eitaa logo
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
1.5هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
32 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. «أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ ۚ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا باغهاى جاویدان بهشتى که خداوند رحمان بندگانش رابه آنوعده داده است، هرچند آن را ندیده اند. به یقین وعده خدا تحقق یافتنى است. (مریم/۶۱) * لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا ۖ وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا در آن جا هرگز گفتار لغو و بیهوده اى نمى شنوند. و جز سلام در آن جا سخنى نیست. و هر صبح و شام، روزى آنان در بهشت آماده است. (مریم/۶۲) * تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا این همان بهشتى است که به بندگان ما که پرهیزگار باشند، به ارث مى دهیم. (مریم/۶۳) @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
در آیه ۷۵ سوره مائده نیز از مریم مادر عیسى(علیه السلام) به عنوان صِدّیقه تعبیر مى کند و مى گوید،
📝تفسیر سوره مبارکه مریم آیات ۶۰ الی ۶۳ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی ✅ توصیفى از بهشت در این آیات، توصیف بهشت و نعمت هاى بهشتى شده است که در آیات گذشته از آن یاد شده بود. نخست بهشت موعود را چنین توصیف مى کند: باغ هائى است جاودانى که خداوند رحمان، بندگانش را به آن وعده داده است، و آنها آن را ندیده اند (ولى به آن ایمان دارند) (جَنّاتِ عَدْن الَّتِی وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَهُ بِالْغَیْبِ). وعده خدا حتماً تحقق یافتنى است (إِنَّهُ کانَ وَعْدُهُ مَأْتِیّاً). قابل توجه این که: در آیات گذشته که سخن از توبه، ایمان و عمل صالح بود و به دنبال آن وعده بهشت، جَنَّت به صورت مفرد آمده بود، اما در اینجا به صورت جمع (جَنّات); زیرا بهشت در حقیقت مرکب از باغ هاى متعدد و فوق العاده پر نعمتى است که در اختیار مؤمنان صالح قرار دارد. توصیف به عَدْن ، که به معنى همیشگى و جاودانى است، دلیل بر این است که: بهشت همچون باغ ها و نعمت هاى این جهان نیست که زائل شدنى باشد; زیرا چیزى که انسان را در رابطه با نعمت هاى بزرگ این جهان نگران مى سازد، این است که: همه آنها سرانجام زوال پذیرند، اما این نگرانى در مورد نعمت هاى بهشتى وجود ندارد.(۱) کلمه عِبادَهُ به معنى بندگان مؤمن خداوند است نه همه بندگان، و تعبیر بِالْغَیْب که بعد از آن گفته شده است، یعنى از دیده هاى آنها پنهان است و به آن ایمان دارند، در آیات ۲۹ و ۳٠ سوره فجر نیز مى خوانیم: فَادْخُلِى فِى عِبادِى * وَ ادْخُلِى جَنَّتِى: در سلک بندگانم درآ * و در بهشتم وارد شو ! این احتمال نیز، در معنى بِالْغَیْب وجود دارد که نعمت هاى بهشتى آن چنان است که هیچ چشمى ندیده، و هیچ گوشى نشنیده، و حتى به مغزهاى انسان ها، خطور نکرده است، و به کلى از حس و درک ما غائب است، جهانى است برتر، وسیع تر و مافوق این جهان که ما تنها شبحى از آن را از دور با چشم جان مى بینیم. * * * پس از آن، به یکى دیگر از بزرگترین نعمت هاى بهشتى اشاره کرده، مى گوید: آنها هرگز در آنجا سخن لغو و بیهوده اى نمى شنوند (لایَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً). نه دروغى، نه دشنامى، نه تهمتى، نه زخم زبانى، نه سخریه اى و نه حتى سخن بیهوده اى. تنها چیزى که در آنجا مرتباً به گوش مى خورد، سلام است (إِلاّ سَلاماً). سَلام به معنى وسیع کلمه که دلالت بر سلامت روح، فکر، زبان، رفتار و کردار بهشتیان دارد. سلامى که آن محیط را، بهشتى