آنتیگونه : تو تاحالا عاشق شدی ؟
تیرسیاس : عشق خطرناکه خانوم !
آنتیگونه : چرا ؟!
تیرسیاس : چون نمیذاره از
چیزای خطرناک بترسی !
از میآن نعمت هآی خدا
ڪه به بندگان عطا ڪرده،
عقل تنها چیزیست ڪه
هیچڪس شڪایت
نمیڪند ڪه ڪم گرفته است...
اکنون من و او
دو پارهیِ یک واقعیتایم
در روشنائی زیبا
در تاریکی زیباست.
در روشنائی دوسترش میدارم.
و در تاریکی دوسترش میدارم.
من به خلوتِ خویش از برایاش شعرها میخوانم که از سرِ احتیاط هرگزا بر کاغذی نبشته نمیشود. چرا که چون نوشته آید و بادی به بیروناَش افکنَد از غَضَب پوست بر اندامِ خواننده بخواهد درید
تو سرزمین ِ منی
در چشم های بلوطی ِ تو ؛
هاله های سبز
تو بزرگ ،زیبا ،پیروز
تو ،حسرت ِ دور و نزدیک ِ منی
دوستـــی مثـل متـکا میمونـه
وقتـیخستـهایبهـشتکیـهمیکنـی
وقتیخوشحالیبهشتکیهمیکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتیشوخیتمیگیرهپرتشمیکنی
وقتیسرتشلوغازجلودستوپابرشمیداری
امادیریازودبازهمبهش،احتیاجپیدامیکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت…
قشنگترین متنی
که امروز خوندم:
با آدمایی که
دوسشون دارید
حرف بزنید؛
وقتی ناراحتن
وقتی خوشحالن
وقتی عاشقن
وقتی دلخورن
و نمیتونن ببخشن
وقتی غصه امونشونو بُریده
وقتی اعصابشون خورده
آدمیزاد اگه حرف نزنه
باید تنهایی بار درداشو
به دوش بکشه؛
حرفِ دل
آدمارو پیر میکنه
حرف بزنید
پرسیدند : او را با دنیا عوض میکنی ؟
خنده ای کردم و گفتم
مگر میشود عوض کنم او را با خودش !
میگن
وقتی دوتا مولکول بهم پیوسته رو از هم جدا کنی
و هرکدومو تو فاصله خیلی دور از اونیکی بزاری
هر اتفاقی که برای یکی بیفته
واسه اونیکی هم می افته :))