطلاعات دیجیتال در ترکیب با هدفگیری و بهرهبرداری عمدی از آسیبپذیریهای فرآیند ادراکی و شناختی دشمن، اکنون شکلدهی، ایجاد اختلال و تسلط دقیق بر فرآیندهای تصمیمگیری را در مقیاس وسیع امکانپذیر میسازد. روشهای موجود، اگرچه در حوزههای مربوطه خود مؤثر هستند، اما فاقد قابلیتهای لازم برای عملکرد قاطع در فضای نبرد شناختی میباشند که این امر یک شکاف حیاتی در قابلیتهای توزیع نیرو، نفوذ و قطعیت استراتژیک در جنگهای نسل پنجم ایجاد میکند.
۲. توسعه ضرباتِ ادراکیِ غافلگیرکنندهیِ هم افزا مبتنی بر آسیب پذیری های بومی حریف با بهره برداری از بیگ دیتای جامعه هدف که به دلیل روندهای اطلاعاتی متراکم، الگوریتم پذیر و کنش سایبرنتیک، امکان کاهش خطا در سنجش و طراحی الگوریتمهای سیال شناخت، پردازش و پیشبینی وجود دارد. به طور طبیعی سعی واحدهای جدید؟ چه در موساد و چه در آمان، طراحی بسترهای فناورانه تبادل اطلاعات و بیگ دیتا در جامعه هدف(ما) است. در سال های اخیر، تلاشهای جدی در کشور ما در این حوزه صورت گرفته که حنظله یک نمونه برتر آن است.
@Muhallel
ضاحیه جنوبی بیروت برای رژیم صهیونیستی یک موضوع کاملاً اطلاعاتی بوده است. حملات موثر آنها نیز وقتی رخ می داد که اطلاعات فوری و حیاتی از یک هدف حساس مخابره شده و آنها بدون هشدار قبلی ولو با فریب اقدام به حذف آن کنند که نقطه اوج آن در مورد ترور حاج محسن فواد شکر بود. با این حال، بنا به اعتراف خود رژیم، حزبالله با تجربه گیری از نبردهای اخیر، در یک طرح پراکندگی، بسیاری از مقرهای فرماندهی و کنترل خود را از ضاحیه به سایر نقاط بیروت و لبنان پراکنده کرده است، هر چند این نیز به معنای صفر حضور در ضاحیه هم نیست و ما آخرین بار شاهد ترور احمد بلوط در حاره حریک بودیم. به همین دلیل بود که صبح امروز نتانیاهو و کاتس در بیانیهای عمومی دستور حملات به ضاحیه را صادر کردند، این بیانیه که با هدف علنیسازی جنگ ارادهها و با یک کارکرد سیاسی داخلی همراه بود، تبدیل به بومرنگ شده و با ضربالاجل و مشاهده اراده شلیک از سوی ایران، بر ضد آنها عمل کرد. ضاحیه اینبار با نقشی نمادینتر و موضوعی حیثیتیتر برای طرفین عمل خواهد کرد و ما نیز باید مراقب باشیم که این نه تبدیل به دام حفاظتی شود و نه تبدیل به یک خط جهت مدیریت آستانه تحمل ما.
@Muhallel
مُحَلِّل
در موضوع تنبیه رژیم صهیونیستی، دو دیدگاه عمده وجود دارد: دیدگاه اول بر این عقیده است که باید مستقیم
جمهوری اسلامی ایران روز دوشنبه به طور رسمی به میانجیگران اطلاع داد که در صورت هدفگیری بیروت توسط رژیم صهیونیستی، پایگاه هوایی رامات دیوید در شمال و یک پایگاه مهم دیگر رژیم صهیونیستی در جنوب اراضی اشغالی را به صورت متمرکز هدف رگبار موشکی خود قرار خواهد داد. با مشاهده اراده شلیک از سوی ایران، دشمن نیز توسعه آتش خود را متوقف کرد. پس از آتش بس، تا کنون ایران با صرف تهدید و نمایش اراده خود، توانسته سه بار دشمن را وادار به عقب نشینی کند.
@Muhallel
این روزها میان سنتکام / سیا و ارتش رژیم / موساد رایزنیهای عملیاتی پیرامون انطباق چارتهای عملیاتی طرفین وجود دارد. در این خصوص آنها به دنبال سازوکارهایی هستند که اطلاعات جمع آوری شده از هر طرف در یک مرکز ادغام شود و هواپیماهای طرفین نیز بدون محدودیت خاصی حتی به جای یکدیگر عملیات کنند، برای مثال جنگنده های رژیم بتوانند آزادانه از پایگاه های آمریکا در منطقه استفاده کرده و در استفاده از تسلیحات آمریکایی بدون مانع شوند. بدین وسیله آنها در اصل به دنبال ادغام و فشرده سازی kill chain خود (زنجیره کشف - تصمیم گیری - انهدام) هستند. پیمانکار فنی این پروژه نیز شرکت البیت سیستم است. در تحلیل این خبر، باید گفت که آمریکا، فرایند ادغام و حضور مستقیم خود جهت تامین امنیت رژیم را ادامه می دهد. حفظ کمربند و افزایش ضریب امنیتی اسرائیل تبدیل به اولویت اول پنتاگون شده، اگر ۲ سال کشتار بیپایان در غزه و لبنان و سپس زدن ایست بازرسیها، کلانتریها و پایگاههای بسیج در ایران نتوانست این کمربند و ضریب امنیتی رژیم را تقویت کند، اکنون نیز اقداماتی از این دست یا دپوی ۶ ماهه سوخت رسان های آمریکایی در بن گورین همگی نمیتواند معضل راهبردی امنیتی اسرائیل را حل کند زیرا هستی شناسی امنیتی رژیم دچار پارادوکس است. مقاومت نیز با تغییرات محیط نیز سازگار است. هر چه حریف بزرگتر شود، در برابر اقدامات کوچک آسیب پذیرتر میشود.
@Mohallell
موضوعات حساس و مهمی در خصوص وضعیت فعلی عراق وجود دارد که باید مفصلاً در خصوص آن صحبت کرد اما فقط برای مقدمه میتوان گفت که قرار دادن دولت فرومانده و وابسته علی الزیدی مقدمه خلع سلاح، خلع سلاح مقدمه تطبیع، قطع اتصال اقتصادی ایران و عراق و ترور رهبران مقاومت است. از این رو، در یک ارزیابی جدید، این احتمال مطرح شده که با توجه به کلان پروژه آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحمیل معادلات در میدان جهت فرسایش، فریز یا انهدام اهرمهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران تا پیش از یک توافق(جهت تسلیم ایران) یا جنگ، آمریکا و رژیم در این مقطع و یا در ابتدای جنگ بعدی، روی به ترور رهبران فصائل مقاومت که حاضر به خلع سلاح نیستند (همچون ابوحسین، ابوآلا، شیخ اکرم، ابوفدک و...) و یا بمباران ذخایر تسلیحاتی راهبردی مقاومت عراق بیاورند. جمهوری اسلامی ایران تمرکز راهبردی خود را بر جنگ احتمالی بعدی گذاشته، جایی که در آن جنگ مقاومت عراق فراتر از شلیک به پایگاهها، در نقش گیم چنجر، میتواند معادلات ژئوپلتیکی و امنیتی منطقه و داخلی عراق را دگرگون سازد.
@Muhallel