کرده و هر گونه اذیت و ایذاء از آن برچیده شده است. سلامى که نشانه یک محیط امن و امان، یک محیط مملوّ از صفا، صمیمیت، پاکى، تقوا، صلح و آرامش است. در آیات دیگر قرآن نیز، همین حقیقت با تعبیرات مختلفى آمده است، در آیه ۷۳ سوره زمر مى خوانیم: وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ: خازنان بهشت به هنگام ورود به آنها مى گویند: سلام بر شما، همیشه خوش و خوشحال باشید، پاک و پاکیزه باشید، بفرمائید وارد بهشت شوید، و جاودانه بمانید ! در آیه ۳۴ سوره ق مى خوانیم: ادْخُلُوها بِسَلام ذلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ: با سلام و سلامت وارد آن شوید امروز روز خلود و جاودانى است . نه تنها فرشتگان بر آنها درود مى فرستند و خود آنها به یکدیگر، بلکه خداوند نیز، چنان که در سوره یس آیه ۵۷ آمده، بر آنها سلام مى فرستد: سَلامٌ قَوْلٌ مِنْ رَبّ رَّحِیْم: سلام بر شما باد، این سلامى است از پروردگار مهربان به شما بهشتیان . آیا محیطى باصفاتر و زیباتر از این محیط آکنده از سلام و سلامت، وجود دارد. و به دنبال این نعمت، به نعمت دیگرى اشاره مى کند، مى گوید: هر صبح و شام روزى آنها در بهشت در انتظارشان است ( وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیها بُکْرَةً وَ عَشِیّاً). این جمله دو سؤال را برمى انگیزد: نخست این که: مگر در بهشت صبح و شامى وجود دارد؟ پاسخ این سؤال در روایات اسلامى آمده: گر چه در بهشت همواره نور و روشنائى است اما بهشتیان از کم و زیاد شدن نور و نوسان آن شب و روز را تشخیص مى دهند. سؤال دیگر این که: از آیات قرآن به خوبى استفاده مى شود که بهشتیان هر چه بخواهند از مواهب و روزى ها در اختیارشان همیشه، و در هر ساعت وجود دارد، این چه رزقى است که فقط صبح و شام به سراغ آنها مى آید؟ ✍ پی نوشت: ۱ ـ عَدْن در لغت به معنى اقامت است و در اینجا این مفهوم را مى رساند که ساکنان آن همیشه در آن مقیم خواهند بود. ↩️ ادامه دارد... @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
 📝 شرح و تفسیر خطبه ۹۱ بخش پانزدهم ✅ او از همه چيز آگاه است: با دقّت در بخش هاى مختلف اين خطبه عجيب
📝 شرح و تفسیر خطبه ۹۱ بخش پانزدهم ↩️ سپس از اسرار درون انسان گذشته، به سراغ کوچکترين موجودات جهان مى رود; مى فرمايد: «خداوند از درون لانه هاى تابستانى مورچگان، و خانه هاى زمستانى حشرات، و آهنگ اندوهبار زنان غمديده، و صداى آهسته گامها آگاهى دارد». (وَ مَصَائِفُ(6) الذَّرِّ، وَ مَشَاتِي(7) الْهَوامِّ(8)، وَ رَجْعِ الْحَنِينِ(9) مِنَ الْمُولَهَاتِ(10)، وَ هَمْسِ(11) الأَقْدَامِ). تکيه بر خانه هاى تابستانى مورچگان، از اين نظر است که در تابستان کانون پرجوش و خروشى است که انسان را به ياد يک جامعه فعّال و پر تلاش - که با نظم و تدبير خاصّى اداره مى شود - مى اندازد و تکيه بر خانه هاى زمستانى حشرات، شايد از اين نظر است که آنها در زمستان در خواب عميقى فرو مى روند و گاه چندين ماه طول مى کشد، که به «خواب زمستانى» معروف است; خانه هاى آنها در اين فصل، شبيه گورستانى است خاموش، در حالى که در واقع مرکز تجمع زندگان است. تکيه بر ناله هاى اندوهبار زنان غمديده و صداى آهسته قدم ها از اين نظر است که هر کدام را صداى خاصّى است و بيانگر واقعيت جداگانه اى. يکى از سوز و درد درونى حکايت مى کند و ديگرى از مخفى کارى و احتياط; يعنى خداوند هم از مراکز پر ازدحام باخبر است و هم از مکان هاى خاموش. "در ادامه اين سخن، باز انگشت روى امور ديگرى از امور لطيف و ظريف و مخفى و پنهان گذارده و شمول علم بى پايان پروردگار را نسبت به آن، با تعبيراتى بسيار جالب و زيبا روشن مى