ارزیابی تحلیل انتخاباتی رفتارهای رژیم صهیونیستی
🔹از ابتدای سال ۱۳۹۷ دو روند آغاز شد:
۱. جدیتر شدن زد و خوردهای نیمه سخت و سخت مجموعه محور مقاومت با محور آمریکایی - صهیونیستی که نماد تام آن، حملات پیاپی و شبانه رژیم به پایگاههای ارتش سوری و مقاومت در سوریه بود.
۲. ورود رژیم اشغالگر قدس به یک نوع بحران سیاسی که باعث شد در حدود سه سال، پنج انتخابات برگزار شود.
🔸 این همزمانی، باعث تولد و یا رشد پایهای تحلیلی در سطح خبرگان محور گردد، با این پایه و مضمون که "به دلیل بحران سیاسی موجود در اراضی اشغالی و خصوصاً وضعیت ناپایدار نتانیاهو، وی با تنشزایی در منطقه، تلاش خواهد کرد تا بحرانهای داخلی را به سطح منطقهای توسعه دهد".
🔹 در آن دوره، تجویزی که از این صورتبندی تحلیلی خارج میشد، این بود که "به همین دلیل ما باید با صبر استراتژیک و عدم پاسخ مستقیم به دشمن صهیونی در میدان سوریه، اولاً گروههای مقاومت را با اولویت فلسطین تقویت کنیم و ثانیاً با تعمیق بحرانهای سیاسی و اجتماعی رژیم، مترصد فرصتی برای استفاده باشیم. بدین ترتیب با انتقال درگیری به درون اراضی اشغالی با استفاده از ظرفیت گروههای فلسطینی خصوصا جهاد اسلامی در کرانه باختری و غزه، هم میدان نبرد را تعیین کردهایم و هم مشکلات داخلی رژیم را تقویت میکنیم، در صورت جنگ مستقیم، نتانیاهو میتواند پایگاه راست افراطی را تقویت کرده و در قدرت بماند و ما نباید در زمین راستها بازی کنیم".
🔻 این استراتژی که طراح آن شخص حاج قاسم بود با این جمله معروف ایشان همراه بود که "نتانیاهو بعضاً پایگاههای سوخته ما را میزند اما من شهرکهای او را میزنم".
🔹 این وضعیت، در آن زمان باعث شد که رژیم به طور پیاپی در آوریل ۲۰۱۹، سپتامبر ۲۰۱۹، مارس ۲۰۲۰، مارس ۲۰۲۱ و نوامبر ۲۰۲۲ انتخاباتهایی را برگزار کند.
🔸 پس از شهادت حاج قاسم، علیرغم اقدامات خصمانه رژیم در منطقه خاکستری، تقریبا همین تحلیل جاری و ساری بود که تا حدی بر تصمیم پاسخ به ترور شهید فخری زاده نیز تاثیرگذار بود. در نهایت با وقوع عملیات سیفالقدس و اولین تجلی وحدت ساحات، شاهد موفقیت راهبردی محور مقاومت بودیم.
🔹با این حال با وقوع عملیات طوفانالاقصی و جهش جنگ طرفین از مرحله عادی به مرحله وجودی، همچنان شاهدیم که تحلیل انتخاباتی در فضای نخبگانی و رسانهای کشور جریان دارد. اما اینبار تجویز خاصی رخ نداده و صرفا گفته میشود اقدامات اسرائیل (برای مثال در لبنان یا سوریه) با اهداف انتخاباتی نتانیاهو صورت میگیرد.
🔻اما به این نوع تحلیل نکاتی وارد است:
۱. صدالبته، متغیرهای انتخاباتی، یک اصل مهم هستند که تصمیمگیران طرف مقابل نیز بر پایه آنها تحلیل میکنند بنابراین باید نسبت به آنها توجه داشت و این به معنای کنار گذاشتن این متغیر نیست.
