در طوفان سناریوها، در حال حاضر اصلیترین مسئله، مانور نتانیاهو بر این گزاره است که ایران و نیروهای آن به دنبال ضربهای با هدف اخلال در انتخابات هستند. به نظر میرسد هدف این چارچوبسازی، توجیه هرگونه حمله احتمالی پیش و یا حین انتخابات باشد بطوریکه رژیم تهاجمی را ترتیب داده و سپس ادعا کنند که این حملهای پیشگیرانه جهت برگزاری امن انتخابات بود. از سوی دیگر برخی تحلیلها در درون رژیم معتقدند که این تهدیدهای مکرر نتانیاهو میتواند منجر به ضربه زودتر ایران یا اخلال در موفقیت عملیات شود. در حال حاضر، سناریوهای زمانی جنگ جدید، عملاً حول روزها میچرخد و از سوی دیگر، اقدامات دشمن نیز کاملاً معنای عملیاتیِ پیش یا آمادهسازی مراحل اولیه نبرد اصلی را دارد.
@Muhallel
مُحَلِّل
در طوفان سناریوها، در حال حاضر اصلیترین مسئله، مانور نتانیاهو بر این گزاره است که ایران و نیروهای
با منتفی شدن سناریوی تهاجم پیش یا روز انتخابات رژیم، اکنون نوبت آزمایش سناریوها و برآوردهای مرتبط با حمله بین دو انتخابات است.
در خصوص مدل حمله، سه سناریوی قابل تامل وجود دارد که یکی از آنها با ترتیبات انتخاباتی نیز تطابق دارد:
۱. همانند ۱۲ روزه، عملیات توسط رژیم شروع شده تا برتری هوایی و نوعی سرکوب پدافند و آفند و ستون فقرات ایران رخ دهد؛ با هموار شدن مسیر، آمریکا ورود کرده و با اقدامی نمادین همچون زدن کوه کلنگ، جنگ را خاتمه میدهد. برخی عقیده دارند که نتانیاهو میتواند بخش اول را از هم اکنون آغاز کرده و آمریکا پس از انتخابات وارد شود. با این حال سوال این است که آیا ترامپ چراغ سبز حمله پیشاانتخاباتی را به نتانیاهو خواهد داد؟
۲. حمله فشرده(مابین ۳ تا ۷ روز) مشترک اسرائیلی - آمریکایی با تقسیم بندی مناطق: بسیار بعید است که در صورت اجرای این پلن، دامنه، گستره، زمان و مکان نبرد در کنترل دشمن بماند.
۳. عملیات محدود اسرائیلی که فعلاً از پایینترین احتمال برخوردار است زیرا حتی در صورت این رخداد، به احتمال زیاد باز هم به سناریوی اول برمیگردیم.
همانگونه که در پست های قبل نیز اشاره کردیم، تاسیسات هستهای، موشکی - پهپادی، ترور و زیرساخت همراه با یک پیوست زمینی، نقشه مشترک همه مدلهای بالاست.
@Muhallel
مُحَلِّل
با منتفی شدن سناریوی تهاجم پیش یا روز انتخابات رژیم، اکنون نوبت آزمایش سناریوها و برآوردهای مرتبط با
اما در خصوص سناریوی حمله تکی رژیم، باید گفت که موضوع ساده نیست. بدیهی است که هرگونه حمله رژیم، به طور پیش فرض، سه الزام را به همراه دارد:
۱. چراغ سبز کاخ سفید
۲. حمایت اطلاعاتی، لجستیکی، سیاسی و رسانهای کامل آمریکا
۳. بهره برداری رژیم از چتر پدافندی آمریکا
اما به جز این سه موضوع که همواره نیز مطرح بوده، دو مسئله جدید نیز وجود دارد:
۱. ادغام حداکثری آفند رژیم، سنتکام و اعراب: در پست جمع بندی که اخیرا قرار داده شد تاکید شد که گزارشاتی مبنی بر فرود جنگنده های صهیونیست در کویت وجود داشته است. همچنین برخی منابع رسانهای مدعی انتقال جنگنده ها به امارات هستند. لذا در صورت حمله تکی رژیم و پاسخ ما به زیرساخت آفندی آن، مستلزم هدف قرار دادن پایگاه های آمریکایی است.
۲. هدف قرار دادن زیرساختها: مکرراً گفته شد که رژیم سرمایه گذاری اصلی محاسبات خود را بر این بخش قرار داده است. معادله واضح ایران، هدف قرار دادن زیرساختهای منطقه است که خود معنای مشخصی دارد.
هر دوی این موارد، به جز آمریکا، پای کشورهای عربی را نیز به ماجرا باز میکند. جدای از آن، با توجه به اینکه در صورت وقوع جنگ جدید، حتماً تنگه هرمز شعلهور خواهد شد، درگیری با سنتکام اجتناب ناپذیر است.
@Muhallel
در این خصوص تفاسیر مختلفی میان افراد و رسانهها مطرح شد. برخی از تغییر فتوا سخن گفتند و برخی دیگر از ساخت بمبهای تاکتیکی. فارغ از بحث ساخت بمب اتم، اما آنچه روشن و مبرهن است این که رهبر معظم انقلاب معتقدند باید ریل پرونده هستهای در کشور تغییر کند. پرونده هستهای در ایران از دهه ۸۰ مبتنی بر امتیازدهی به غرب زیرآستانه خطوط قرمز و با اعلام رسمی عدم ساخت بمب اتمی توسط مسئولان بوده است. حال با اتفاقات رخداده طی دو سال اخیر، طبعاً نمیتوان به چرخه قبلی ادامه داد.
@Muhallel