eitaa logo
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
1.5هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
32 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر ✅ قسمت: سیصد و هفتاد و شش 🔷#واقعه‌غدیرخم #علامه‌امینی ↩️ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻛﻪ ﺍﻣ
. 📝ترجمه کتاب الغدیر ✅ قسمت: سیصد و هفتاد و هفت 🔷 ↩️ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻛﻪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺑﺮ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺮﻑ [جلد۳ ﺻﻔﺤﻪ 136] ﺷﻜﺴﺖ ﻭ ﻣﻐﻠﻮﺑﻴﺖ ﺩﻳﺪ، ﻋﻤﺮﻭ ﺑﻦ ﻋﺎﺹ، ﺑﺴﺮ ﺑﻦ ﺍﺭﻃﺎﻩ، ﻋﺒﻴﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﻋﻤﺮ ﺑﻦ ﺧﻄﺎﺏ ﻭ ﻋﺒﺪﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺑﻦ ﺧﺎﻟﺪ ﺑﻦ ﻭﻟﻴﺪ ﺭﺍ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺖ: ﻣﺮﺩﺍﻧﻲ ﺍﺯ ﻳﺎﺭﺍﻥ ﻋﻠﻲ ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﻴﻦ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺳﻌﻴﺪ ﺑﻦ ﻗﻴﺲ ﺩﺭ ﻫﻤﺪﺍﻥ ﺍﺷﺘﺮ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻗﺒﻴﻠﻪ ﺍﺵ ﻭ ﻣﺮﻗﺎﻝ (ﻫﺎﺷﻢ ﺑﻦ ﻋﺘﺒﻪ) ﻋﺪﻱ ﺑﻦ ﺣﺎﺗﻢ ﻭ ﻗﻴﺲ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﺍﻧﺼﺎﺭ. ﻣﺮﺩﻡ ﻳﻤﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺷﻤﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻛﺸﻴﺪﻡ، ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻗﺮﻳﺶ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲ‌ﺷﻮﻳﺪ ﻭ ﻣﻦ ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻲ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﻳﻦ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ ﻳﻚ ﺍﺯ ﻧﺎﻣﺒﺮﺩﮔﺎﻥ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺷﻤﺎ ﺍﻳﻦ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻤﻦ ﺑﺪﻫﻴﺪ. ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺧﻮﺏ، ﺍﻳﻦ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻲ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻩ. ﮔﻔﺖ: ﺳﻌﺪ ﺑﻦ ﻗﻴﺲ ﻭ ﻗﺒﻴﻪ ﺍﺵ ﺑﻌﻬﺪﻩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻓﺮﺩﺍ ﻭﺿﻊ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩ. ﻭ ﺗﻮ ﺍﻱ ﻋﻤﺮﻭ ﻣﺴﻮﻭﻝ ﺩﻓﻊ ﻳﻚ ﭼﺸﻢ ﻃﺎﻳﻔﻪ ﺑﻨﻲ ﺯﻫﺮﻩ (ﻣﺮﻗﺎﻝ) ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺑﻮﺩ، ﻗﻴﺲ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻱ ﺑﺴﺮ. ﻭ ﺗﻮ ﺍﻱ ﻋﺒﻴﺪﺍﻟﻠﻪ ﻣﺴﻮﻭﻝ ﺍﺷﺘﺮ ﻧﺨﻌﻲ ﻫﺴﺘﻲ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻱ ﻋﺒﺪﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺑﻦ ﺧﺎﻟﺪ ﻳﻚ ﭼﺸﻢ ﻃﺎﻳﻔﻪ ﻃﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﺑﻦ ﺣﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﻣﻲ‌ﺳﭙﺎﺭﻡ. ﺳﭙﺲ ﻫﺮ ﻳﻚ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻩ ﺑﺎﻧﻬﺎﻱ ﺳﭙﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﻨﻴﺪ، ﻭ ﺗﺎ ﭘﻨﺞ ﺭﻭﺯ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻱ ﺭﺍ ﻧﻮﺑﺖ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ: ﺑﺴﺮ ﺑﻦ ﺍﺭﻃﺎﻩ ﻛﻪ ﺑﻤﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﻗﻴﺲ ﮔﻤﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﻧﻮﺑﺘﺶ ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﻣﺪﺍﺩﺍﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺳﭙﺎﻫﻴﺎﻥ ﻭ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻗﻴﺲ ﻭ ﻟﺸﻜﺮﻳﺎﻧﺶ ﺟﺒﻬﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺟﻨﮓ ﺳﺨﺘﻲ ﺑﻴﻦ ﺁﻧﺪﻭ ﺩﺭ ﮔﺮﻓﺖ ﻗﻴﺲ ﺑﺎ ﻫﻴﺒﺘﻲ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻛﻪ ﮔﻮﺋﻲ ﺍﺣﺪﻱ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺭ ﻭ ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺑﺴﺮ ﺑﻦ ﺍﺭﻃﺎﻩ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﺭﺍ ﺁﻏﺎﺯ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺭﺟﺰ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﺪ: ﺍﻧﺎ ﺍﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﺯﺍﻧﻪ ﻋﺒﺎﺩﻩ ﻭ ﺍﻟﺨﺰﺭﺟﻴﻮﻥ ﺭﺟﺎﻝ ﺳﺎﺩﻩ [جلد ۳ ﺻﻔﺤﻪ 137] ﻣﻦ ﭘﺴﺮ ﺳﻌﺪ ﻫﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﻋﺒﺎﺩﻩ ﭘﺪﺭﺵ ﻣﻮﺟﺐ ﺯﻳﻨﺖ ﻭ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺍﻭ ﺍﺳﺖ ﺧﺰﺭﺟﻴﻬﺎ ﻫﻤﮕﻲ ﻣﺮﺩﺍﻧﻲ ﺁﻗﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻟﻴﺲ ﻓﺮﺍﺭﻱ ﺑﺎﻟﻮﻏﺎ ﺑﻌﺎﺩﻩ ﺍﻥ ﺍﻟﻔﺮﺍﺭ ﻟﻠﻔﺘﻲ ﻗﻠﺎﺩﻩ ﻣﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺯﻳﺮﺍ ﻓﺮﺍﺭ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﭼﻮﻥ ﮔﺮﺩﻥ ﺑﻨﺪﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﺮﺩﻥ ﺍﻭ ﻣﻲ‌ﺍﻓﺘﺪ ﻭ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﻨﮓ ﻭ ﻋﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻳﺎ ﺭﺏ ﺍﻧﺖ ﻟﻘﻨﻲ ﺍﻟﺸﻬﺎﺩﻩ ﻭ ﺍﻟﻘﺘﻞ ﺧﻴﺮ ﻣﻦ ﻋﻨﺎﻕ ﻏﺎﺩﻩ ﺍﻱ ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﺼﻴﺒﻢ ﻓﺮﻣﺎ ﻛﺸﺘﻦ ﻭ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﻲ ﺑﺎ ﺩﻭﺷﻴﺰﮔﺎﻥ ﺯﻳﺒﺎﻱ ﻧﺮﻡ ﺗﻦ ﺣﺘﻲ ﻣﺘﻲ ﺗﺜﻨﻲ ﻟﻲ ﺍﻟﻮﺳﺎﺩﻩ ﺩﻳﮕﺮ ﺗﺎ ﻛﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﺑﺴﺘﺮ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﺳﭙﺲ ﺣﻤﻠﻪ ﺍﻱ ﺑﺮ ﺳﭙﺎﻫﻴﺎﻥ ﺑﺴﺮ ﺑﻦ ﺍﺭﻃﺎﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﻛﻤﻲ ﺑﻌﺪ ﺑﺴﺮ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻭ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﭼﻨﻴﻦ ﮔﻔﺖ: ﺍﻧﺎ ﺍﺑﻦ ﺍﺭﻃﺎﻩ ﻋﻈﻴﻢ ﺍﻟﻘﺪﺭ ﻣﺮﺍﻭﺩ ﻓﻲ ﻏﺎﻟﺐ ﺑﻦ ﻓﻬﺮ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ ﺍﺭﻃﺎﻩ ﻫﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﻗﺪﺭ ﻭ ﻣﻨﺰﻟﺘﺶ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻏﺎﻟﺐ ﺍﺑﻦ ﻓﻬﺮ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ↩️ ادامه دارد... @Nahjolbalaghe2
🤲 دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان
Joze29.mp3
4.25M
🔊 جزءخوانی قرآن کریم به امام زمان عليه‌السّلام 📖 تلاوت جزء بیست و نهم قرآن کریم 🎙استاد: معتز آقایی @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌙 اعمال شب و روز عید فطر
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﴾﷽﴿✨ ✅ برنامه‌ روزانه کانال : ✅🌷شنبه، سه‌شنبه و پنج شنبه شرح 🦋خطبه ها ✅🌹یکشنبه‌، دوشنبه وچهار‌شنبه‌ شرح 🌴حکمتها ✅☫روزانه‌تفسیر قرآن‌‌☫ ✅🌷شرح متنی و صوتی نامه ها بطور کامل در کانال بارگذاری شده و شرح آخرین نامه جهت سهولت در دسترسی، در اینجا آورده شده و بقیه نامه ها به هم پیوست میباشد⬇️ لینک شرح نامه ۷۹ ( آخرین نامه): https://eitaa.com/Nahjolbalaghe2/24783 ✅🍃حکمتها، نامه ها و خطبه های نهج‌البلاغه ترجمه محمد دشتی به طور کامل قبلا در کانال بار گذاری شده و لینک‌های دسترسی به مطالب در کانال سنجاق شده اند @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