۲. با این حال در حالی که مدل جنگ، وجودی است، متغیرهای انتخاباتی یا به اولویتی پایینتر تقلیل مییابند و یا اساساً باید آنها را در همان پازل جنگ موجودیتی تحلیل کرد.
۳. در این مرحله تجویز از اهمیت بالایی برخوردار است. برای مثال گفته شد که در دوره قبلی تجویز طراحان آن زمان چه بود اما اکنون تجویزی که صورت میگیرد. چیست؟ میبینیم که غالبا راه حلی وجود ندارد و بیشتر این موضوع به عنوان یک خط رسانهای داخلی کار میشود، چه، اصل عملیات رسانهای این موضوع نیز در حوزه حریف جای دارد.
۴. توجه به این نکته مهم است که در تمام انتخاباتهای گفته شده، نتانیاهو دقیقا پس از عملیات سیفالقدس در سال ۱۴۰۰ که با پیروزی مقاومت همراه بود سقوط کرد. پس از آن نیز با روی کار آمدن بنت - لاپید نیز سقوط آنها دقیقا پس از تشدید اقدامات گروههای فلسطینی در اراضی اشغالی بود.
۵. این تجاربیات و توجه به این نکته که متغیر انتخاباتی با وجودی بودن جنگ گره خورده و این را میشود از افکارسنجی و نظرسنجیهای مختلف از رژیم متوجه شد، اساساً باید تجویزهای متفاوتی برای وضعیت خلق کرد.
@Muhallel
مُحَلِّل
ششم. از نظر دشمن، تکمیل ۵ محور بالا، همان وضعیت یعنی گذر زمان به سود خود و به ضرر ما را محقق می سازد
میتوانیم روند هفته گذشته تا کنون را با این الگو تحلیل کنیم:
ابتدا ژنرال عاصم منیر اولتیماتومی تهدیدآمیز از سوی آمریکا را به تهران منتقل میکند(محتوا این است که ایران باید تنگه و هستهای را یکجا بدهد وگرنه چنین و چنان میکنیم)، آمریکا در دو شب حملاتی در جنوب را اجرا کرده که از آن به عنوان "چمن زنی" یاد شده و سپس معادله نفتکش در برابر نفتکش را طرح و اجرا میکند. ایران با رد پیام آمریکا، پاسخهای سنگین در اردن، کویت، اربیل و تنگه هرمز را اجرا، لحنی تهاجمی تر در رسانه به خود گرفته و در برابر ناوگان دریایی آمریکا نیز تغییر رویه میدهد. روندی که مجموعاً خود را در نزدیک شدن نفت به کانال ۱۰۰ دلاری نشان داده است. پس چه رخ میدهد؟ آمریکا مجدداً با ارسال واسطه قطری و احتمالا وزیر کشور پاکستان و سایر تبادلات دیپلماتیک، طرح جدیدی مبنی بر باز کردن هرمز و ادامه مذاکرات ترتیب میدهد.
به نظر طرح و برنامه دشمن کاملاً روشن است. تیم وزارت خارجه اما معتقد است که به دلیل انتخابات، میتوان توافقی با آمریکا صورت داد و نتانیاهو را که آن هم به دلیل انتخابات اینبار به دنبال تشدید است شکست داد. مسئله، وجود فرصتها و نحوه استفاده از آنهاست، گروهی که معتقدند با آمریکا توافق کنیم تا نتانیاهو شکست بخورد و یک ضلع دیوانگان کنار میرود و گروهی که معتقدند آمریکا به دنبال خرید زمان، فرسایش ما و تجدید قوای خود تا انتخابات و سپس یورش تمام عیار است.
@Muhallel
دو پایه استراتژی آمریکا در موقعیت فعلی:
۱. افزایش هزینه ادامه تقابل برای جمهوری اسلامی ایران از حیث اقتصادی
و ۲. کاهش توان جمهوری اسلامی ایران برای تحمیل هزینه به آمریکا و رژیم از حیث نظامی است.
