● - - - - - - - - •✨🌚•- - - - - - - -●
#نیهان
#پــارت_567
چندین بار با خودم عهد و پیمان بستم تا دست از فکر کردن به این چیزها و گذشتهی شومم بردارم. ولی هربار دوباره مشغول تحلیل و آنالیز آنها میشوم.
شایدم مقصر من نبودم، بلکه این طبیعت آدم بود. اینکه زندگیِ حال و آیندهاش وابسته شود به گذشته! گذشتهای که هرچند تاریک و شوم باشد.
شاید همین گذشته بود که باعث میشد هرکس در زندگیاش، درس عبرت و تجربههایی را کسب کند. تا کسی از چیزی آسیب نبیند، از آن گریزان نمیشود.
دقیقا مثل حالِ من، آنقدر فریب خوردنم برایم گران تمام شد که مطمئنم حتی اگر آدمی را درحال سوختن ببینم، دست کمک به جلو نمیبرم.
نمیبرم چون یکبار سر فیلمی مسخره و دروغ زندگیام را باختم. باختنِ چیزی که سخت به دست میآید، من محبت را باختم!
محبتِ شهریار به خودم، محبتِ زینب خانم به خودم و حتی محبتِ آقا محسن و منصور را... من همه را باختم.
تنها چیزی که در مقابل آنها به من رسید، هاتف بود. پیرمردی چندش و احمق که سنش با پدرم برابری میکرد.
●- - - - - - - - • ✨🌚•
کپی؟راضینیستم.