مُحَلِّل
پیش از جنگ ۱۲ روزه، برآورد غالب از کیفیت حمله دشمن، یک تهاجم هوایی کلاسیک به تاسیسات هسته ای بود. پی
این روزها یکی از غالبترین سناریوها در خصوص نوع حمله دشمن این است که دشمن یک حمله سنگین را به کوه کلنگ ترتیب داده و سپس با اعلام مختومه شدن پرونده هستهای ایران، اعلام پیروزی کرده و ترامپ به سایر پروندهها رسیدگی کند. این تحلیل، بر دو پایه استوار است:
۱. مشکلات داخلی آمریکا و انتخابات، به عبارتی معتقدین به این سناریو بر این باورند که اگر آمریکا قبل از انتخابات به دنبال حمله باشد، این شیوه را پیاده کرده و حالا می تواند بعد از انتخابات نیز تهاجم گسترده تری را دنبال کند. با این حال به جز انتخابات، تحلیلگران، سایر مشکلات آمریکا را دلیلی بر اجرای آن میدانند.
۲. دومین پایه بر پیامهایی استوار است که گفته شده آمریکا ارسال کرده و در آن خواستار حمله به کلنگ بدون پاسخ ایران و بسته شدن پرونده جنگ شده که از سوی تهران رد شده است.
نگارنده این طرح را رد نمی کند زیرا ما نیاز داریم که به مثابه یک سناریو برای آن نیز آماده باشیم اما در مقام تحلیل سناریو، باید به نکاتی توجه کرد. / ۲
@Muhallel
مُحَلِّل
این روزها یکی از غالبترین سناریوها در خصوص نوع حمله دشمن این است که دشمن یک حمله سنگین را به کوه کل
۱. دلیل ارسال این حجم از تسلیحات و رایزنیهای گسترده در محور غربی - عبری - عربی چیست؟ آیا اگر آمریکا صرفاً به دنبال زدن کرکس و سپس عقب نشینی بود نیاز به ارسال این حجم از تسلیحات آفندی و پدافندی از یکسو، و رایزنیهای سیاسی، نظامی و امنیتی(از جمله دو جلسه آلمان و امارات) داشت؟ این فرضیه که این ها برای ارعاب مسئولان ایرانی است هم تقریبا سوخته است چون تجربه نشان داده نه کشور از ترس ناوهواپیمابر تسلیم می شود و نه ترامپ وقتی دست به مهره می شود با آن ها بازی نمی کند.
۲. تقلیل هدف حمله به پرونده هستهای اشتباه است. بدیهی است که اجرای یک حمله صرف به کرکس ضرر راهبردی برای ما ندارد و ما با سایر اهرم ها در منطقه، تنگهها و موشکی به دشمن پاسخ میدهیم. آیا آمریکا و اسرائیل پس از صرف این همه زمان، حمله ای به ایران می کند که در آن موضوعاتی تنگه هرمز، موشکی و حتی منطقه تعیین تکلیف نمی شود؟
۳. تقریبا مشخص است که نظرات رژیم صهیونیستی تاثیر چشمگیری بر پروپوزال عملیاتی حمله خواهد داشت. این نیز سخت نیست که بدانیم جدیدترین نظر اصلی و اساسی حاکم بر سرزمینهای اشغالی جهت "نابودی ایران" حمله به زیرساختهای حیاتی و انرژی کشور است. در این باره قبلا به طور مبسوط توضیح دادیم. زیرا حتی پلن B دشمن یعنی زمین سوخته کردن ایران بطوریکه تحرک خارجی کشور گرفته شود هم از رهگذر زیرساخت زنی میگذرد. در صورت تهاجم به زیرساختها، دامنه جنگ محدود خواهند ماند؟ پاسخ ایران مشخصاً به آتش کشیدن زیرساختهای منطقه است پس آیا رایزنیهای گسترده اخیر اعراب با دشمن و پالسهای مثبتی که در خصوص حمله به ایران و حمایت از آن میفرستند نمی تواند به معنای پذیرش هزینهها باشد؟
۴. در راستای مورد سوم، البته این نظریه در محاسبات دشمن وجود دارد که ترکیب زدن زیرساختها با ترور رئوس به همراه یک پیوست زمینی میتواند به سرعت باعث فروپاشی یا تسلیم تهران شود. به نظر میرسد این برآورد نیز مشابه برآورد اصابت اولین موشک به تهران و شورش مردمی و یا ترور رهبر معظم انقلاب و شورش مردمی(در جنگ های ۱۲ و ۴۰ روزه) است.