در این زمینه، نقش برآوردهای اطلاعاتی سرویسهای متخاصم از اهمیت زیادی برخوردار است، در جایی که گروهی از کارشناسان اطلاعاتی حریف با ارائه گزارشاتی در خصوص پایان تولید صنایع دفاعی در ایران در ضربات دو جنگ اخیر، خصوصا صنایع موشکی، هم به دنبال دستاوردسازی برای تجویزهای قبلی خود هستند و هم با ضعیفنمایی ایران، به دنبال تحریک تصمیمگیرندگان برای تداوم و توسعه جنگ هستند. از این رو، نمایش قدرت در عرصههای خاص، میزهای محاسباتی دشمن را مغشوش خواهد کرد.
@Muhallel
در آستانه سومین سالگرد عملیات ۷ اکتبر؛
🇵🇸 محاسبات طوفان
روایتی از دل میدان از بحثها، مکاتبات، ارزیابیها، محاسبات، طراحیها و تصمیمگیریهایی که همگی ختم به ۱۵ مهر ۱۴۰۲ شد:
۱. ایده اصلی طوفان از کجا آمد؟
۲. نقش ایران و حزب الله و سایر اضلاع محور غیر از حماس در طراحیهای قبل از عملیات چه بود؟
۳. طراحان عملیات چه کسانی بودند و دقیقاً چه اهدافی در سر داشتند؟
۴. طراحی اصلی عملیات و سناریوهای جایگزین چه بود؟
و پاسخگویی به چندین سوال رایج دیگر که احتمالاً بسیاری از ارزیابیها، سوالات و قضاوتها در خصوص ۷ اکتبر را دگرگون خواهد کرد.
بزودی...
@Muhallel
اصل ماجرا زمانی آغاز شد که انبوهی از دادههای غیرقابل انکار به صنعا رسید، داده هایی که نشان می داد عربستان سعودی با هماهنگی آمریکا و بریتانیا در تدارک یک نبرد گسترده با عنوان «تامین امنیت ناوبری بین المللی در دریای سرخ» با هدف ایجاد فضای گسترده برای آمریکا جهت تلاش برای اعمال نفوذ خود در باب المندب و همچنین هموار کردن راه برای رفع اهرم باب المندب علیه عربستان سعودی با شعله ور کردن درگیری در ساحل غربی و رسیدن از جنوب به شمال شهر حدیده را است. در آن زمان این تحلیل جاری بود که آمریکایی که خود نتوانسته در هرمز و باب المندب دستاوردی کسب کند، اینبار با ابزار عربستان سعودی که عملا از ابتدای سال ۲۰۲۶ در استان های غیر کنترل انصارالله برتری را نسبت به امارات به دست آورده و عملا امارات را از معادلات کنار زده است، قصد تسلط دارد. در واقع سعودی قصد داشت با این عملیات، همزمان با یک تیر، چند نشان بزند:
اول. تسریع اجرای طرح آمریکایی - بریتانیایی کنترل باب المندب و دریای سرخ که از حدود دو سال پیش و پس از ورود یمن به جبهه اسناد غزه، بحث ها بر سر آن آغاز شده بود. این عملیات در آخرین دیدار بن سلمان و برد کوپر نیز بحث شده بود.
دوم. بهبود موضع مذاکراتی سعودی در برابر صنعا با تبدیل درگیری سعودی - یمنی به یمنی - یمنی از طریق شعله ور کردن جبهات داخلی به عنوان یکی از معدود کارت های باقی مانده ریاض در پرونده یمن.