سازد. مى فرمايد: «خداوند از جايگاه پرورش ميوه ها در درون غلاف شکوفه ها، و از مخفى گاههاى وحوش در درون غارهاى کوه ها و اعماق درّه ها و از نهانگاه پشه ها در ميان ساقه ها و پوستهاى درختان، و از محلّ پيوستگى برگها به شاخه ها و از جاى حرکت نطفه ها از صلب (پدران) وآميزش با نطفه (مادران) در درون رحم ها مطّلع است». (وَ مُنْفَسَحِ(12) الثَّمَرَةِ مِنْ وَلاَئِجِ(13) غُلُفِ(14) الأَکْمَامِ(15)، وَ مُنْقَمَعِ(16) الْوُحُوشِ مِنْ غِيرَانِ(17) الْجِبَالِ وَ أَوْدِيَتِهَا، وَ مُخْتَبَاءِ الْبَعُوضِ بَيْنَ سُوقِ(18) الأَشْجَارِ وَ أَلْحِيَتِهَا(19)، وَ مَغْرِزِ(20) الأَوْرَاقِ مِنَ الأَفْنَانِ(21)، وَ مَحَطِّ الأَمْشَاجِ(22) مِنْ  مَسَارِبِ(23) الأَصْلاَبِ). تعبير به «مَنْفَسَح» که به معناى جايگاه وسيع است، اشاره به اين نکته مى کند که خداوند براى پرورش ميوه ها در درون شکوفه ها جايگاه وسيعى آفريده که اجازه مى دهد به ميوه، از نقطه کوچکى شروع کند و گسترش پيدا کند تا زمانى که تمام آن محل را پر کند. تعبير به «مُنْقَمَعِ الوُحوش» نشان مى دهد که حيوانات بيابان، براى محفوظ ماندن از حمله حيوانات ديگر به غارها و درّه ها پناه مى برند و به هنگام لزوم براى شکار کردن يا ساير حوائج بيرون مى آيند." ✍ پی نوشت: 6. «مَصائف» جمع «مصيف» به معناى اقامتگاه تابستانى است; (از مادّه «صيف» به معناى تابستان). 7. «مَشاتى» جمع «مَشْتى» به معناى اقامتگاه زمستانى است (از ماده «شتاء» به معناى زمستان). 8. «هوام» جمع «هامّه» به معناى حشرات گزنده خطرناک است و گاه به مطلق حشرات اطلاق مى شود. 9. «حنين» به معناى ناله است (از مادّه «حنان» به معناى نازک دلى گرفته شده است). 10. «مولهات» به معناى زنان غمگين است از مادّه «وله» (بر وزن فرح) به معناى خوشحالى يا اندوه شديدى است که عقل انسان را مى ربايد. 11. «همس» (بر وزن لمس) به معناى صداى آهسته و پنهان است و گاه به صداى پاى برهنه اطلاق مى شود. 12. «مُنفسح» به معناى جايگاه وسيع از مادّه «فسح» (بر وزن مسح) به معناى وسعت دادن گرفته شده است. 13. «ولائج» جمع «وليجه» به معناى لباس زيرين و محرم اسرار و امر پنهانى است (از مادّه «ولوج» به معناى داخل شدن پنهانى). 14. «غُلف» جمع «غلاف» که معناى آن مشهور است. 15. «أکمام» جمع «کمّ» (بر وزن جنّ) به معناى برگهايى است که شکوفه ها را مى پوشاند و بعيد نيست اضافه «غُلُف» به «أکمام» اضافه بيانيّه باشد. 16. «مُنقمع» به معناى محلّ اختفا است (از مادّه «انقماع» به معناى اختفا گرفته شده است). 17. «غيران» جمع «غار» که معناى آن معروف است. البتّه عرب به غارهاى وسيع، کهف مى گويد. 18- «سُوق» جمع «ساقه» مانند ساقه درختان و گياهان است. 19. «ألحيه» جمع «لحاء» (بر وزن کتاب) به معناى پوست درختان است. 20. «مَغْرز» به معناى محلّ ريشه هاى هر چيزى است; (از مادّه «غرز» (بر وزن فرض) به معناى فرو کردن است، مانند فرو کردن سوزن در پارچه). 21. «أفنان» جمع «فنن» (بر وزن قلم) به معناى شاخه تازه و پر برگ درختان است. 22. «أمشاج» جمع «مشج» (بر وزن مشق، يا بر وزن سبب) به معناى شىء مخلوط است. 23- «مَسارب» جمع «مسرب» (بر وزن مرکب) به معناى محلّ راه رفتن در سراشيبى يا ريزش آب و مانند آن است. (از مادّه «سرب» (بر وزن حرب) به معناى راه سراشيبى است). ↩️ ادامه دارد... @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
☀️ امام صادق علیه السلام: ما صبور هستیم ولی شیعیان ما از ما صبورترند زیرا ما میدانیم و صبر میکنیم و آنها صبر میکنند در حالی که نمیدانند چه خواهد شد. @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا