3.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برخیز که شور محشر آمد...
#حضرت_علی_اصغر ع
یازهرا🥀:
تو خیمه ها گشتم ولی نمونده آبی
چه کار کنم مادر برات یه کم بخوابی
پسرکم آروم بگیر لالالالایی
من ندارم یه قطره شیر لالالالایی
گل نازم بخواب لالالالایی
بخواب عمر رباب لالالالایی
لالالالا لالا لالایی اصغر ۲
بیهوش شدی یا بازی چشماتو بستی۲
ناخن بکش معلوم بشه که زنده هستی
چه آرزوهایی داره تو سینه مادر
بزرگ بشی دومادیتو ببینه مادر
گل نازم بخواب لالالالایی
بخواب عمر رباب لالالالایی
لالالالا لالا لالایی اصغر ۲
غصه نخور علی عموت یه پهلوونه
میره و ان شاالله برات آب میرسونه
پسرکم آروم بگیر لالالالایی
من ندارم یه قطره شیر لالالالایی
لالالالا لالا لالایی اصغر ۲
طاهری
برسونید به حسین سلام ما رو
بخره آقا دلای کم عیار رو
الهی به حق آقامون اباالفضل
خدا بیشتر کنه این ارادتا رو
رسید تربت تو بر مشام من
به سمت و سوی گنبد شما سلام من
تو شاهه عالمی و رعیته مقام من
یه لحظه زندگی بی حسین حرام من
رسیده بوی تربت تو بر مشام من
به سمت و سوی گنبد شما سلام من
تو شاهه عالمی و رعیته مقام من
هر دم حسین هر آن حسین
درد من و درمان حسین
آقا حسین 5
اربعین ببر حرم آقا گداتو
باز دوباره شاملم بکن بازم دعاتو
از نجف تا کربلا می رم و می گم
خدا بیشتر کنه آقا نوکراتو
آقا بیشتر کنه مو کباتو
ببینه مادرت که بین زائرا
بهت سلام بدم به یاد اولین سلام
ثواب هر قدم یه حج کامله برام
و می رسه به آسمون ز گنبدت سلام
سلطان حسین
جانان حسین
جانوم سنه
قوربان حسین
آقا حسین 5
Aein-Mastan.rzb.ir4_5832224554679796949.mp3
زمان:
حجم:
2M
نوحه ترکی وفارسی علی اضغر ع
سید سالاری:
✅ سینه زنی شب هفتم حضرت علی اصغر
لالالالا، آروم بابا
بر می گرده از سمت دریا سقا
تشنته می دونم، گرسنته می دونم
سرت به روی شونه ست، یه مدته می دونم
لالا، بابا
ایندی روبابَه گَلُون ای وای دِیُون
اَلدَه ئولَن اوغلُونا لای لای دِیُون
لای لای دِیُون
مظلوم بالام لای لای
اوغلُوم بالام لای لای
لالا لالا، ای شیرخوارم
آب نیست اما چند قطره اشکی دارم
چشمای بارونم، به چشمای بی جونت
دلم میسوزه تازه، در اومده دندونت
لالا، بابا
ایندی روبابَه گَلُون ای وای دِیُون
اَلدَه ئولَن اوغلُونا لای لای دِیُون
مظلوم بالام لای لای
اوغلُوم بالام لای لای
ای جان، بالام لای لای
ای وای، بالام لای لای
دیگه عمرت سر رسیده
آغوشه تو بوی زهرا رو میده
جونم به جونت بسته س، حرمله هم فهمیده
گلوی تو از گرما، به قنداقت چسبیده
لالا لالا
غُنچَه تَر اِیدی ولی الآن سولُوب
تِشنَه لب اِیدی ولی سیراب اولُوب
سیراب اولُوب
ای جان بالام لای لای
عطشان بالام لای لای
مظلوم بالام لای لای
اوغلُوم بالام لای لای
#شب_هفتم_محرم
@RozeKhanegeeروضه خانگی - حضرت علی اصغر(ع) - 236.mp3
زمان:
حجم:
13.12M
🎙حسین آمد به میدان و علی اصغر در آغوشش...
🔻روضه #حضرت_علی_اصغر(ع)
👤استاد #میرباقری
شب هفتم
داره میسوزه از عطش
لبای طفل شیره خوار
کربلا قحط آب شده
ای آسمون بارون ببار
دلِ ربابِ بی قرار
شده به غصه ها دچار
با گریه میخونه همش
ای آسمون بارون ببار
دلش خوشه که میباره
بارون تواین صحرای تف
دیگه نمیشه اصغرش
از سوز تشنگی تلف
حس خطر داره ولی
میدونه میشه برطرف
نمیدونه که حنجر و
میگیره حرمله هدف
لالا لالا لالا گلم...
میگیرمت تو آغوشم
شاید یکم آروم بشی
من که ندارم شیر چرا
به سینم ناخن میکِشی
لالا تموم دلخوشیم
جز تو ندارم دلخوشی
ناله نزن با ناله هات
آخر منو تو میکُشی
لالایی طفل بی گنام
گریه نکن یکم بخواب
من میدونم که مشکلت
حل میشه با یه قطره آب
با لرزش صدات داری
قلبم و میکُنی کباب
با خشکیه لبات آتیش
میزنی به دل رباب
لالا لالا لالا گلم...
حال تو خوب میشد اگه
میدادنت یه قطره آب
واسه سوال تشنگیت
تیر سه شعبه شد جواب
تیر سه شعبه میکُنه
برا تو کار خنجر و
تا توی حنجرت نشست
از گوش تا گوش برید سر و
با بدن بی جون تو
چیکار کنه بابات علی
میره به پشت خیمه و
میکَنه قبر برات علی
چجور بگه به مادرت
که نقشه هاش شده برآب
گهواره ی خالی میشه
دلخوشیه بی بی رباب
لالا لالا لالا گلم...،،،،، به سبک تا مشکت وتو آب زدی،
حاج داود علیزاده5_6165818796318654511.mp3
زمان:
حجم:
2.49M
🔊 نوحه #سینه_زنی زیبا
💧نوحه #حضرت_علی_اکبر
آتدان یره چون دوشدی لیلانین عزیز اوغلی
بیلمم نه حالا قالدی زهرانین عزیز اوغلی
🎤 #حاج_داود_علیزاده
🌴 کانال «حاج داود علیزاده»
صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدلله
تا از جگر سوخته دم زد اصغر
آتش به دل اهل حرم زد اصغر
تا خواست که با پدر به میدان برود
آرامش خیمه را بهم زد اصغر ؛ حسین....
ای آب جهان مهریه ی مادر تو
ای خنجر خصم خسته از حنجر تو
هرکه گره دارد امشب گره اش را وا کند. مولاجان صد ها گره بزرگ را بگشاید یک ناخن کوچک علی اصغر تو. حسین...صدها گره بزرگ را بگشاید یک ناخن کوچک علی اصغر تو. باید صحنه را مجسم کنی تا دلت بسوزد. آقایی که هیچ سائلی را ناامید نکرده سائل آمد اظهار نیاز کرد. اقا فرمودند اُکتُب حاجَتَک حاجتت را بنویس. حاجتش را نوشت. آقا نامه اش را نخواند فرمود حاجاتُکَ مَقوِیَه همه ی حاجتهایت را روا کردم. گفت آقا نمی خوانی ببینی چه نوشتم؟ فرمودند نامه ات را نمی خوانم چون وقتی نامه ات را بخوانم چند لحظه جلوی حسین خجالت می کشی می گویی آیا جوابم را می دهد یا نمی دهد؟
شیخ شوشتری می گوید : آقایی که انقدر راضی نبود سائلی جلویش خجالت بکشد می گوید انقدر خجالت کشید وقتی قنداقه ی علی را روی دست گرفت. حسین...
لَم تَرحَمونی فَرحَموها و الطِّفلَ ارَضیع أما تَرَونهُ کیفَ یتلذّی عطشا تلذی را برایت معنا کنم.: صیاد وقتی ماهی را از آب میگیرد می اندازد کنار ساحل ماهی سه حالت دارد . اول بالا و پایین میپرد . دوم بدنش میلرزد. تو این دوتا حالت اگر ماهی را به آب برسانی زنده میشود . حالت سوم این دهانش را از عطش وا میکند و میبندد . یعنی تلذی یعنی جگرش آتش گرفته از عطش. در این حالت اگر ماهی را به آب هم برسانی دیگر زنده نمیشود. ابی عبدلله میگوید اگر آبش هم بدهید می میرد. اما آب بدهید پسرم تشنه نمیرد. حسین...