۵. بنابراین بدیهی است که ممکن است دشمن یکبار دیگر بخواهد و همچنین این محاسبه و برآورد را داشته باشد که با یک عملیات پر شدت و مستمر ۳ تا ۵ روزه به اهداف اساسی دست مییابد اما مشخصاً زمان اتمام، بستگی زیادی به ما دارد، چه از حیث پایداری ساختاری و تاب آوری ملی و چه از حیث تعیین گستره زمانی و مکانی و کیفی و کمی پاسخی که بتواند نظم ساز و از حیث راهبردی هم تاثیرمحور باشد. / پایان
@Muhallel
هدایت شده از مرتضی سیمیاری/ راوی فتح
#تحلیلـروز
🛑 آقای عبدالحمید، ترور یک انتقام نیست!
روز گذشته مولوی عبدالحمید در بخشی از نماز جمعه که در وبسایت ایشان نیز منتشر شده «ترور» را «انتقام» خوانده و به جای محکومیت جنایات اخیر گروهک تروریستی جیشالظلم در استان (بهویژه به شهادت رساندن دو زن) نقش تروریستها را در سطح دزدانی قاتل تنزل داده است. وی بههمین بسنده نکرده ترور را انتقام خوانده و از تروریستها خواسته زمانی با یک زن مواجه میشوید دیگر انتقام نگیرید.!!! (ترور نکنید.)
سئوال مهم در اینجا است که آیا این گفتمان جز سفیدشویی تروریسم است که به جسارت بیش از پیش آنها میانجامد؛ بکارگیری واژه انتقام بجای ترور آیا جز اعتباربخشی تروریسم است؟
مورد عجیب در سخنان عبدالحمید آن است که او در اقدامی حیرتانگیز و فرافکنانه به جای محکوم کردن اقدامات تروریستها به ویژه در ماجرای شهادت دو بانوی جهادی استان به دستگاه قضایی تاخته و ضمن متهمسازی این دستگاه به همان اقدام گروهک تروریستی تجزیهطلب، خواهان عدم اعدام زنان شده است!
خوب است مسجد مکی آماری از اعدامهای ادعای خود را منتشر نماید. ضمن اینکه بهنظر میرسد محکوم نمودن هرگونه اقدام تروریستی بهدلیل وضوح در این دست اقدامات، باید عاری از فرافکنی و تلاش برای پوشاندن و کتمان باشد.
بررسی فضای کنونی منطقه جنوب شرق کشور به خوبی نشان میدهد که عدم محکومیت تروریسم از سوی افراد به اصطلاح الیت، صاحب نفوذ و نیز تریبوندار منجر به مشروعیت بخشی به این پدیده شوم شده و نتیجه آن افزایش دامنه خشونت رادیکال از سوی گروههای تروریستی و در نهایت ناامنسازی محیطی خواهد شد که همه مردم و از جمله صاحبان تریبون در آن زیست میکنند و این نگرانی جدی در پی دارد مگر برای کسانی که به هر دلیلی دلنگران این نگرانی نیستند!
اینکه برخی افراد به جای تلاش برای شکستن مارپیج سکوت، تروریسم را تقلیل داده و آن را انتقامجویی، سرقت و مواردی مشابه به آن بخوانند خروجی آن سفید شویی و عادی نگاری جرم و جنایت و تروریسم خواهد شد.
یک نکته:آنچه عبدالحمید به آن دامن میزند نتیجهای بهجز جرّی شدن گروهکهای تروریستی تجزیهطلب نداشته و ناامنسازی استان را در پی خواهد داشت.
در وضعیت کنونی میتوان دو سوال را مطرح کرد:
فرار از تقبیح و سرزنش تروریسم عریان و زنکش منطقه چه تبعاتی در پی دارد که نهتنها محکوم نمیکنیم بلکه آنرا سفیدشویی کرده و دنبال عادیسازی آن هستیم؟
همچنین مدل رفتاری گروهکهای تروریستی تجزیهطلب در کنار مدل واکنش به رفتارهای تروریستی این سئوال را در ذهن ایجاد و تقویت میکند که متنفعین ناامنسازی منطقه چه کسانی هستند و آیا با پدیده «کاسبان ترور و ناامنی» در منطقه روبهرو هستیم؟
برای این سوالات پاسخهایی وجود دارد که ذیل مقوله «مکتب امنیتی تهران» در آینده به آن خواهیم پرداخت.
