من دور افتادم ازت، اما تو نزدیکی؛
[ امروزمو با تو شروع کردم که اینجایی.. ]
این تابستون شاید برام جالبترین و خاصترین تجربه هارو به همراه داشت و فقط آرزو میکنم اعتیادم به ثبت کردنشون باعث نشه حالا که دیرتر یا کمتر ثبتشون کردم، از یاد و خاطرم هم بپره..
کاش خدا چندتا فرشته میفرستاد کمکم. احساس میکنم تنهایی دارم به کارام نمیرسم، زمان نَدو😭.
کاش تابستون تموم نشه، نه قطعا من تابستون فن نیستم ولی هنوز آماده اومدن پاییز عزیزم نیستم، هنوز براش تدارک ندیدم تا به نحو احسن ازش استقبال کنم تابستون آروم برو😭.
هدایت شده از خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
چقدر خوبن آدمهایی که بهت حسِ کافیبودن میدن.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
چقدر خوبن آدمهایی که بهت حسِ کافیبودن میدن.
و چقدر بده که نزدیک ترین آدمهات هیچوقت اینجوری نبوده باشن.
گاها فکر میکنم که وسایلم رو بریزم تو چمدون و جدی جدی و بدون تعارف برم یک جایی دور از آدمها. به لطف این چندماه دیگه بلد شدم بدون ارتباطات انسانی زیست کنم. الحمدلله. قبلا فکر نمیکردم بتونم دووم بیارم ولی الان شاید بتونم. پس فقط برم جایی که منم و من. نه کسی من رو ناراحت میکنه نه من کسی رو، نه کسی من رو آزار میده نه من کسی رو. من و نقاشیام تا وقتی که بمیرم، بنظرم ایده خوبیه.
https://eitaa.com/Street_245/20571
بابا قوربونت برم این چه حرفیه پیش میاد بهرحال😭:)
+ یادته میگفت: منو دوست داره به خاطر خودش نه بخاطر خودم. چون "خودش" من رو دوستداره نمیخواد از دستم بده؟
- آره
+ منم دارم درک میکنم.