خدا عذاب حرمله را زیاد کند.
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
میسپارم به تو از چشم حسود چمنش .
مصرع اول مال حافظ است زبانحال ابی عبدلله .ست. قنداقه را رو دست گرفته
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از چشم حسود چمنش.
شاعر خوش ذوق چند بیت اضافه کرده:
اکبرم رفت و دگر اشک به چشمم خشکید
ای خدا اشک بده تا بچکانم دهنم. حسین...
این شعر را تحویل بگیر امشب در خانه ات هم برای شاهزاده گریه میکنی. انقدر گریه کردم برای اکبرم اشکهایم تمام شده. آب ندارم به اصغرم بدهم. خدا چند قطره اشک به حسین بده. اشکهایم را در دهان اصغرم بچکانم.
وسط دشت چرا آمده این ماهیگیر ؟
ماهی زرد مرا لرزه فتاده به تنش.
در بیت آخر خیلی جانسوز سروده . خطاب کرده به حرمله ی ملعون خدا عذابش را زیاد کند.
آهای حرمله تیر تو تیر تو چشم ابوالفضل به آن روز انداخت عباس دیگر نتوانست چشمم را وا کند .
تیر تو چشم ابوالفضل به آن روز انداخت
اینکه اندازه ی تیر است تمام بدنش حسین....
جمله هم برای پدر مادرهای شهدا فیض ببرند : هرکه در عالم یک یاحسین گفته قطره ی اشکی ریخته از این مصیبت امشب فیض ببرد . خدایا محرمهایی که هست و ما زیر خاکیم دست ما از ین روضه ها کوتاه می شود مارا در ثواب روضه های آینده ی گریه کنان حسین شریک گردان. خدایا گریه ی بر ابی عبدلله روزیِ هر لحظه و ساعت ما قرار بده.
شاعر عرب می گوید: روز عاشورا سر قنداقه ی اصغر دعوا شده بود . آسمانیها می گفتند اصغر مال ماست. حَمله ی عرش می گفتند بدهید زینت عرشش کنیم. حوران می گفتند بدهید ما شیرش بدهیم. اهل زمین می گفتند قنداقه را بدهید زینت کره ی زمینش کنیم. حرمله آمد وسط میدان. گفت اهل زمین و آسمان باهم دعوا نکنید من الان اصغر را دوتایش می کنم. حسین...
غم مخور ای طفل ربانی قشنگ
من خودم تیر از گلویت میکشم
غم مخور ای کودک خاص من
قتلگاهت می شود آغوش من
غم مخور ای آخرین سرباز من
غم مخور ای آخرین سرباز من
غم مخور ای کودک جانباز من. ا
ز لبان غنچه اش آمد ......
بوی شیر و بوی عشق و بوی خون.
شیخ شوشتری میگوید: خیلی از رباب خجالت کشید . مرحوم سقازاده ی واعظ منبریِ با حال و باصفایی بوده . آذری بوده اهل دل بوده فرمودند یک شبی کنار کوچه ای رد می شدم دل شب بود. دیدم مردی سرش را به دیوار گذاشته خیلی غریبانه دارد گریه می کند رفتم جلو آقا کمکت کنم کاری از من می آید ؟ گفت نمی توانی برایم کاری کنی. گفتم حالا بگو . شاید بتوانم. گفت بچه ی شیرخواره ام مریض بوده بردمش نزد طبیب بین راه بچه ام جان داده بچه ام لای این پتوی این هم دم در خانه ام است . یک ساعته ایستادم می خواهم بروم تو رویم نمی شود.
ارباب عزیز ما یک قدم می آمد طرف خیمه می ایستاد. بروم جواب رباب را چه بدهم ؟ چه بگویم؟
ز گل گل چید گلچینی گلی را
شنیده ست پس صدای بلبلی را
که ای گلچین گلی چیدی و رفتی
ندانستی که آزردی دلی را.