eitaa logo
🌷نغمه های فاطمیون🌷
106 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
1.9هزار ویدیو
271 فایل
🔴 آدرس ما 🔴 🌷نغمه های فاطمیون🌷 https://eitaa.com/Nagmahyefatamion 🧕کودکان آمر🙎‍♂️ @Koodakan_Amer 🌱تسنیم هدایت 🌱 https://eitaa.com/Tasnimhadayt 🔹ارتباط با خادم کانال و دریافت لینک گروه 👇👇 @Goleyas6111
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ سید سالاری: ✅ سینه زنی شب هفتم حضرت علی اصغر لالالالا، آروم بابا بر می گرده از سمت دریا سقا تشنته می دونم، گرسنته می دونم سرت به روی شونه ست، یه مدته می دونم لالا، بابا ایندی روبابَه گَلُون ای وای دِیُون اَلدَه ئولَن اوغلُونا لای لای دِیُون لای لای دِیُون مظلوم بالام لای لای اوغلُوم بالام لای لای لالا لالا، ای شیرخوارم آب نیست اما چند قطره اشکی دارم چشمای بارونم، به چشمای بی جونت دلم میسوزه تازه، در اومده دندونت لالا، بابا ایندی روبابَه گَلُون ای وای دِیُون اَلدَه ئولَن اوغلُونا لای لای دِیُون مظلوم بالام لای لای اوغلُوم بالام لای لای ای جان، بالام لای لای ای وای، بالام لای لای دیگه عمرت سر رسیده آغوشه تو بوی زهرا رو میده جونم به جونت بسته س، حرمله هم فهمیده گلوی تو از گرما، به قنداقت چسبیده لالا لالا غُنچَه تَر اِیدی ولی الآن سولُوب تِشنَه لب اِیدی ولی سیراب اولُوب سیراب اولُوب ای جان بالام لای لای عطشان بالام لای لای مظلوم بالام لای لای اوغلُوم بالام لای لای
شب هفتم داره میسوزه از عطش لبای طفل شیره خوار کربلا قحط آب شده ای آسمون بارون ببار دلِ ربابِ بی قرار شده به غصه ها دچار با گریه میخونه همش ای آسمون بارون ببار دلش خوشه که میباره بارون تواین صحرای تف دیگه نمیشه اصغرش از سوز تشنگی تلف حس خطر داره ولی میدونه میشه برطرف نمیدونه که حنجر و میگیره حرمله هدف لالا لالا لالا گلم... میگیرمت تو آغوشم شاید یکم آروم بشی من که ندارم شیر چرا به سینم ناخن میکِشی لالا تموم دلخوشیم جز تو ندارم دلخوشی ناله نزن با ناله هات آخر منو تو میکُشی لالایی طفل بی گنام گریه نکن یکم بخواب من میدونم که مشکلت حل میشه با یه قطره آب با لرزش صدات داری قلبم و میکُنی کباب با خشکیه لبات آتیش میزنی به دل رباب لالا لالا لالا گلم... حال تو خوب میشد اگه میدادنت یه قطره آب واسه سوال تشنگیت تیر سه شعبه شد جواب تیر سه شعبه میکُنه برا تو کار خنجر و تا توی حنجرت نشست از گوش تا گوش برید سر و با بدن بی جون تو چیکار کنه بابات علی میره به پشت خیمه و میکَنه قبر برات علی چجور بگه به مادرت که نقشه هاش شده برآب گهواره ی خالی میشه دلخوشیه بی بی رباب لالا لالا لالا گلم...،،،،، به سبک تا مشکت وتو آب زدی،
حاج داود علیزاده5_6165818796318654511.mp3
زمان: حجم: 2.49M
🔊 نوحه زیبا 💧نوحه آتدان یره چون دوشدی لیلانین عزیز اوغلی بیلمم نه حالا قالدی زهرانین عزیز اوغلی 🎤 🌴 کانال «حاج داود علیزاده»
صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدلله ‏ تا از جگر سوخته دم زد اصغر آتش به دل اهل حرم زد اصغر تا خواست که با پدر به میدان برود ‏آرامش خیمه را بهم زد اصغر ؛ حسین....‏ ای آب جهان مهریه ی مادر تو ای خنجر خصم خسته از حنجر تو‏ هرکه گره دارد امشب گره اش را وا کند. ‏مولاجان صد ها گره بزرگ را بگشاید یک ناخن کوچک علی اصغر تو. حسین...صدها گره بزرگ را بگشاید ‏یک ناخن کوچک علی اصغر تو. باید صحنه را مجسم کنی تا دلت بسوزد. آقایی که هیچ سائلی را ناامید ‏نکرده سائل آمد اظهار نیاز کرد. اقا فرمودند اُکتُب حاجَتَک حاجتت را بنویس. حاجتش را نوشت. آقا نامه ‏اش را نخواند فرمود حاجاتُکَ مَقوِیَه همه ی حاجتهایت را روا کردم. گفت آقا نمی خوانی ببینی چه نوشتم؟ ‏فرمودند نامه ات را نمی خوانم چون وقتی نامه ات را بخوانم چند لحظه جلوی حسین خجالت می کشی می گویی ‏آیا جوابم را می دهد یا نمی دهد؟ شیخ شوشتری می گوید : آقایی که انقدر راضی نبود سائلی جلویش خجالت ‏بکشد می گوید انقدر خجالت کشید وقتی قنداقه ی علی را روی دست گرفت. حسین...‏ لَم تَرحَمونی فَرحَموها و الطِّفلَ ارَضیع أما تَرَونهُ کیفَ یتلذّی عطشا تلذی را برایت معنا کنم.: صیاد وقتی ‏ماهی را از آب میگیرد می اندازد کنار ساحل ماهی سه حالت دارد . اول بالا و پایین میپرد . دوم بدنش ‏میلرزد. تو این دوتا حالت اگر ماهی را به آب برسانی زنده میشود . حالت سوم این دهانش را از عطش وا ‏میکند و میبندد . یعنی تلذی یعنی جگرش آتش گرفته از عطش. در این حالت اگر ماهی را به آب هم ‏برسانی دیگر زنده نمیشود. ابی عبدلله میگوید اگر آبش هم بدهید می میرد. اما آب بدهید پسرم تشنه نمیرد. ‏حسین...‏ خدا عذاب حرمله را زیاد کند. یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش میسپارم به تو از چشم حسود ‏چمنش . ‏ مصرع اول مال حافظ است زبانحال ابی عبدلله .ست. قنداقه را رو دست گرفته یا رب این نوگل خندان که ‏سپردی به منش می سپارم به تو از چشم حسود چمنش. ‏ شاعر خوش ذوق چند بیت اضافه کرده: اکبرم رفت و دگر اشک به چشمم خشکید ای خدا اشک بده تا ‏بچکانم دهنم. حسین...‏ این شعر را تحویل بگیر امشب در خانه ات هم برای شاهزاده گریه میکنی. انقدر گریه کردم برای اکبرم ‏اشکهایم تمام شده. آب ندارم به اصغرم بدهم. خدا چند قطره اشک به حسین بده. اشکهایم را در دهان ‏اصغرم بچکانم. وسط دشت چرا آمده این ماهیگیر ؟ ماهی زرد مرا لرزه فتاده به تنش. در بیت آخر خیلی ‏جانسوز سروده . خطاب کرده به حرمله ی ملعون خدا عذابش را زیاد کند. آهای حرمله تیر تو تیر تو چشم ‏ابوالفضل به آن روز انداخت عباس دیگر نتوانست چشمم را وا کند . تیر تو چشم ابوالفضل به آن روز انداخت ‏ اینکه اندازه ی تیر است تمام بدنش حسین....‏ جمله هم برای پدر مادرهای شهدا فیض ببرند : هرکه در عالم یک یاحسین گفته قطره ی اشکی ریخته از ‏این مصیبت امشب فیض ببرد . خدایا محرمهایی که هست و ما زیر خاکیم دست ما از ین روضه ها کوتاه ‏می شود مارا در ثواب روضه های آینده ی گریه کنان حسین شریک گردان. خدایا گریه ی بر ابی عبدلله روزیِ ‏هر لحظه و ساعت ما قرار بده. ‏ شاعر عرب می گوید: روز عاشورا سر قنداقه ی اصغر دعوا شده بود . آسمانیها می گفتند اصغر مال ماست. حَمله ‏ی عرش می گفتند بدهید زینت عرشش کنیم. حوران می گفتند بدهید ما شیرش بدهیم. اهل زمین می گفتند ‏قنداقه را بدهید زینت کره ی زمینش کنیم. حرمله آمد وسط میدان. گفت اهل زمین و آسمان باهم دعوا ‏نکنید من الان اصغر را دوتایش می کنم. حسین...‏ غم مخور ای طفل ربانی قشنگ من خودم تیر از گلویت میکشم غم مخور ای کودک خاص من قتلگاهت ‏می شود آغوش من غم مخور ای آخرین سرباز من غم مخور ای آخرین سرباز من غم مخور ای کودک ‏جانباز من. ا ز لبان غنچه اش آمد ...... بوی شیر و بوی عشق و بوی خون.‏ ‏ شیخ شوشتری میگوید: خیلی از رباب خجالت کشید . مرحوم سقازاده ی واعظ منبریِ با حال و باصفایی ‏بوده . آذری بوده اهل دل بوده فرمودند یک شبی کنار کوچه ای رد می شدم دل شب بود. دیدم مردی ‏سرش را به دیوار گذاشته خیلی غریبانه دارد گریه می کند رفتم جلو آقا کمکت کنم کاری از من می آید ؟ ‏گفت نمی توانی برایم کاری کنی. گفتم حالا بگو . شاید بتوانم. گفت بچه ی شیرخواره ام مریض بوده بردمش ‏نزد طبیب بین راه بچه ام جان داده بچه ام لای این پتوی این هم دم در خانه ام است . یک ساعته ایستادم ‏می خواهم بروم تو رویم نمی شود. ‏ ارباب عزیز ما یک قدم می آمد طرف خیمه می ایستاد. بروم جواب رباب را چه بدهم ؟ چه بگویم؟ ز گل ‏گل چید گلچینی گلی را شنیده ست پس صدای بلبلی را که ای گلچین گلی چیدی و رفتی ندانستی ‏که آزردی دلی را. ‏