سوم. تحمیل اراده سیاسی ریاض بر جناح های نظامی یمن که بسیاری از آنها برای سالیان تحت کنترل امارات بودند و اکنون به اجبار یا اختیار، در کنار سعودی قرار گرفته بودند با ایجاد اتحاد در میان آنان. / ۱
@Muhallel
مُحَلِّل
اصل ماجرا زمانی آغاز شد که انبوهی از دادههای غیرقابل انکار به صنعا رسید، داده هایی که نشان می داد ع
بنابراین از ماه ها قبل، حتی پیش از آغاز عملیات محاصره شکنی یمنی از مراسم تشییع امام شهید، تحرکات سعودی آغاز شده بود. سعودی ها به دنبال شعله ور کردن سه جبهه بودند: جوف، مارب و ساحل غربی. البته آنها در جوف و مارب چالش مهمی داشتند که آن ممانعت گروه های جنوبی از شرکت در نبردی در شمال بود که خود تبدیل به شکافی در میان سعودی و مزدوران شد. لذا سعودی با انتقال نیروهای شرقی به شمال و تغییر محور نبرد به ساحل غربی، به این چالش پاسخ دادند.
اکنون همه نشانه ها حاکی از عملیاتی قریب الوقوع همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی بر صنعا داشت بنابراین بزودی انصارالله سه عملیات را با هدف تحمیل سه معادله آغاز کرد:
1️⃣محاصره در برابر محاصره: با محاصره دریایی عربستان سعودی در باب المندب، از جنوب تا شمال دریای سرخ.
2️⃣آغاز یک عملیات پیش دستانه نظارت، ردیابی و هدف گیری مستمر هر نوع بسیج نیرو یا لجستیک مزدوران در هر کجا از شرق تا غرب یمن.
3️⃣ بازدارندگی و پاسخ مستقیم با هدف قرار دادن پایگاه های نظامی، فرودگاه ها و تاسیسات آرامکو در جنوب عربستان سعودی در پاسخ به برخی حملات سعودی و یا نقض حریم هوایی یمن. / ۲
@Muhallel
مُحَلِّل
بنابراین از ماه ها قبل، حتی پیش از آغاز عملیات محاصره شکنی یمنی از مراسم تشییع امام شهید، تحرکات سعو
عملیات های اولی و سومی حدود چهار هفته در شیبی نسبتا ثابت ادامه پیدا کرد. با این حال، برنامه ریزان نظامی انصارالله، قصد داشتند که از ابتدای هفته قبل (۷ شهریور) با تصاعدی جهشی در هدف گیری عمق عربستان سعودی، ریاض را وادار به اقدامی کنند. خواسته های فوری صنعا نیز مشخص بود و هست:
۱. لفو محاصره هوایی و دریایی یمن
۲. پرداخت حقوق کارمندان
۳. آزادی همه در برابر همه زندانیان
۴. بازگشایی جاده های میان استان ها
۵. خروج سعودی از کل یمن
۶. قطع بودجه و حمایت از مزدوران
با این حال، سعودی ها در تمام این مدت، سعی می کردند که با انکار تاثیر حملات از زیر بار تعهدات شانه خالی کرده، به دنبال فعال سازی کارت های داخلی و البته فعال سازی میانجی گران باشند. پس با این درک در سعودی که تشدید یمنی نزدیک است، مجددا مجموعه ای از میانجی گران از مصر و ترکیه تا چین و در راس آن عمان فعال شدند و صنعا تصمیم گرفت، دو روز پیش از سفر سلطان هیثم به جده، آخرین فرصت را به سعودی داده و مرحله دوم عملیات خود را اجرا نکند. در پرانتز، حزب اصلاح در استان مارب نیز با ترس از سقوط این شهر، دست به دامان میانجی گری حماس شد، حتی نامه ای از دفتر خلیل الحیه به صنعا رسید. با این حال اما این نیز فایده ای نداشت و سعودی ها از این فرصت جهت تقویت مزدوران از یکسو و خرید زمان و عدم انجام هیچ کاری بهره بردند. / ۳
@Muhallel
مُحَلِّل
عملیات های اولی و سومی حدود چهار هفته در شیبی نسبتا ثابت ادامه پیدا کرد. با این حال، برنامه ریزان نظ
اما در صحنه میدانی، شاید بتوان گفت که یکی از اصلی ترین دلایلی که باعث پیشروی های فوق العاده یمنی ها در جبهات شده، عملیات پیشگیرانه ای است که یمنی ها از حدود ۴ هفته پیش به طور مداوم اجرا کرده و با هدف قرار دادن مراکز فرماندهی و اتاق های عملیات، ذخایر تدارکاتی و انبارهای لجستیک دشمن را به شدت تضعیف کردند. نکته مهم اینجاست که این رخداد، جز با اشراف اطلاعاتی فوق العاده انصارالله رخ نمی داد، جایی که بسیاری از مواضع تازه تاسیس یا انبارهای مخفی و محرمانه مزدوران منهدم گردید، امری که سعودی ها را شگفت زده و وادار به آغاز بررسیهای ویژه و همچنین تخلیه تمام مقرهای جنوبی کرد.