📝تفسیر سوره مبارکه مریم آیات ۶۰ الی ۶۳ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی ✅ توصیفى از بهش
📝تفسیر سوره مبارکه مریم آیات ۶۰ الی ۶۳ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی ↩️ پاسخ این سؤال را از حدیث لطیفى که از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده، مى توان دریافت آنجا که مى فرماید: وَ تُعْطِیْهِمْ طُرَفَ الْهَدایا مِنَ اللّهِ لِمَواقِیْتِ الصَّلوةِ الَّتِى کانُوا یُصَلُّوَن فِیْها فِى الدُّنْیا: هدایاى جالب و نخبه از سوى خداوند بزرگ در اوقاتى که در این دنیا نماز مى خواندند، به آنها در بهشت مى رسد .(۲) از این حدیث، استفاده مى شود: این هدایاى ممتاز که به هیچ وجه نمى توان ماهیت آن را حتى با حدس و تخمین بیان کرد، نعمت هائى است بسیار پرارزش که علاوه بر نعمت هاى معمول بهشتى، صبح و شام به آنها اهدا مى گردد. آیا تعبیر آیه فوق، و حدیثى که در بالا ذکر شد، دلیل بر این نیست که: زندگى بهشتیان یکنواخت نمى باشد، بلکه، هر روز و هر صبح و شام موهبت جدید و لطف تازه اى شامل حالشان مى شود؟ و آیا مفهوم این سخن آن نیست که: در آنجا سیر تکاملى انسان ادامه خواهد داشت هر چند اعمال تازه اى در آنجا انجام نمى دهد؟ ولى با مرکبى که از معتقدات و اعمالش در این جهان فراهم ساخته، سیر تکاملى خود را ادامه خواهد داد. * * * پس از توصیف اجمالى بهشت و نعمت هاى مادى و معنوى آن، بهشتیان را در یک جمله کوتاه معرفى کرده، مى گوید: این همان بهشتى است که ما به ارث به بندگان پرهیزگار مى دهیم (تِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ کانَ تَقِیّاً). و به این ترتیب، کلید درِ بهشت با تمام آن نعمت ها که گذشت چیزى جز تقوا نیست. گر چه تعبیر به عِبادِنا (بندگان ما) اشاره اجمالى به ایمان و تقوا دارد، ولى اینجا جائى نیست که به اشاره اجمالى اکتفا شود، بلکه، با صراحت باید این حقیقت بیان گردد که: بهشت تنها جاى پرهیزکاران است. باز در اینجا به کلمه إِرْث برخورد مى کنیم که: معمولاً به اموالى گفته مى شود که: از کسى به دیگرى بعد از مرگش، انتقال مى یابد، در حالى که بهشت مال کسى نبوده و ظاهراً انتقالى در کار نیست. پاسخ این سؤال را از دو راه مى توان گفت: ۱ ـ ارث از نظر لغت، به معنى تملیک آمده است و منحصر به انتقال مالى از میت به بازماندگانش، نمى باشد. ۲ ـ در حدیثى، از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: ما مِنْ أَحَد إِلاّ وَ لَهُ مَنْزِلٌ فِى الْجَنَّةِ وَ مَنْزِلٌ فِى النّارِ، فَأَمَّا الْکافِرُ فَیَرِثُ اْلُمؤْمِنَ مَنْزِلَهُ مِنَ النّارِ، وَ الْمُؤْمِنُ یَرِثُ الْکافِرَ مَنْزِلَهُ مِنَ الْجَنَّةِ: هر کس، بدون استثناء منزلگاهى در بهشت و منزلگاهى در دوزخ دارد، کافران منزلگاه دوزخى مؤمنان را به ارث مى برند، و مؤمنان جایگاه بهشتى کافران را !(۳) ذکر این نکته نیز لازم است که: وراثت به آن معنى که در حدیث آمده بر اساس پیوندهاى نسبى نیست، بلکه، بر اثر پیوند مکتبى و عملى و تقوا است. از شأن نزولى که بعضى از مفسران در آیه فوق، نقل کرده اند نیز همین معنى استفاده مى شود که: یکى از مشرکان به نام عاص بن وائل مزد کارگر خود را (که گویا مرد مسلمانى بوده است) نپرداخت، و به طعنه گفت: اگر آنچه محمّد مى گوید، حق باشد ما از هر کس به نعمت هاى بهشت سزاوارتریم، در همانجا مزد این کارگر را به طور کامل خواهم پرداخت! آیه فوق نازل شد و گفت: این بهشت مخصوص بندگان با تقوا است . ✍ پی نوشت: ۲ ـ تفسیر روح المعانى ، جلد ۱۶، صفحه ۱٠۳. ۳ ـ نور الثقلین ، جلد ۲، صفحه ۳۱ (در این زمینه در جلد ششم تفسیر نمونه ، صفحه ۱۷۷ نیز بحث کرده ایم). ✔️ پایان @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
