● - - - - - - - - •✨🌚•- - - - - - - -●
#نیهان
#پــارت_556
وارد آشپزخانه شدم و نگاهم را چرخاندم. با دیدن دخترکی که مشغول شستن ظرفها بود، صدایم را اندکی بلند کردم و گفتم:
- غذا هست؟
به سمتم برگشت و با زدن لبخندی، سریع دستانش را شست و خشک کرد سری تکان داد، به سمت گاز رفت.
- بله خانم، براتون گرم کنم؟
سرم را به نشانهی بله تکان دادم و روی صندلی نشستم. به گمانم این دختر همسن خودم باشد. از صورت و صدایش که این چنین برداشت میشود.
- چند سالته؟
هول کرده به سمتم برگشت و گفت:
- چیشده خانم؟ هجده سالمه.
شانهای بالا انداختم و زیر لب گفتم:
- همینجوری.
با مشغول شدنش، سرم را به تأسف برای خودم تکان دادم. او حداقل یکی دوسال از من بزرگتر بود. حتی از او هم بچهتر بودم برای این همه بیچارگی! اکنون کاملا اطمینان داشتم که تنها انسان بدبخت این عالم هستم...!
●- - - - - - - - • ✨🌚•
کپی؟راضینیستم.