برخی نیز می گویند که نقش امارات و یا نیروهای همچنان وابسته به امارات در این قضیه جدی است و آنها با این کار، به دنبال انتقام گیری و زدودن تسلط سعودی هستند، با این حال قدرت اطلاعاتی انصارالله تحت فرماندهی آقای ابوعلی الحاکم (حفظه الله) امری غیرقابل انکار است که خود را در این سالها به خوبی نشان داده.
در همین مدت و با انهدام بسیاری از زاغه های مهمات مزدوران که باعث کمبود سلاح در برخی محورها شد، سعودی با ارسال سه کشتی سلاح به بندر مخاء در صدد جبران برآمد که هر سه کشتی با رسیدن به بندر هدف قرار می گرفتند. قضیه انهدام کامیون ها در الودیعه و العبر نیز همین بود. / ۴
@Muhallel
مُحَلِّل
اما در صحنه میدانی، شاید بتوان گفت که یکی از اصلی ترین دلایلی که باعث پیشروی های فوق العاده یمنی ها
روز ۱۲ شهریور، اطلاعاتی به نیروهای انصارالله می رسد که تیپ نصر از مزدوران سعودی، قصد آغاز حمله ای در تعز را دارد، امری که باز هم به عملیات پیش دستانه انصارالله، آغاز درگیری ها در ۴ محور و سقوط دومینووار مناطق می انجامد.
در طول این چند روز، سعودی ها تلاش کردند با توسعه حملات به نقاط مختلف یمن از هوا و وعده های حمایتی افسران سعودی از زمین، جبهات مختلف خصوصا بیضا، ضالع و جوف را فعال کنند تا تمرکز نیروهای انصارالله منحرف و پخش گردد اما به قول خود یمنی ها، سعودی ها پیش از این ۵۲ محور را فعال کرده بودند که نتیجه ای جز پیشروی بیشتر انصارالله نداشت.
در این میان، سعودی با بهره گیری از شبکه رسانه ای خود تلاش می کرد تا با برجسته سازی تصاویر کاروان های خودرویی مزدوران و همچنین تسلط بر برخی مناطق غیر مهم و یا مناطقی که از قبل در اختیار آنها بود! نوعی پیروزی نمایی کرده و حس تحقیر و شکست ناشی از پیشروی های انصار را جبران کنند، امری که متاسفانه به طرز عجیبی در داخل ایران نیز ضریب گرفت و برخی بدون توجه به تجربیات گذشته در خود یمن، جزئیات پرونده فعلی و همچنین تفاوت های ماهوی و عملی یمن با سوریه، بگویند که سرنوشت صنعا مانند دمشق خواهد بود، داستان پردازی که به زودی با پیشروی های برق آسای انصارالله و آزادسازی جزایر و ساحل غربی به کلی این روایات را نابود کند. / ۵
@Muhallel