نیما خرده شکستههای لیوان را جمع میکند و سرم را میگیرد توی بغلش. میپرسم این خیابان ته ندارد؟ میگوید کی میآیی؟ نمیدانم. شاید هیچوقت.
قربانی یاد میگیره با تبدیل شدن به چیزی که ازش متنفره، زنده بمونه. ولی بعدش یهروزی به آینه نگاه میکنه و اهریمن رو میبینه که بهش خیره شده.
من فقط سعی نمیکردم که بمیرم، من سعی داشتم شخصیتی که به اون تبدیل شدم رو نابود کنم.
هر بار که شکست خوردم، هر بار که با بانداژ و پشیمونی از خواب بیدار شدم، داشتم با هیولای توی آینه میجنگیدم.
Melanie Martinez12 - EVIL.mp3
زمان:
حجم:
10.5M
00:34
See, the horns on my head, they're from goddesses
Goddesses, on God
No, I never knew what it meant
What it meant to be content with you
Everything I expressed, I professed
It never quite made it through
Said, "It's all in my head," all in my head
Whenever I spoke my truth
No, I won't defend you to all my friends
This time, I refuse