پدری خَم شده تا دردِ کمر را بِکِشَد مادری مانده که تا نازِ پسر را بکشد چشمِ او خورد به لب‌های تَرک خورده و گفت: کاش می‌شُد به لبش دیده‌ی‌تر را بکشد بُردنِ این تَنِ بی وزن برایش سخت است نیست عباس که این قُرصِ قمر را بِکِشَد؟ از دو سو تیر به بیرون زده باید چه کند از کدامین طرف این تیرِ سه سر را بِکِشَد خواست از سمتِ سه‌شعبه بکشد سر چرخید بهتر این دید که او قسمتِ پَر را بِکِشَد تیر از بچه که رَد شد جگرش تیر کشید نَکُند با سرِ این تیر جگر را بِکِشَد هرچه می‌خواست بیاید به حرم باز نشد یک نفر کاش که تا خیمه پدر را بِکِشَد باید او قبر کَنَد خاک کُنَد شرح دهد آه این سینه غَمِ چند نفر را بِکِشَد زیرِ لب گفت: فقط آه رباب آه رباب وای اگر پیشِ سنان بارِ سفر را بِکِشَد حرمله گفت: پسر را زد و بابا را کُشت باید او در کمرش کیسه‌ی زَر را بِکِشَد هم سبک هم که گران است سرش پس دعواست قسمتِ کیست در این قائله سَر را بِکِشَد کاش می‌شُد که نمی‌دید رُباب این دفعه نیزه‌ای رد شده از خاک پسر را بِکِشَد «حسن لطفی» ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️ در اصل، تیر قلب پدر را هدف گرفت گرچه گلوی خشک پسر را هدف گرفت مُنّو علی الغریب، جگرسوز شد گلم آبش نداد بلکه جگر را هدف گرفت دست حسین زیر گلوی علی نشست تیری رسید، زیر و زِبَر را هدف گرفت تیری که ظهر سینه خورشید را شکافت در علقمه هلال قمر را هدف گرفت سر درد داشت مادر غم پرورش، رباب از آن زمان که حرمله سر را هدف گرفت بعد از علی، سکینه دگر قدکمان شده اینبار تیر، قدّ و کمر را هدف گرفت اصغر چقدر مثل عمو محسنش شده، آن روز در مدینه که در را هدف گرفت؟ تیر سه شعبه قصه ی ما را تمام کرد در اصل تیر قلب پدر را هدف گرفت محمد رضا نادعلیان ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️ در غمت داده ام از دست عنانم چه کنم خنده ی آخر تو برده امانم چه کنم یک طرف خنده ی لشگر طرفی اشک رباب مانده ام من بروم یا که بمانم چه کنم تیر را گر بکشم راس ز هم می پاشد خار را از جگرم گر نکشانم چه کنم ترس دارم که بیفتد سر تو از بغلم روی دوشم شده ای بار گرانم چه کنم می دود مادر تو گریه کنان پشت سرم به پس خیمه تو را گر ندوانم چه کنم بیشتر خاک به زیر سر تو ریخته ام پیکرت را به سرت گر نرسانم چه کنم چشم تو باز و چسان خاک بریزم رویت تا که مادر نرسیده نگرانم چه کنم چه کنم تا که نفهمد چه سرت آمده است نیزه ای فاش کند راز نهانم چه کنم موسی علیمرادی
داری میری میدون پسرم شده دل ما خون پسرم همه حرم صف کشیدن با دل پریشون پسرم داری میری میدون پسرم شده دل ما خون پسرم همه حرم صف کشیدن با دل پریشون پسرم علی علی اکبر ولدی علی علی اکبر ولدی علی علی اکبر ولدی علی علی اکبر ولدی شبیه پیمبر خداحافظ خداحافظ آینه ی حیدر خداحافظ خداحافظ یا علی اکبرخداحافظ خداحافظ یاعلی اکبرخداحافظ خداحافظ شبیه پیمبر خداحافظ خداحافظ آینه ی حیدر خداحافظ خداحافظ یا علی اکبرخداحافظ خداحافظ یاعلی اکبرخداحافظ خداحافظ گریه برای پدر سخته پیش یه پسر سخته جلوی همه خیمه سخته سخته گریه برای پدر سخته پیش یه پسر سخته جلوی همه خیمه سخته سخته لذت پدر وقتیه که میشینی با جونش جوونش لحظه ای که میشنوه اون حال خوش اذونش اذونش عصای پیریشه بابا میمیره هی براش دغ میکنه اگه یه روز یه خار بره تو پاش دغ میکنه اگه یه روز یه خار بره تو پاش عصای پیریشه بابا میمیره هی براش دغ میکنه اگه یه روز یه خار بره تو پاش دغ میکنه اگه یه روز یه خار بره تو پاش علی اکبرم گل پرپرم علی اکبرم گل پرپرم علی اکبرم گل پرپرم علی اکبرم گل پرپرم