📝 شرح و تفسیر حکمت ۳۷۱ 🗝 کلیدهای سعادت دنیا و آخرت 🔷ده موضوع مهم و سرنوشت ساز: امام(عليه السلام)
📝 شرح و تفسیر حکمت ۳۷۱ 🗝 کلیدهای سعادت دنیا و آخرت حقيقت قناعت يك ملكه درونى است كه انسان با داشتن آن با حدّاقل لازم براى زندگى مى سازد و به دنبال زرق و برق و اضافات و تشريفاتى كه وقت و فكر و عمر انسان را مصروف خود مى سازد نمى رود و به همين دليل آلوده انواع گناهان و مسائل غير اخلاقى نمى شود. اضافه بر اين، شخص قانع، آزادگى فوق العاده اى دارد زيرا زير بار منت هيچ كس نيست; در حديثى از اميرمؤمنان(عليه السلام) در غررالحكم آمده است: «الْحُرُّ عَبْدٌ مَا طَمِعَ وَ الْعَبْدُ حُرٌّ إِذَا قَنِعَ; شخص آزاده، برده است هنگامى كه طمع كند، و برده، آزاده است هنگامى كه قناعت پيشه كند».[4] در ششمين نكته مى فرمايد: «هيچ مالى براى نابودى فقر بهتر از رضا به مقدار نياز نيست»; (وَلاَ مَالَ أَذْهَبُ لِلْفَاقَةِ مِنَ الرِّضَى بِالْقُوتِ). اين جمله كه در واقع تكميل كننده جمله سابق است اشاره به اين دارد كه بى نيازى حقيقى در آن است كه انسان به ضروريات زندگى راضى باشد و درپى مال اندوزى و فراهم كردن اسباب و وسايل تجملاتى كه به يقين مورد نياز او نيست خود را به زحمت نيفكند كه اين نوعى فقر و آن نوعى غناست. در هفتمين نكته باز بر آنچه در نكته پنجم و ششم گذشت به گونه ديگرى مهر تأييد مى زند و مى فرمايد: «آنكس كه به مقدار نياز اكتفا كند به آسايش و راحتى هميشگى دست يافته و در فراخناى آسودگى جاى گرفته است در حالى كه دنياپرستى كليد رنج و بلا و مَركب تعب و ناراحتى است»; (وَمَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَةِ الْكَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ وَ الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ وَمَطِيَّةُ التَّعَبِ). «تبوأ» از ماده «تبوِئَه» (بر وزن تذكره) به معناى سكنى دادن به قصد دوام و بقاست. «خفض» معانى متعددى دارد ازجمله تنزل و كاهش، فروتنى و نيز به معناى آسايش و فراخى زندگى است. «دعة» به معناى آسودگى و «رغبة» به معناى دنياپرستى و «نَصَب» به معناى خستگى و درماندگى و «مطية» به معناى مركب است. روشن است كه آنچه انسان را در زندگى به زحمت و رنج مى افكند دنياپرستى است وگرنه براى به دست آوردن يك زندگى ساده آميخته با قناعت، رنج و زحمت زيادى لازم نيست و همان طور كه امام(عليه السلام) در جمله بالا فرمود، دنياپرستى است كه كليد رنج و ناراحتى هاست و مركب ناراحتى و تعب است. در پايان براى تكميل نكات گذشته به نكته ديگر كه ناظر به سه رذيله اخلاقى است با ذكر آثار آن ها اشاره كرده، مى فرمايد: «حرص و تكبر و حسد انگيزه اى هستند براى فرو رفتن در گناهان، و شر و بدكارى، جامع تمام (اين) عيب هاست»; (وَالْحِرْصُ وَالْكِبْرُ وَالْحَسَدُ دَوَاع إِلَى التَّقَحُّمِ فِي الذُّنُوبِ، وَ الشَّرُّ جَامِعُ مَسَاوِي الْعُيُوبِ). «تقحُّم» به معناى فرو رفتن در چيزى است. سه رذيله اى كه امام(عليه السلام) به عنوان انگيزه غوطه ور شدن در گناهان بيان فرموده همان سه رذيله معروف آغاز آفرينش انسان است; شيطان بر اثر تكبر رانده درگاه خدا شد و آدم به دليل حرص، ترك اولى كرد و از درخت ممنوع خورد و از بهشت اخراج شد و قابيل براثر حسد، نخستين قتل و جنايت را در عالم بنيان نهاد و منفور ساحت قدس پروردگار گشت. ✍ پی نوشت: [4]. غررالحكم، ح 8975. ↩️ ادامه دارد... @Nahjolbalaghe2