● - - - - - - - - •✨🌚•- - - - - - - -●
#نیهان
#پــارت_570
لبخندی از اجبار و تنها برای اینکه احساس صمیمیت به سمیه هدیه کنم برلب آوردم و با مهربانی لب زدم:
- هاتف چند تا زن داشته؟
سرش که تا کنون تقریباً پایین بود، ناگهان بالا آمد و در چشمان من نگاه کرد. با ترس نگاهی به درب اتاق انداخت و همراه با گاز گرفتن لبانش پشت دستش کوبید.
متعجب به حرکاتش نگاه میکردم و ناگهان خندیدم. یک تک جملهی من چقدر عجیب و ترسناک بود که این همه واکنش در پی داشت؟
- خانم دیگه نپرسید توروخدا.
دیوانه شده بودند؟! مشکلی نداشت این سوال! دقیقا از کجای آن بَدش آمده بود؟
- مشکلش چیه؟
کمی جلوتر آمد و تن صدایش را پایین آورد. در حالی که به زور میتوانستم جملاتش را متوجه شوم گفت:
- کسی حق نداره تو کار آقا دخالت کنه! حتی مارال خانم.
●- - - - - - - - • ✨🌚•
کپی؟راضینیستم.