یاسهاسبزخواهندشد ؛
از اون روز عکسهای کمی برای انتشار دارم ولی خب، روزِ عزیز بود : )
#ولاکس
یاسهاسبزخواهندشد ؛
از اون روز عکسهای کمی برای انتشار دارم ولی خب، روزِ عزیز بود : ) #ولاکس
احساس میکنم دیروز سکته کردم که ادامشو نگفتم :)
یاسهاسبزخواهندشد ؛
شفی اومد خونمون فیلم ساختیم دیگه : )
اینقدر تجربه جالب و شیرینی بود، وقتی انجامش میدادیم واقعا فکر نمیکردم که خروجی رو دوست داشته باشم، ولی خروجی بهتر از چیزی شد که فکرشو میکردیم.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
ضبط صبحمون که تموم شد مجبور شدیم یه تایمی صبر کنیم که هوا تاریک تر بشه که بخش دوم رو ضبط کنیم و توی این تایم مثل همیشه نشستیم و شروع کردیم حرفهای عمیق عمیق زدن. این سوزن تهگردارو برای وصل کردن بادکنکا اورده بودیم ولی مثل وقتی که تلفن حرف میزنیم و حواسمون نیست پیکار میکنیم، اون دو ساعت حرف زدنمون، هر بلایی میشد سر این سوزنا آوردیم.