https://eitaa.com/simiyari_morteza
در طوفان سناریوها، در حال حاضر اصلیترین مسئله، مانور نتانیاهو بر این گزاره است که ایران و نیروهای آن به دنبال ضربهای با هدف اخلال در انتخابات هستند. به نظر میرسد هدف این چارچوبسازی، توجیه هرگونه حمله احتمالی پیش و یا حین انتخابات باشد بطوریکه رژیم تهاجمی را ترتیب داده و سپس ادعا کنند که این حملهای پیشگیرانه جهت برگزاری امن انتخابات بود. از سوی دیگر برخی تحلیلها در درون رژیم معتقدند که این تهدیدهای مکرر نتانیاهو میتواند منجر به ضربه زودتر ایران یا اخلال در موفقیت عملیات شود. در حال حاضر، سناریوهای زمانی جنگ جدید، عملاً حول روزها میچرخد و از سوی دیگر، اقدامات دشمن نیز کاملاً معنای عملیاتیِ پیش یا آمادهسازی مراحل اولیه نبرد اصلی را دارد.
@Muhallel
مُحَلِّل
در طوفان سناریوها، در حال حاضر اصلیترین مسئله، مانور نتانیاهو بر این گزاره است که ایران و نیروهای
با منتفی شدن سناریوی تهاجم پیش یا روز انتخابات رژیم، اکنون نوبت آزمایش سناریوها و برآوردهای مرتبط با حمله بین دو انتخابات است.
در خصوص مدل حمله، سه سناریوی قابل تامل وجود دارد که یکی از آنها با ترتیبات انتخاباتی نیز تطابق دارد:
۱. همانند ۱۲ روزه، عملیات توسط رژیم شروع شده تا برتری هوایی و نوعی سرکوب پدافند و آفند و ستون فقرات ایران رخ دهد؛ با هموار شدن مسیر، آمریکا ورود کرده و با اقدامی نمادین همچون زدن کوه کلنگ، جنگ را خاتمه میدهد. برخی عقیده دارند که نتانیاهو میتواند بخش اول را از هم اکنون آغاز کرده و آمریکا پس از انتخابات وارد شود. با این حال سوال این است که آیا ترامپ چراغ سبز حمله پیشاانتخاباتی را به نتانیاهو خواهد داد؟
۲. حمله فشرده(مابین ۳ تا ۷ روز) مشترک اسرائیلی - آمریکایی با تقسیم بندی مناطق: بسیار بعید است که در صورت اجرای این پلن، دامنه، گستره، زمان و مکان نبرد در کنترل دشمن بماند.
۳. عملیات محدود اسرائیلی که فعلاً از پایینترین احتمال برخوردار است زیرا حتی در صورت این رخداد، به احتمال زیاد باز هم به سناریوی اول برمیگردیم.
همانگونه که در پست های قبل نیز اشاره کردیم، تاسیسات هستهای، موشکی - پهپادی، ترور و زیرساخت همراه با یک پیوست زمینی، نقشه مشترک همه مدلهای بالاست.
@Muhallel
مُحَلِّل
با منتفی شدن سناریوی تهاجم پیش یا روز انتخابات رژیم، اکنون نوبت آزمایش سناریوها و برآوردهای مرتبط با
اما در خصوص سناریوی حمله تکی رژیم، باید گفت که موضوع ساده نیست. بدیهی است که هرگونه حمله رژیم، به طور پیش فرض، سه الزام را به همراه دارد:
۱. چراغ سبز کاخ سفید
۲. حمایت اطلاعاتی، لجستیکی، سیاسی و رسانهای کامل آمریکا
۳. بهره برداری رژیم از چتر پدافندی آمریکا
اما به جز این سه موضوع که همواره نیز مطرح بوده، دو مسئله جدید نیز وجود دارد:
۱. ادغام حداکثری آفند رژیم، سنتکام و اعراب: در پست جمع بندی که اخیرا قرار داده شد تاکید شد که گزارشاتی مبنی بر فرود جنگنده های صهیونیست در کویت وجود داشته است. همچنین برخی منابع رسانهای مدعی انتقال جنگنده ها به امارات هستند. لذا در صورت حمله تکی رژیم و پاسخ ما به زیرساخت آفندی آن، مستلزم هدف قرار دادن پایگاه های آمریکایی است.
۲. هدف قرار دادن زیرساختها: مکرراً گفته شد که رژیم سرمایه گذاری اصلی محاسبات خود را بر این بخش قرار داده است. معادله واضح ایران، هدف قرار دادن زیرساختهای منطقه است که خود معنای مشخصی دارد.
هر دوی این موارد، به جز آمریکا، پای کشورهای عربی را نیز به ماجرا باز میکند. جدای از آن، با توجه به اینکه در صورت وقوع جنگ جدید، حتماً تنگه هرمز شعلهور خواهد شد، درگیری با سنتکام اجتناب ناپذیر است.
@Muhallel